
پایگاه خبری اولکامیز – وهاب سارلی، خبرنگار : روز شنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۲ یکی از روزهای فراموشنشدنی ام بود، از این رو بر آن شدم چند سطری از آن بنویسم.
اداره ورزش گنبدکاووس
صبح آن روز ساعت ۷:۳۰ در نشست تجلیل از خبرنگاران و اصحاب رسانه که توسط مدیرکل ورزش جوانان استان و رئیس اداره ورزش گنبدکاووس ترتیب داده شده بود حضور یافتم،
مراسم در دفتر رئیس اداره ورزش گنبد برگزار شد، مدیر کل در این نشست به بیان عملکرد و برنامههای آتی خود پرداخت، خبرنگاران نیز به بیان مشکلات و عقبماندگی های حوزه ورزش شهرستان پرداختند،
برزمینی با سعهصدر و رویی گشاده به یکایک پرسشهای خبرنگاران پاسخ گفت، همچنین جهت ارتباط مستقیم خبرنگاران با ایشان جهت بیان مشکلات و سوالات خود، شماره تلفن همراه خود را در اختیار خبرنگاران قرار داد،
اداره ورزش معمولا خیلی کم چنین نشستهایی را با خبرنگاران برگزار کرده است، رویکرد تازهای از مهندس عجم، رئیس جدید اداره ورزش گنبد که باید به فال نیک گرفت. استمرار این جلسات نقش بسیار مهمی جهت مرتفع نمودن مشکلات و توسعه حوزه ورزش شهرستان خواهد داشت.
شبکه بهداشت گنبدکاووس
پس از آن به اتفاق دوستان رسانهای، برای شرکت در مراسم تجلیل از خبرنگاران شبکه بهداشت گنبد عازم آنجا شدیم،
نشستی که در سالن اجتماعات مرکز بهداشت گنبد با حضور مدیران شبکه بهداشت و روسای بیمارستان های شهرستان برگزار شد، خانوادهی بهداشت و درمان گنبد، جمعشان جمع بود …
هر یک از میزبانان به نوبهی خود هفتهی خبرنگار را تبریک گفتند، تبریک دکتر قلیزاده رئیس بیمارستان شهدا اما قدری متفاوت از بقیه بود، ادیبانه سخن میگفت، ایشان که گویا در دوران دانشجویی خود سابقه مطبوعاتی نیز داشته، اصحاب رسانه را اصحاب روشنضمیر خواند و مطبوعاتیها را انسانهایی شریف و پاکطینت برشمرد.
سپس هر کدام از ایشان به بیان عملکرد و برنامههای خود پرداختند،
مشکلات حوزهی بهداشت و درمان گنبد بسیار نگران کننده بود و جای تامل داشت، از کمبود تخت بیمارستانها، کمبود و فرسودگی آمبولانسها و تجهیزات پزشکی، تا کمبود مراکز درمانی و فرسودگی ابنیه موجود ….
دکتر صلاحی پس از بیان این مشکلات در جملهای قابل تامل اظهار داشت: امیدوارم برخیها قبل از خواب عذاب وجدان نداشته باشند!
براستی چرا برخیها دوست ندارند گنبدما پیشرفت کند؟!
سپس خبرنگاران سوالات و دیدگاههای خود را بیان نمودند، سوال چالشی عبدالقیوم آقآتابای در خصوص بحث نامیمون ” پول زیرمیزی ” برخی جراحان، بسیار قابل تامل بود و دردآور…
دکتر بدیعی در پاسخ، عنوان داشت در صورت برخورد با چنین مواردی و یا سایر شکایات خود با سامانهی ۱۹۰ تماس بگیرید یا حضوری به مرکز شبکه مراجعه کنید و ابراز داشت؛ اگر شکایت نباشد، تخلف زیاد خواهد شد
همچنین در خصوص بیمارستان ۴۰۰ تختخوابی و دانشکده پزشکی گنبد نیز بحثهای مفیدی صورت پذیرفت.


