هزینه های تولید یک هکتار گندم دیم

پایگاه خبری اولکامیز- بهرام یوسفی: کشت بیشتر کشاورزان در ترکمن صحرا گندم است.هزینه های تولید یک هکتار گندم دیم به شرح ذیل می باشد:
اجاره زمین: ۳۳ میلیون تومان
شخم و
دو دیسک: ۶ میلیون تومان
ردیفکار: ۱ میلیون تومان
بذر گندم: ۹ میلیون تومان
علف کش: ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان
صابون کشاورزی: ۱۵۰ هزار تومان
تراکتور برای سمپاشی علف کش: ۱ میلیون تومان
تغذیه برگی با کودهای ماکرو و میکرو و اسید هیومیک، در یک مرحله و مشروط به اثرگذاری: ۵ میلیون تومان
کود فسفاته و پتاس: ۷ میلیون تومان
کود اوره: ۵ میلیون تومان
حشره کش، قارچ کش و صابون کشاورزی در دو مرحله: ۸ میلیون تومان
تراکتور برای سمپاشی در دو مرحله: ۲ میلیون تومان
کارگر برای پخش کود اوره: ۴ میلیون تومان
کمباین: ۷ میلیون تومان
وانت برای حمل محصول: ۴ میلیون تومان
جمع هزینه: ۹۶ میلیون و ۶۵۰ هزار تومان
این تازه هزینه تولید است؛ هزینه ای که کشاورز باید پیش از دریافت پول محصول، از جیب خود یا از سرمایه قرض گرفته شده پرداخت کند.
حالا باید منتظر باران بماند.
اگر باران به موقع باشد، شرایط جوی مناسب باشد و نهاده ها و سموم اثرگذاری لازم را داشته باشند، عملکرد زمین دیم ممکن است به دو و نیم تا سه تن در هکتار برسد.
اگر قیمت خرید گندم را کیلویی ۴۸۵۰۰ تومان در نظر بگیریم:
برداشت ۲۵۰۰ کیلوگرم:
۱۲۱ میلیون و ۲۵۰ هزار تومان درآمد ناخالص.
برداشت ۳۰۰۰ کیلوگرم:
۱۴۵ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان درآمد ناخالص.
در ظاهر، شاید هنوز چیزی برای کشاورز باقی بماند.
اما زمین دیم همیشه با این وضع پیش نمی رود.
اگر شرایط جوی مناسب نباشد یا سموم و نهاده ها اثرگذاری لازم را نداشته باشند، برداشت ممکن است به یک تا دو تن در هکتار کاهش پیدا کند.
در یک تن برداشت، درآمد کشاورز با قیمت کیلویی ۴۸۵۰۰ تومان فقط ۴۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است.
در دو تن برداشت، درآمد به ۹۷ میلیون تومان می رسد.
یعنی در موقع دو تن برداشت، درآمد فروش تقریبا به اندازه کل هزینه تولید است و در زمان تولید یک تن، کشاورز حتی هزینه ای را که برای تولید انجام داده است، پس نمی گیرد.
اما تمام ماجرا اینجا نیست.
فاصله میان زمان هزینه کردن و زمان دریافت پول هم هست.
کشاورز وقتی زمین را اجاره می کند،
وقتی بذر می خرد،
وقتی کود و سم می خرد،
وقتی کمباین وارد زمین می شود، هزینه ها را با نرخ همان زمان پرداخت می کند.
اما وقتی گندم را تحویل می دهد، پول آن ممکن است با فاصله و در چند مرحله به دستش برسد.
در همین نقطه یک اتفاق اقتصادی آرام و بی صدا رخ می دهد.
مبلغ ممکن است ثابت بماند، اما ارزش پول ثابت نمی ماند.
کشاورز محصولی را که با هزینه های امروز تولید کرده است، با قیمتی می فروشد که اگر پرداخت آن هم با تاخیر انجام شود، قدرت خرید آن روز را ندارد.
حالا تصور کنید هزینه های تولید در فاصله یک سال سه برابر شده باشد.
کشاورز برای شروع کشت بعدی باید دوباره زمین اجاره کند، بذر بخرد، کود و سم تهیه کند و هزینه ماشین آلات را بپردازد؛ اما پولی که از محصول قبلی گرفته، دیگر با همان قدرت خرید گذشته در اختیارش نیست.
اینجاست که تفاوت میان سود و توان ادامه تولید خودش را نشان می دهد.
ممکن است گفته شود کشاورز محصولش را فروخته و پول گرفته است.
اما کشاورز وقتی برای کشت بعدی به بازار می رود، با واقعیت دیگری روبه رو می شود.
پولی که در دست دارد، دیگر همان مقدار زمین، بذر، کود و همان مقدار خدمات کشاورزی را برایش فراهم نمی کند.
سال قبل یک هکتار را کشت کرد.
امسال برای همان یک هکتار باید بیشتر هزینه کند.
اگر درآمدش متناسب با این افزایش بالا نرفته باشد، هر بار که دوباره کشت می کند، بخشی از توان مالی خود را از دست می دهد.
کشاورز باید بتواند با پول محصول امسال، هزینه تولید سال بعد را تامین کند.
حتی در صورتی که محصولش را فروخته باشد، چرخه تولید برای او به تدریج سخت تر می شود.
و این همان تصویری است که از دور دیده نمی شود.
از دور، کشاورز را می بینیم که زمین گرفته، گندم کاشته، محصول برداشته و پول گرفته است.
اما از نزدیک، داستان چیز دیگری است:
او قبل از برداشت، پول خرج کرده است.
بعد منتظر باران مانده است.
بعد با خطر خشکسالی و کاهش عملکرد روبه رو شده است.
بعد محصول را تحویل داده است.
و در پایان، برای شروع دوباره باید به بازاری برگردد که هزینه هایش چند برابر شده است.
هزینه تولید سه برابر شده است؛ اما اگر درآمد و زمان پرداخت متناسب با آن تغییر نکند، کشاورز هر سال یک قدم از توان ادامه تولید دورتر می شود.
ممکن است حتی چند سال هم به کشت ادامه دهد.
اما سرمایه اش آرام آرام کوچک می شود.
توان خریدش کمتر می شود.
و یک روز، همان کشاورزی که زمانی فکر می کرد گندم کاری ساده ترین راه برای امرار معاش است، می بیند برای شروع یک هکتار کشت، دیگر سرمایه کافی ندارد.
مشکل این است که ارزش زحمت کشاورز، با هزینه ای که برای ادامه همان زحمت باید بپردازد، همگام نشده است.
او گندم را کاشته، برداشت کرده و تحویل داده است.
اما وقتی می خواهد دوباره شروع کند، می بیند زمین، بذر، کود، سم و ماشین آلات سه برابر شده اند.
و خودش مانده است و پولی که دیگر توان خرید سال قبل را ندارد.
www.ulkamiz.ir


