اهمیت زبان مادری و نقش مختومقلی فراغی در احیای زبان و فرهنگ ترکمن

پایگاه خبری اولکامیز – همایش ۲۹۲ مین سالگرد تولد مختومقلی فراغی به همت مؤسسه فرهنگی هنری اویلان روز چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت در شهر بجنورد برگزار شد. یکی از سخنرانان این مراسم باشکوه دکتر بایرام مرادی نویسنده و محقق ترکمن از خراسان شمالی بود. وی در باره اهمیت زبان مادری و نقش مختومقلی در احیای زبان و فرهنگ ترکمن سخنرانی کرد. متن کامل سخنان دکتر مرادی را در ذیل می خوانید:
ابتدا قبل از شروع عرایضم اجازه میخواهم از محضرتان که یکی دو بند از اشعار مختومقلی فراغی را برایتان قرائت کنم.
ای یارانلار، نیلاین من کویَن جانیم بار منینگ / بازاری ویران بولوپدیر اُولی دکانیم بار منینگ
دوزخ اودوندان بتر، آتش سوزانیم بار منینگ/عیشقه اوزون قربان قیلان بیر پروانهم بار منینگ
نیلاین من سِلپی گزیب، هندیستانیم بار منینگ
گول اوزونی اُل قیلسه پیش،آی گون اوندان اُویالور/ باغ ایچینه گیرسه مگر،شغله سیندن گول سُولور
نظر سالسا غضب بیلن، بو جهان ویران بولور / اُولی لر جانا گیریپ، بدبختلر اقبال اُولور
نیلاین اُل عرب زبان، اصیل زبانیم بار منینگ
زاریما توبا قیلیب دیر، قونگشی قارداش ایللریم/ زمین بیلن سویرهنیب دیر دنگزی خزر ایللریم
بیلبیله اینتظاردیر باغ ایچینده گول لریم/ آیدیار مختومقلی،عسل اِرمِشدیر دیللریم
عرش ایچینده مکان توتان، عجب دستانیم بار منینگ)
شعری که خدمت دوستان قرائت شد، به چند ویژگی از زبان ترکمنی اشاره دارد. اول اینکه شاعر اعتقاد دارد زبانش به اندازهای قدرتمند است که انسان میتواند توسط آن احوال درونی و ضمیر خود را با آن توصیف کند و مفاهیم ذهنی خود را به دیگران انتقال دهد. دوم اینکه زبان شاعر زبانی توانمند و معجزهگر است. طوری که میتواند از نگاه شاعر مردگان را زنده کند. مورد سوم آنکه میگوید: زبان او به مانند عسل شیرین است و حتی گواراتر از عسل مصفاست و نیازی به زبانهای دیگر نمیبیند. مورد بعدی اینکه زبان و اشعار شاعر، نه تنها در روی زمین، بلکه توسط فرشتگان در آسمانها زمزمه میشود. این قضیه یادآور شعر حافظ شیرازی است که میگوید: «صبحدم از عرش میآمد خروشی عقل گفت/ قدسیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند»
شاعر در این ابیات زبان خودش را میراثی گرانبها و ارزشمند میبیند و به درستی به آن اشاره دارد. امّا این زبان چه بوده که مختومقلی روی آن تأکید دارد؟
تعریف زبان: در سادهترین تعریف، زبان ابزاری است برای ارتباط میان انسانها که از تعدادی واژه و ساختارها و نشانهها به وجود آمده است و این زبان ابزاری است برای انتقال اندیشه و مفاهیم، فرهنگ و هویت.
البته باید بدانیم که زبان پدیده ای است زنده و پویا که انسان با تعداد معدودی واج می تواند بینهایت واژه و جمله و معنا بسازد. همین جنبه از زبان باعث شده که زبان، قدرتمندترین ابزار ارتباطی انسان باشد و همین پویایی زبان با عث شده که مدام در حال تغییر و تحول باشد .
نوام چامسکی: یکی از برجستهترین زبان شناسان جهان، زبان را توانش زیستی میداند. که در مغز انسان نهادینه شده است و میگوید که زبان دارای ساحتار ژنتیکی است. او معتقد است انسانها دارای دستور زبانی جهانی هستند. که با این تعریف، زبان، نه تنها ابزار ارتباط، بلکه پایهگذار اندیشه و شناخت انسانی است.
همچنین زبان شناسان معتقدند زبان یک پدیده نمادین است که بازتاب دهنده فرهنگ مردم است، که ارتباطی تنگاتنگ با آداب و رسوم و ساختارهای فرهنگی یک جامعه دارد.
همچنین می گویند: زبان ابزار قدرتمندی برای بیان احساسات ما از قبیل: شادی، غم، عشق، ترس و سایر هیجانات است.
در دنیای کنونی حدوداً ۸ میلیارد انسان روی این کره خاکی زندگی میکنند. این میزان جمعیت تقریبا با هفت هزار زبان زنده با همدیگر ارتباط برقرار میکنند. البته باید بدانیم که طبق اعلام سازمانهای جهانی هر ماه تعداد دو زبان از این مقدار میمیرند و از بین میروند و گویشوران خود را از دست میدهند. برای جلوگیری از نابودی زبانها، از سال ۱۹۹۹ میلادی روز بیست و یکم فوریه را روز زبان مادری اعلام کردهاند و این تصمیم در تقویم جهانی ثبت شده است.
در کشور عزیزمان ایران این تاریخ برابر با دوم اسفند است. همچنین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سال ۲۰۰۸ را سال جهانی زبانها معرفی کرده است. با توجه به توضیحات داده شده در مورد زبان و نقش آن در انتقال فرهنگ و احیای زبان، مخصوصاً زبان مادری، کار بزرگ شاعر گرانقدر مختومقلی فراغی بیش از پیش مشخص و نمایان میشود. او در جهت احیای زبان و ادبیات و فرهنگ ترکمنی، فوق العاده تلاش کرده و تمام مضامین شعری و محتواهای ادبی را در اشعارش گنجانده است و به بهترین شکل آنها را به مردمش منعکس کرده است.
مختومقلی میدانست که زبان مادری، نخستین زبان کودک است و کودک از این طریق میتواند با محیط و طبیعت خود تعامل بهتری ایجاد کند. او میدانست که اگر کودک زبان مادری را فرا بگیرد میتواند به درستی از طبیعت پیرامون خود تجسمی ریشهای داشته باشد.
مختومقلی انعکاس دهنده هویت، فکر، تاریخ و هنر قومش است. او میدانست که باید این میراث گرانبها را به بهترین شکل به آیندگان منتقل کند. او زبان مادری خود را در موضوعاتی همچون عدالت، عشق، عرفان، انسان دوستی، میهن پرستی، امانت داری، زهد ستیزی و نکوهش ریا و تزویر و مسائل تربیتی و اخلاقی به کار برده و تا آنجا که قلمش یاری کرده، موضوعات ادبی را به شکل شعر بیان کرده است.
زبان ترکمنی در کنار اسب اصیل ترکمن، فرش دوروی ابریشمی، قالی و پشتی، دوتار، قوری و کاسه ترکمنی، چکدرمه و قورمه، یکی از گرانبهاترین میراث معنوی ما در استان خراسان شمالی، استان گنجینه فرهنگها و رنگین کمان اقوام است. وجود این موضوعات، بر غنای فرهنگی و ادبی و میراث معنوی این استان بیش از پیش افزوده است.