رستوران آلتین صحرای آققلا
پس از پایان نشست، بی معطلی به اتفاق آقایان، آنامحمد بیات، لطیف ایزدی با ماشین شخصی اکبر پیرا به سمت رستوران آلتین صحرای آققلا حرکت کردیم، محلی که قرار بود میعادگاه برخی چهرههای رسانهای صحرای تورکمن باشد.
میزبان این نشست دوستانه و صمیمی، آقایان حامد و وحید دلیجه، مدیران رسانه آرتانیوز و از چهرههای نامآشنای رسانههای اققلا بودند، اقدام منحصر بفردی که بسیار جالب توجه و شایستهی تقدیر بود و مورد استقبال حضار قرار گرفت.
ساعت ۲ ظهر به رستوران آلتینصحرا رسیدیم، اکبر آقا که برایش جلسهی کاری در گرگان پیش آمده بود، پس از سلام و احوالپرسی از جمع خداحافظی کرد،
امانمحمد خوجملی، روزنامهنگار نامآشنای گنبدی، پیشتر از ما رسیده بود، از مرکز استان نیز چهرههایی چون، احمد رائیجی، مدیر رسانه گرگانفردا ، الهه رمضانپور، رستم جرجانی، نورمحمد دانشمند و خانم الهه موسوی حضور داشتند، خانم موسوی، فعال محیطزیست و چهره شناخته شده استانی و ملی در این حوزه است، مقالههایش در خصوص تالابهای خشکیده صحرای تورکمن و کارخانهی پرحاشیه کانسارخزر و … در رسانههای برونمرزی نیز انتشار یافته است، و براستی که این بانوی پرتلاش، دین بزرگی بر گردن محیط زیست منطقه و کشور دارد،
میگوید موهایش را در این راه سفید کرده و در برابر تطمیع و تهدیدها سرخم نکرده است ….
از بندر تورکمن طاهر جانی آمده بود، دو نفر هم از روستاهای تورکمن نشین علیآباد که اسمشان در خاطرم نیست.
عبدالقیوم آقآتابای و حاجیقربان طریک نیز از راه رسیدند، جمعمان جمع شده بود، میزبانان با چکدرمه تورکمنی پذیرایی کردند، چه انتخاب خوشمزهای…
پس از صرف نهار، برای لحظاتی به گفتگو پیرامون موضوعات روز پرداخته شد، لزوم همدلی و انسجام رسانهها جهت رفع مشکلات منطقه و نقش رسانهها در انتخابات، محور اصلی بحث بود. هر کدام از دوستان دیدگاههای خود را بیان نمودند،
لحظات بسیار خوشی در کنار دوستان رسانه سپری شد، استمرار چنین جلسات فرخندهای بسیار ضروری بنظر میرسید، مقرر شد نشست بعدی در گنبد برگزار شود،
در پایان عکس دستهجمعی گرفتیم تا بماند به یادگار …
باشگاه میدان آققلا
از آقایان دلیجه که خداحافظی کردیم، ساعت حدود ۴ بعدازظهر بود، از بچههای گنبد، آنامحمدبیات، لطیف ایزدی، قیوم آتابای، حاجیقربان طریک و من مانده بودیم، به پیشنهاد حاجیقربان راهی باشگاه ورزشی میدان آققلا شدیم تا دیداری با خلیل آلجلیل و احمد ایری داشته باشیم، از خلیل دادا آلجلیل میتوان بعنوان پدر معنوی والیبال اققلا نام برد، چرا که عمر گرانمایهاش را در این راه صرف نموده است.
خلیل دادا و احمد ایری در باشگاه نبودند، در سالن ورزشی حجاب، اطراف پنجشنبه بازار پیدایشان کردیم،
وارد سالن که شدیم، شاگردان ایشان از تمرین باز ایستاده و با دست زدنهای منظم و تشویق کردن از ما استقبال کردند، حرکتی بسیار زیبا و قابل تحسین…
تمیزی و نظافت سالن به چشم میآمد.
گویا در باشگاه میدان، بجز والیبال، اخلاق و نظم هم آموزش میدهند.
احمد ایری، ۳۶ ساله است، زادهی روستای کتوک سیمینشهر و ساکن شهر آققلا،
مدیر و مالک باشگاه میدان، ورزشکار جوانیست که در عین حال پیشکسوت نیز هست
عضو سابق تیم والیبال نشسته کشور بوده و سابقه چندین قهرمانی و نایب قهرمانی جهان، آسیا و اقیانوسیه، در ردههای سنی مختلف را در کارنامهی خود دارد.
لحظاتی به تماشای بچهها پرداختیم که در سه گروه سنی با مربیانشان درحال تمرین بودند، بلندقامت، پرشور، سرزنده و انرژی بخش…
احمد ایری، دعوت کرد تا از باشگاه میدان دیدن کنیم، باشگاه میدان سه طبقه داشت. طبقه همکف و طبقهی اول برای پرورش اندام پایین و بالا تنه ورزشکاران والیبالیست میدان با امکانات کامل قرار داشت،
از ساعت ۵ عصر به بعد نیز جهت استفاده علاقهمندان ورزش بدنسازی، بعنوان درآمد کوچکی برای باشگاه مورد استفاده قرار میگیرد.
دفتر باشگاه و خوابگاه در طبقه دوم قرار داشت، با چای و شیرینی در دفترش پذیرایی کرد،
احمد ایری بسیار خوش مشرب و شیرین سخن بود، در مورد باشگاه و هدفش، یعنی شناسایی. تربیت استعدادهای نهفته والیبال تورکمنصحرا سخن گفت.
کارش را از حدود ۱۲ سال پیش شروع کرده و ماحصل آن تربیت چندین ستاره والیبال از جمله، رمضان صحبتی، صابر کاظمی، ابراهیم بزونه، محمدرضا آل جلیل، مصطفی صداقت، معین قرنجیک، علیرضا منصوریقزلی، امید ارسار، حامد نظری، فرهاد محمدی و … میتوان اشاره کرد.
ماجرای کشف صابر کاظمی، که اکنون ستاره والیبال کشور است، بسیار جالب توجه بود، ایری تعریف کرد، روزی که با عجله در راه گنبد بوده، پسر کوچکی که در کنار خیابان با بچههای بزرگتر از خود والیبال بازی میکرده و در میان آنان به منطقه ۲ زمین اسبک میزند، توجهش را جلب میکند،
چون خیلی عجله داشته نمیتواند نگه دارد، در بازگشت از گنبد سراغ آن پسر کوچک را میگیرد، میگویند اسمش صابر است، کاظمی.
فردای آن روز با مراجعه به مدرسه روستا، صابر کاظمی را پیدا میکند، صابر کاظمی، دانشآموز کلاس پنجم دبستان …
فردای آن روز صابر کاظمی به همراه پدرش برای ثبتنام به باشگاه میدان مراجعه میکند تا تحت نظر احمد ایری و باشگاه میدان، تبدیل به ستاره پرفروغ تورکمنصحرا و ایران شود.
ایری در پاسخ به سوال درخواست از مسئولین، میگوید هیچ انتظاری از مسئولان ندارم، فقط خواهش میکنم سبب ایجاد مشکل و سنگاندازی نباشند.
ایری همچنین از دلخوریهایش از برخی بازیکنانی گفت که از طریق باشگاه میدان اکنون به شهرت رسیدهاند و پشت سرشان را نگاه نمیکنند.
قدرالسهمی که آنان برای باشگاه پرداخت میکنند، حق کودکان تورکمنصحراست که در این باشگاه تربیت یابند.
عصر شده بود و وقت حرکت به مقصدی دیگر . . .
ادامه دارد
منبع – ماهنامه ترکمن دیار شماره ۱۵ مرداد و شهریور ۱۴۰۲
WWW.ULKAMIZ.IR






