یادداشت

شب دیدار

پایگاه خبری اولکامیز – وهاب سارلی، فعال رسانه: چهاردهم آذر ماه خزان ۱۴۰۱ سردترین روز سال تا به امروز در استان گلستان و تورکمن‌صحرا بود، از جنس همان سرمای ناجوانمردانه‌ای که مهدی اخوان‌ثالث می‌گفت، (به تناسب ایام)!

در آن شب سرد، سعادتی مرا یار شد تا به اتفاق جمعی از دوستان و اساتید فرهنگ و ادب و رسانه در محفلی گرم، گرد هم آییم،
آن‌چنان گرم و صمیمی که به قول میزبان، گویی جامه بر تن تنگ آید ( استعاره از فرط شعف و شادی)

میزبان آن شب ما، هم چهره‌ی بود مذهبی هم ادیب و شاعر، بقول تورکمن‌ها، هم آخون‌دادا، هم اوستاد خالیپا!
شوخ‌طبع بود و شیرین‌سخن،

حاج آخوند تاجی‌دادا ایزدی، متولد ۱۳۲۷ در روستای دوگونچی آق‌قلاست که در گنبدکاووس سکنی گزیده و در کنار علوم دینی، دستی در قلم و طبع شاعرانه دارد، مجموعه اشعار خود را در کتابی بنام ” سحر چاغی ” گرد هم آورده و منتشر نموده است،

تاجی‌دادا می‌گوید نام کتاب اشارت به لحظات ملکوتی و عرفانی سحرگاه دارد که بی‌‌شک بی‌ارتباط با روحیه مذهبی و ادبی شاعر نبوده است.

یکی از اشعار بنام ایشان شعری در وصف منطقه جرگلان در منطقه خراسان شمالی امروزی است، شعری بسیار زیبا و جذاب که بسال ۱۳۷۷ سروده شده است، تاجی‌دادا آن شعر را از حفظ برای مان خواند و تحسین همگان را برانگیخت، چنان زیبا بدان پرداخته که گویی مستندی از منطقه جرگلان در حال اکران است.

این سومین دورهمی بود که گروه دوستان یادشده ترتیب داده بودند تا بهانه‌ای باشد برای تکریم و تمجید و تجدید دیدار با پیشکسوتان و بزرگان منطقه، و بجای آوردن سنت حسنه‌ی صله‌ ارحام رسول‌اکرم (ص)،

اما اتفاق فرخنده‌ای که آن شب افتاد تولد گروهی فرهنگی و اجتماعی بود بنام ” دیدار “.
پیشنهادی که توسط دوست خوبمان لطیف ایزدی، مدیر سایت اولکامیز، مطرح شد جهت رسمیت بخشیدن در جهت استمرار این حرکت زیبا،

همچنین در این نشست صمیمی ” آنامحمد بیات ” ، خبرنگار و فعال اجتماعی پیشکسوت تورکمن بعنوان مدیر گروه و ” عاشورمحمد رئوفی ” خبرنگار و شاعر تورکمن. بعنوان معاون و نائب رئیس این گروه نوظهور انتخاب شدند.

چه نیکو شبی بود، شب‌دیدار !

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا