یادداشت

نقدی بر نوشتار «شتاب تغییرات زیر پوستی جامعه»

پایگاه خبری اولکامیز- احمد ایگدری -وکیل دادگستری

اخیرا دو قسمت از نوشتاری به نام شتاب تغییرات زیر پوستی جامعه از آقای امان محمد خوجملی در کانال متعلق به ایشان بارگذاری شده است. اگر چه آقای خوجملی، دوست نادیده بعضی اوقات نوشته هایی را که در کانال متعلق به خود بارگذاری می‌ کردند به طور جداگانه و اختصاصی به پی وی بنده نیز  ارسال می کردند و اینجانب علیرغم مشغلات کاری، نوشتار وی را مطالعه می نمودم . سفرنامه ی ایشان به کربلا و شهرهای عراق اگر چه  در بخش تحلیل و استنباط‌های شخصی، در برخی موارد مخالف و روبروی نظریات شخصی اینجانب بود منتهی به سبب شرح سفر نامه و دقت در  جزییات موجود ، خواندنی و جالب بود.

در خصوص نوشتار « شتاب تغییرات زیر پوستی جامعه » که تاکنون سه قسمت آن منتشر شده و  قطعا با ادامه دار بودن این متون که آمیخته با برداشت های سطحی و توام با اشتباهات فاحش شخص نویسنده آن است، امید می رود نوشتارهای مذکور ادامه نداشته باشد ! لاکن در خصوص سه بخش نگارش شده بایست عنوان داشت :

آن چه که آقای خوجملی در گفتگوی نخست آورده یا در گفتگوی دوم با جوان خداناباور، بیشتر حاکی از آسیب های اجتماعی موجود در جامعه است و هیچ گونه ارتباطی به دیانت اشخاص جامعه از جنبه های فردی و  اجتماعی آن ندارد.
آن چه ایشان به عنوان شتاب تغییرات زیر پوستی جامعه در گعده های شبانه ی افراد کشف کرده محصول آسیب های روحی و روانی افراد است که گاهی از ناحیه ی خانواده و  گاهی از طرف جامعه ( به عنوان کنش‌گران موثری) به افراد و زیست محیطی آنان وارد شده و هیچ گونه ارتباطی به حس و برداشت معنوی افراد از خداوند ندارد.

آن چه که آقای خوجملی در تحلیل مملو از اشتباه خود تامل و تدقیقی بر آن نداشته اند به «انسان» به عنوان یک موجود اجتماعی است . انسانی که میتواند موضوع علم روانشناسی قرار گیرد. در این علم انسان -بی گمان -دارای غرایز و کشش های روانی است .
انسانی که میتواند موضوع علم جرم شناسی و حقوق جزا قرار گیرد. در این علم صرفنظر از پرداختن به مقوله ی بزه و جرم از دیدگاه جرم شناسی به موضوعاتی چون پیشگیری از جرم ، فراهم بودن بسترهای جرم زا در جامعه  و عملکرد انسان اجتماعی برخوردار از اراده و آگاهی در ارتکاب یا عدم ارتکاب به جرم نگریسته می شود .

اگر چه در  برداشت آقای خوجملی شکاف عمیقی در دینداری و دین باوری افراد جامعه ایجاد شده و شکاف ایجاد شده نیز ملهم از فضای مجازی ، اینترنت و نگاه نو گرایانه افراد جامعه به مقوله ی دین و دینداری شتاب منفی فزاینده ای به خود گرفته است، به گونه ای که امروز شاهد گسل های مذهبی بین افراد جامعه خاصه بین پدران و پسران ، بین مادران و دختران هستیم، لاکن نبایست از این مهم غافل شد علاوه بر امور فوق الذکر در ایجاد چنین فاصله و آسیبی ،ساز و کارهای فراهم شده در پنجاه سال اخیر و نوع مدیریت مسوولین فهیم و آگاه ! مزید بر علل موجود هستند. مدیریت ناکارآمدی که -مع الاسف – تاکنون نیز ادامه داشته و کماکان فهم مدیریتی موجود ناقص و قابل نقدهای جدی هستند .

علی ای حال به طور خلاصه و کوتاه میتوان این گونه مدعی شد، جامعه ی دینی در بطن جامعه وجود داشته و دارد ،کاری که لازم و بایسته است اینکه آسیب های اجتماعی موجود بایست شناخته شوند مورد مطالعه ی تحقیقی و تطبیقی قرار گیرند و النهایه بایست طرحی نو در انداخته شود. برای مثال : با ایجاد ساز و کارهای دولتی و با ایجاد « قرارگاه داده محور علمی » (پیشنهادی که همکار محترم وکیل در نوشتار خود ارایه داده بودند) نسبت به رفع یا کاهش آسیب های اجتماعی موجود که رفته رفته ! اعتقادات جامعه را دچار تخدیش خواهد کرد ، اقدام نمود. هر چند با وجود چنین مسوولان اجرایی که در قرن بیست دوم جامعه انسانی را با جنگل مقایسه می کنند و قهر خبرنگار را به قهر شیر از جنگل مشبه می نماید، صحبت از ایجاد قرارگاه هایی برای کاهش آسیب های اجتماعی سرنا از سر گشاد زدن است !!
پس امیدی به اصلاح خواهد بود؟!

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا