
پایگاه خبری اولکامیز – نجمه تیوجی نژاد، دانش آموز یازدهم دبیرستان ولی محمدی گنبد:
گاهی باید دست خودت را بگیری همانطور که آرزو داشتی کسی اینگونه دستانت را بگیرد،و به جای برآورده شدن این آرزو ،خودت این آرزو را برای همه برآورده کردی.
گاهی باید بنشینی روبه روی آینه و مرور کنی تمام از دست داده ها و بدست آوردن هایت را، اشک ها و خنده هایت را و قدر بدانید خودت را، نه برای اینکه بی نقصی، برای اینکه واقعی هستی.
گاهی باید سرت را بگیری بالا و نداشته هایت را ترجیح بدهی به داشته های کسی، نبودن هایت را به بودن های دیگری، اشک هایت را به خنده های آنها قدم های آهسته آن را به دویدن های آنها.
چون تو بوده است حتی در نداشته هایت ، بوده ای در نبودن هایشان ،بوده ای در حال بدت، بوده ای در لنگ زدن هایت.
و این بودن ها با با نفس کشیدنش آرام در تاریکی با دست کشیدن روی زخم های که دیگر نمی سوزند، بلکه یاد می دهند.
تو بوده ای،حتی وقتی که تمام دنیا بودنت را انکار می کردند.
و همین بودن، همین مقاومت خاموش، شروع دوست داشتن خودت شد.
www.ulkamiz.ir



