مطالب ویژه

گنبدِ آرام؛ شهری که در رؤیاهای توسعه به خواب رفته است


پایگاه خبری اولکامیز – به قلم: محمود_رحیمی

گویی باید پذیرفت که سکوت، بهترین سیاست در قبال واقعیت‌های تلخ شهرمان است. صریرِ محترم، چرا باید با این یاداشت خواب ناز مسئولان ببخشید
آرامش شهر را بر هم زد؟

وقتی همه‌چیز در آرامشی بسیار عمیق فرو رفته و هیچ ملالی نیست، چه نیازی به واکاوی زخم‌های کهنه داریم؟!

در شهری که ادعای پیشرفت دارد، پروژه‌هایی که سال‌هاست به کلاف سردرگم تبدیل شده‌اند، گویی به دست فراموشی سپرده شده‌اند.

زمانی که از ورزشگاه پنج‌هزار نفری استادیوم پیر تختی یاد می کنیم ، گویی از یک افسانه حرف می‌زنیم؟!

میدان سوارکاری که زمانی قطب ورزش منطقه بود، امروز با چه وضعیتی اداره می‌شود؟!

آیا به راستی هیچ مدیریتی بر ورود و خروج‌ها و درآمدهای آن نظارت دارد؟

در آمدهای این مجموعه چگونه و به کجا واریز می شود. و سهم شهرستان گنبد از ورودی ها به چه میزان است ؟

خدایا این آرامشِ را از شهر ما گنبد نگیر !!!

مثل اینکه این شهر کلا مشکلات و کمبودها را پشت سر گذاشته است !!!

مشکل برق میدان سوار کاری که حل شد !!!
تجلیل‌های میلیاردی!!!!!
از قهرمانان ملی پوش گنبدی هم به خوبی صورت پذیرفت !!

بسکتبال، دوومیدانی و بدمینتون هم کلا مشکلات و اختلافات انها هم به سلامتی حل شد!!!

از فعالان رسانه؛ خواهش می کنم کمی آرامتر قلم بزنید که شهر در بستری آرام اما در مسیری نامعلوم به سوی توسعه‌ای شعاری پیش می‌رود.

گویی برای برخی، وقوع سیلاب، طوفان و گرداب نیز هیچ اهمیتی ندارد، چرا که در محاسباتِ کاغذیِ آن‌ها، حتی یک قطره باران هم مشکل‌ساز نیست.

مسائلِ کلانی چون ساماندهی «برج قابوس»، تأمین آب شرب روستاها و وضعیت جاده نفت، در لیستِ «حل‌شده‌های نمادین» قرار گرفته‌اند.

پروژه‌ی راه‌آهن گنبد که سال‌هاست از کلنگ‌زنی آن توسط شهید لاریجانی می‌گذرد، به حکایتی تلخ بدل شده که گویی تنها در خیالِ مسافرانِ خیالی، گنبد را به تمام ایران متصل می‌کند!

و در نهایت، حکایتِ پر غصه «بیمارستان ۸۰۰ تخت‌خوابی»؛ پروژه‌ای که جناب مهندس بهروش، جوانی و عمر خود را (به تعبیر طنز، پوتین‌های بسیاری را) در راه پیگیری آن فرسود، اما همچنان در سایه‌ی وعده‌ها باقی مانده است.

سخن آخر:

آنچه در پیِ این گلایه‌ها نهفته است، نه صرفاً یک نقدِ تند، بلکه فریادِ بلندِ مردمانی است که شاهدِ کوچِ «کورس پاییزه» از گنبد به شهری کوچک‌تر بودند؛ جابه‌جاییِ غیرمنطقیِ یک قطبِ گردشگری و ورزشی که دهه‌ها هویتِ این شهر بود.

آیا حقِ گنبدکاووس با این جمعیت و وسعت، این سکوتِ عمیق در برابرِ تضییع حقوقِ ورزشی و زیرساختی است؟

تا دیدار بعدی در سالن سرخ المپیک، جایی که سرخ و آبی‌دلانِ گنبدی همچنان به عشقِ شهرشان، فریادِگنبد ؛ گنبد سر می دهند!
البته اگر انشالله والیبال در لیگ برتر حضور داشته باشد .
خدا نگهدار!

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا