
پایگاه خبری اولکامیز – عبدالغفار آخوند قرنجیک:
🇮🇷 مرثیه مادر ترکمن ، با حال و هوای حماسی با الهام از زبان ، روحیه و عشق و روایت گری مادر ترکمن برای وطن ؛ برای شهید ترکمن رحیم کتوکی 🇮🇷
ای بالام…
ای نورِ چشمِ مادر…
از روزی که نامت را در میان باد شنیدم،
چارقدم سنگین شد
و دلم مثل دشتِ بیباران ترک خورد.
تو همیشه میگفتی:
«انه جان… دلِ مرد باید مثل اسب ترکمن صبور باشد.»
اما حالا این دلِ مادر است
که باید صبوری کند…
صبوری در نبودِ تو،
در آغوشی که خالیتر از همهٔ دشتهاست.
پسرم ( اوغلم ) …
وقتی کوچک بودی،
با دستان کوچکت چینهای صورتم را لمس میکردی
و میگفتی:
«انه جان، قوی باش.»
امروز خودم همان حرفت را
با اشکهای آرام
زیر لب تکرار میکنم…
قوی باش مادر،
قوی باش که بال هایت پرکشیده.
ای جانِ من…
امشب،
باد از میان نیزارها رد میشود
و بوی پیراهنت را برایم میآورد.
صدای دلتنگی دارد…
صدای همان مادرانی
که در گوکتپه گریستند
اما خم نشدند.
من هم همانم—
گریان،
اما ایستاده.
ای بالام…
تو رفتی،
ولی یادت در خاک ایران روشن است.
هر بار که به آسمان دلت نگاه میکنم،
احساس میکنم بخشی از نورت
هنوز کنارم نشسته است.
منبع – کانال کوموش تپه
www.ulkamiz.ir


