جامعه، بازار و موبایل

پایگاه خبری اولکامیز- آنه محمد مارامایی
انسان در گذر زمان با بعضی صحنه ها و جریانات روبرو می شود که انسان را ناخدا بفکر و تعجب وا می دارد.
من در پیاده روی های حداقل سی ساله خودم که در سطح شهر انجام میدهم. صحنه ها جریانات و…زیادی را شاهد بوده ام که واقعا بعضی از آنها مرا بفکر برده است و خیلی بحال و روز مملکت مان با دیدن آنها تأسف خورده ام و گاهی هم شکرها کرده ام.
فعلا بگذریم از جریانات وصحنه های تأسف بار و هم بگذریم از صحنه ها و جریانات خوشحال کننده !
امروز قصدم بیان جریانات وصحنه هایی است که خود مانده ام تأسف بخورم یا خوشحال باشم؟
آری جریان رکود بازار و سرگرم شدن بازاریان به گوشی های موبایل !
بله بازار و موبایل! نه بازار فروش گوشی های موبایل.
حقیقتا مسئولان واقعا پرادعای کشورمان زندگی مردمان نازنین ایران را آن چنان دگرگون کرده اند که انسان نمی داند کدامیک از دردها و مشکلات را بیان نماید.
وقتی من بخصوص دریک دهه اخیر به فروشگاهها و مغازه ها و… خالی از مشتری توجه می نمایم.
شاهد هستم که حداقل ۸۰ درصد فروشندگان غیراز فروشندگان مواد غذایی بدلیل نبودن بازار با گوشی های موبایل خویش سرگرم هستند.
فروشندگانی که با توجه به سرمایه گذاری چندین میلیاردی بازاری ندارند و… من با دیدن این وضعیت به حال وروز آنها به تمام معنا حسرت خورده دلم می سوزد.
بازاری که مشتری نداشته باشد .و خرید و فروش رونق نداشته باشد چه معنا ومفهوم دارد ؟
فروشنده ای که با هزاران ساعت تفکر وبرنامه ریزی.وجمع کردن سرمایه از طریق گرفتن وام و قسط.قرض کردن و…
مغازه ای راه انداخته تا مخارج زندگی اهل خانواده اش را تأمین کند با این وضعیت بازار چه کند؟
بندگان خدا مانده اند و دو دل هستند که کلا بازارشان را تعطیل کنند و یا با امید و آرزوی های فردای بهتر همچنان این شغل را ادامه دهند.
اما خود می دانند که با تعطیل کردن مغازه مشکلاتش حل نمی شود که هیچ شاید بدتر هم شود و اگر هم همین شغل فروشندگی را ادامه دهد با توجه به سابقه بدترشدن بازار می دانند که در گذران زندگی اهل خانواده اش خواهند ماند.چه کنند؟
اما ازنظر شکر وخوشحال بودن من وبازاریان:
فروشنده ای از صبح تاشب فوقش یک الی دومشتری آن هم اگرداشته باشد که احتمال آن دربعضی شغل ها صفر درصداست در کل ۱۰ الی۱۲ ساعت با کسادی بازار بیکار والاف درمغازه نشسته است
خوشحال است که درداخل چاردیواری حداقل یک گوشی موبایلی در دست دارد که می تواند در چنین ساعات طولانی جهت رفع خستگی و… با تماشا کردن فیلم ها.گزارشات اخبار متنوع و..خودش را سرگرم نماید
خوب اگر این گوشی موبایل نبود چگونه اوقات بیکاری وکسادی بازار خودش را می گذراند؟
حالا هم دو دل است که آیا به اختراع کننده گوشی های موبایل که همگان را سرگرم کرده ومانع بیرون رفتن ازخانه و رفتن بطرف بازار بقول خودشگشته و…
فحش دهد یا نفرین کند و… و یا درحق او بخاطر داشتن گوشی در ایام کسادی بازار که او را حداقل از خستگی و..نجات داده است دعا کند؟
نفرین به این دلیل که با خود می گوید:
این گوشی های موبایل است که مردم را در خانه هایشان حبس کرده و با حبس شدن مردم درخانه هایشان و سرگرم شدن به گوشی های موبایل بازار ما را نابود کرده است.
شکر و تقدیر به این علت کهحداقل گوشی های موبایل ما را در چاردیواری سرگرم میکند و با این وسیله یعنی گوشی موبایل چندان احساس خستگی و ناامیدی و… نمی کنند.
بهر حال بازاریان کشورمان متأسفانه اوضاع مناسبی ندارند و هر روز هم بدتر از روز گذشته می شود.
وضعیتی که اکثرا بازاریان را از ادامه شغل معاملات ناامید کرده و می طلبد که حاکمان و مسئولان فکری بحال و روز آنان نمایند.
اما متأسفانه حاکمان و مسئولان کشورمان فعلا که غرق دردادن شعارهایی به مردم پس از پنج دهه چون آینده روشن در انتظارتان است. ما فلان میکنیم و فلان و… مردم را بیچاره و بیچاره تر کرده اند.
ان شاءالله که با زمزمه هایی که نشان از توافق با دشمنان کشورمان شنیده می شود .
حال و روزگار مردم بخصوص بازاریان و…خوب و خوب تر شود.تا مردمان ایران زمین هم بتوانند زندگی که مردمان بیش از۲۰۰ کشور جهان:
غیر از کره شمالی ( مردمان کره شمالی بخاطر حاکمان و مسئولان ظالم به تمام معنا برده هستند تا اینکه زندگی کنند و زنده باشند) دارند داشته باشند. به امید آن روز.
www.ulkamiz.ir


