نوای موسیقی در قربان آباد و اقدام جالب یک مجری
پایگاه خبری اولکامیز – لطیف ایزدی:
پرده اول:
پس از گذشت مراسم چهلم رهبر شهید انقلاب و سرداران و مقامات ارشد نظام ، جشن های عروسی در ترکمن صحرا همچون مناطق دیگر ایران آغاز شد. اگر چه با آتش بس امیدها زنده شد ولی هنوز نگرانی در جامعه موح می زند. همه به عیر از افراطیون امیدوار هستند که این اتفاق به صلح پایدار مبدل شود و شر جنگ از آسمان کشور عزیزمان دور بماند. چرا که مردم زندگی را بر مرگ ترجیح می دهند و به دنبال صلح، آرامش و رفاه هستند. هر چند که خملات آمریکا و اسرائیل متجاوز را محکوم می کنند و تا پای جان دز برابر دشمنان می ایستند و از سرزمین شان دفاع می کنند.
پرده دوم :
روستایی که نام آن از قربان سردار یکی از مباشران دوره پهلوی اول گرفته که یکی از بزرگان منطقه آق قلا بوده است. اکثریت مردمش از دوگونچی کوچیده و اصالتا از این روستا هستند و با آنها خویشاوند می باشند.
قربان آباد نزدیک ترین روستای ترکمن صحرا به گرگان می باشد و این ظرفیت خوبی برای توسعه آن جاست.
در سومین شب آتش بس، آسمان روستای قربان آباد سرشار از شور و شادی و نشاط بود. شامگاه جمعه بیست و یکم فروردین به مناسبت جشن عروسی یوسف دوگونچی فرزند یعقوب طنین موسیقی کلاسیک بر پا بود.
آن سب فضای روستا زنده بود و حال و هوایی دیگر داشت.
آن شب سفره ها گسترده و از میهمانان و مشتاقان موسیقی به گرمی پذیرایی می شد.
آن شب باخشی ادریس حاجی کر و نوه ی هنرمندش ماهر کر با مجری گری اماندردی مقدر لحظات شیرین و بیادماندنی را رقم زدند.
آن شب ماهر کر نگاهها را به خود معطوف ساخت. او هم ارگ می نواخت و هم دوتار. این دانش آموز دوره دوم ابتدایی نبوغ و استعداد والایش را با نوازندگی و خوانندگی اثبات کرد.
در قربان آباد خلیفه ادریس کر، فرهنگی بازنشسته بندرترکمنی؛ ترانه هایی همچون: گورن دالسینگ از شاعر شهیر ترکمن ستار سوقی، دوغانیم سروده شاعر شهر نبارالوم اماندردی مقدر، قارری خانه ، گلین گلسه اوی لاره، چاروا قیزی، داقایین و . . . را به زیبایی اجرا کرد.
لحظاتی نازمحمد کر مجری بندرترکمنی که میهمان بود به صحنه دعوت شد و چند شعر زیبا قرائت کرد.
در قربان آباد مجری مراسم سئوالی طرح کرد که جالب توجه بود. وی از جمعیت حاضر معنای دوگونچی را پرسید.
پرده سوم :
عصر جمعه بود که ایشان طی تماس تلفنی معنای دوگونچی را پرسید و گفت در قربان آباد برنامه دارم و میخواهم از زبان شما معنای دوگونچی را به حاضرین بیان کنم. اگر چه تلفنی کوتاه و گذرا پاسخ دادم اما اینجا در چند روایت بیان می کنم البته این ها را از بزرگان و افراد مطلع شنیده بودم:
روایت اول: در زمان های خیلی قدیم زنی باردار می زیست. او قبل از وضع حملش به فرزندی که در درونش داشت به قصد تحبیب و دوست داشتن عبارت ترکمنی ( دوگونچی جیگیم ) را بکار می برد. پس از تولد فرزند، به آن نوزاد دوگونچی نام نهادند.
روایت دوم: دوگونچی اساسا اسم و نام طایفه است مثل طانا و یانپی و . . و معنای خاص دیگری ندارند. آنها جزئی از قوم بزرگ آتابای هستند.
روایت سوم : بنا به گفته ریش سفیدها دوگونچی کسانی بوده اند که به شغل دامداری اشتغال داشته و کوچرو بوده اند و در بستن و باز کردن گره دام ها و احشام مهارت زیادی داشته اند.
روایت چهارم: دوگونچی به معنای مشکل گشاست. کسانی که در بین مردم ، بزرگ ، ربش سفید و یاشولی بوده . نفوذ کلام داشتند و بین طرفین دعوا صلح و سازش ایجاد می کردند و یا اختلاف ها را به یک نظر و رای واحد رسانده و به آن پایان می دادند.
روایت آخر را یک استاد دانشگاه از ترکیه برایم بیان کرد و گفت: واژه ( دوگون ) در واقع همان ( دوون ) است که به مرور زمان در بین مردم ( دوگون ) تلفظ شده است. دوون در زبان ترکی استانبولی به معنی جشن و عروسی است. دوگونچی ها کسانی بوده اند که از قدیم اهل جشن و شادی بوده اند. ملتی که به ساز و موسیقی دلبستگی عجیبی داشته و به هنر و هنرمندان بها و ارزش می دادند.
پرده چهارم:
اجرای موسیقی سنتی و کلاسیک در جشن های عروسی علاوه بر اینکه شادی می آفریند می تواند قسمتی هر چند کوچک از فرهنگ و ادبیات و هنر ترکمن را معرفی کند و آن را به جوانان بشناساند و نسل نو را با هویت و گذشته خود آشنا سازد. از این منظر سئوال دوست شاعرم قابل تامل و بسیار جالب بود. به خلاقیت و پرسشگری وی درود می فرستم و او را تحسین می کنم.
امان دوردی مقدر بر این باور است که مجریان عزیز در هر روستا ، شهر و یا محله ای برنامه ای دارند فقظ شعر نخوانند اگر چه خوانش شعر لازم است ولی کافی نیست. بلکه در فواصل برنامه کوتاه سخن بگویند و به معرفی مکان عروسی و یا بیان وجه تسمیه و معرفی بزرگان آنجا بپردازند.
وی می گوید من در برخی مجالس عروسی با توجه به شرایط و موقعیت زمانی و مکانی سئوالی در باره فرهنگ و ادبیات و . . مطرح می کنم و به کسانی که پاسخ درست می دهند جایزه می دهم. این سئوالات در اجتماع تلنگر ایجاد می کند و آنها را به تفکر و تامل سوق می دهد تا بپرسند و تحقیق کنند و آنچه نمی دانند را بیاموزند و بر علم شان بیافزایند.
پرده پنجم:
سخن آخر اینکه مجالس بزم و شادی و محافل عروسی ظرفیت فرهنگی هنری بزرگی است که باید آن را مغتنم شمرد. این رویدادها در کنار ایجاد همدلی ها و برادری ها و انسجام و شادی افزا بودن می توان بهتر مدیریت کنیم و از آن در جهت معرفی تاریخ ، فرهنگ ، هنر و ادبیات ترکمن بهره مند شویم.
WWW.ULKAMIZ.IR