مختومقلی فراغی پرچمدار ادبیات و فرهنگ ترکمن و شاخصه فرهنگی و ادبیاتی ترکمنهاست. در کنار افرادی چون عندلیب، ذلیلی، ماتاجی، محمدولی کمینه، قربانعلی معروفی، ملانفس، سیدی ،بایرام محمد بهارلی و ستار سوقی. که جناب ستار سوقی یکی دو سال اخیر فوت شدند و روی در نقاب خاک کشیدند. به یاد شعر رابیندرانات تاگور هندی افتادم که میگوید: «از شعله به خاطر روشناییاش سپاسگزاری کن. اما چراغدان را که همیشه صبورانه در سایه میایستد فراموش نکن».
مختوملی فراغی برای حفظ زبان و احیای آن سفرهای زیادی در ایران، هندوستان، افغانستان، ازبکستان، آذربایجان، آسیای صغیر و آسیای میانه انجام داده و از علوم مختلف و رایج آن زمان بهره برده و در این سفرها با نظرات شاعران و اندیشمندان بزرگی مثل سعدی، حافظ، مولانا، عطار، سنایی، فردوسی آشنا شده و از مکتب آنها بهرهها جسته است و در غنیسازی این زبان اهتمام ویژهای را کرده است طوری که بعدها افرادی مثل نیکیتا هایدن روانشناس آلمانی در مورد زبان ترکمنی گفته است: « زبان ترکمنی آن قدر پیچیدگی و ظرافت فنی و دقیق دارد که بعید است ساخته دست بشر باشد».
با توجه به سفرهای متعددی که مختومقلی فراغی داشته؛ میتوانیم او را با سعدی مقایسه کنیم او مباحث تربیتی را به مانند سعدی، به خوبی و درستی در اشعارش بیان میکند و استعدادش را در این زمینه به خوبی به نمایش میگذارد. او همانند سعدی از مردم آزاری بیزار است. در اشعار سعدی میخوانیم (خدا را بر آن بنده بخشایش است /که خلق از وجودش در آسایش است). مختومقلی دقیقاً در اشعارش چنین موضوعی را به همزبانانش گوشزد میکند و سجده کردن بر بت را بهتر از مردم آزاری میداند.
(قرآنی کویدوروپ بتغه سجده قیل / مردمغه آزار ایش ادیجی بولما)
گاهی حتی دقیقاً مثل سعدی دروغی مصلحت انگیز را از راستی فتنه انگیز بهتر میداند.
( یالانچی تانگرینینگ دوشمانی/ آمّا جای یرینده یالان یاخشیدیر)
در مضامین عمیق عرفانی و عشق، غم و هجران ابیات و اشعار ارزندهای دارد. او مثل حافظ شیرازی از زُهد ریایی، سالوس، تزویر،چاپلوسی و تملق بیزار است. حافظ میگوید:
(آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت / حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو).
مختومقلی در شعری با عنوان «قاچا باشلادی» چنین میسراید:
(ریا بولدی کوپینگ اوقان نمازی / تانگری هیچ بیریندن بولمادی راضی
پیغمبر اورنونده اوتوران قاضی / پارا اوچین اَلین آچا باشلادی)
شاعر فرهیخته مختومقلی فراغی با تمام مضامین عرفانی و عشق آسمانی آشناست. دیوان او از مسائل شعری که عارفان بزرگی مثل مولوی، سنایی و عطار بر آن تکیه داشتهاند مشحون است. او پدر ادبیات ترکمن است و همچون رودکی از سرای سپنجی و دنیای زودگذر و فانی سخن میگوید. و به درستی که لیاقت پدر ادبیات ترکمن را داراست.
به مانند حکیم فرزانه توس، به زبان ترکمنی و زبان مادری خودش هویت بخشید و آن را احیا کرد. درعصر و دوره نادرشاه که به دوره بازگشت ادبی مقارن بود، او نه تنها به گذشته رجوع نکرد بلکه همچنان مشعلدار و پرچمدار پیشرو در ادبیات ترکمنی بود و با ابداعات و تولید مضامین شگرف ادبی از خود سبک مختومقلی را برای آیندگان به یادگار گذاشت.
او به شاعران ایران، آذربایجان، قزاقستان، عرب و افرادی مثل امیرعلیشیر نوایی، نظامی، فردوسی خیام، سعدی، حافظ، فضولی نظر داشت. اما به گفته خودش اولین استادش پدر بزرگوارشان دولت محمد آزادی بود (دعا قیلسام جبر و جفا اکثر دیر / علم اُورَدن استاد قبلام پدر دیر).
بیشتر مضامین او در موضوعاتی چون اخلاق، ادب، انسانیت، اتحاد و همدلی، میهنپرستی،کسب روزی حلال، صبر، قناعت، فروتنی، گذشت، خویشتنداری، عدل و انصاف است که همه این موضوعات نشان دهنده افق دید وسیع و نگاه گسترده او به پیرامون خود است.
در جایی که جوانان را به اتحاد میخواند چنین میگوید:
( دولت قونسا قوچ یگیدینگ باشینا/ حمایتلی ایلی گَرَک باشیندا
یگیت اُوزین معلوم اِدر ایشیندا/ قیلیجیندا زبانیندا بللی دیر).
در بحث مردم دوستی و میهن پرستی و دوری از وطن نیز چنین میسراید:
آیرالیق اودینا یانیب بیشمهیان / ظالیملار اَلیندن اُولکه آشمایان
وطندن آیریلیب یالنگیز دوشمهیان/ اُولکه سینده ایل قدرینی نا بیلسین).
با نگاه اجمالی که به آثار این شاعر پرداخته شد، قدرت به کارگیری او در صنایع ادبی و مضمونهای بکر، واژهپردازی و زبان آفرینی نقش بیبدیل و پررنگ او در احیای زبان و هویّت ترکمنی به خوبی هویدا و آشکار است.
در پایان عرایضم نظرات برخی از دانشمندان و بزرگان ادب جهانی و مستشرقین را در مورد اشعار بلند مختومقلی فراقی خدمتتان قرائت میکنم.
– ولادیمیر بارتولد خاورشناس روسی: بین مردم ترک تنها ترکمنها هستند که شاعری ملی چون مختومقلی فراغی دارند.
– پروفسور یوگنی ادواردویچ برتِلس خاورشناس روس: مختومقلی به مانند جام جمشید است او مثل جام جمشید بازتاب دهنده احساسات و ادراکات ترکمنهاست.
– الکساندر خودسکو ایران شناس لهستانی: مختومقلی شاعر عاشق طبیعت است. عشقی چنین در بین شعرای آسیا نسبتاً نادر است و در ادامه میگوید: در کشوری چون ایران که مذهب و شعر، مهمترین جنبههای تمدن مردم است؛ مختومقلی خدمت بزرگی به جامعه کرده است.
– آرمینوس وامبری مجارستانی: نوشتههای مختومقلی یه قاعده و نظم کلی دارد که در سایر آثار ادبی به ندرت یافت میشود.
– چنگیز آیتماتوف نویسنده قرقیزستانی: قرن ۱۸ در ترکستان، قرن اشعار مختومقلی فراغی است او از خزائن شعری جهان است.
– ماتی کوسایُف شاعر ترکمنستانی: ادبیات ترکمن با مختومقلی به اوج رسید و او در مردمی کردن اشعار ترکمنی سهم عمدهای دارد.
– ناظم حکمت ترک تبار: مختومقلی شاعر من است، زبان او، زبان من نیز هست. او استاد من است.
– محمدعلی جمالزاده پدر داستان نویسی ایران: او در ترجمه کتاب جنگ ترکمن، مختومقلی را بابت احیای ادب و فرهنگ ترکمنی فردوسی ترکمنها معرفی کرده است.
– صفرمراد نیازوف رئیس جمهور فقید ترکمنستان: مختومقلی فراغی تاج مرصّع و درخشان ستون روحی مردم ترکمن است.
www.ulkamiz.ir


