جمعه بازار و عید قربان

پایگاه خبری اولکامیز – اول خرداد ماه ۱۴۰۵بخاطر باران کمی که می بارید دودل بودم که جمعه بازارشهر ودیارمان گنبد بروم یا نروم تا اینکه بخاطر بهترشدن هوا وضرورت خرید عید به جمعه بازار رفتم.
بدلیل باران کمی که می بارید کاسبان دودل بودند که بساط خودرا پهن کنند یا نکنند کسانی که بساط خودرا پهن نکرده بودند با گوشی هایشان اخبار هواشناسی را نگاه می کردند.
بنده خداهایی که آمده بودند بخاطر آخرین هفته قبل ازعید قربان که معمولا بازارشان خوب می شد.کاسبی کنند ونانحلال به سرسفره های زندگیشان ببرند.
دراین میان کاسبانی که قبل ازآمدن باران بساط خودرا پهن کرده بودند با چوب یک متری نایلون ویا پارچه هایی که روی بساط خودشان درست کرده بودند تکان می دادند تا آب باران جمع شده را خالی کنند.
بهرحال بازار چون خلوت بود من راحت در عرض چهل دقیقه آنچه با توجه توان مالی خودم میخواستم بخرم را خریدم و با چند سری رفتن درداخل ماشین گذاشتم.
گرچه حقیقتا خرید من به اندازه یک دهم خریدهای عید های چند سال پیش نبود. و حتی بفکرم همخطور نمی کرد که مثلا
برای خود واهل خانواده ام لباس .کفش و… که درگذشته مانند همه مردم می خریدم. خرید کنم. چون همگان مطلع هستند که روزگار ما ایرانیان با برخی از مسئولان پرادعا نه همه آنها اوضاع هر کدام ما بدتر ازدیگری است
گرچه لباسهایم تقریبا خیس شده بود اما با این وجود ازخرید منصرف نشدم. دراین میان دوستان زیادی را دربازار دیدم وبا آنهاسلام و احوالپرسی کرده پیشاپیش علاوه بر تبریک گفتن عیدهایمان دعا کردیم .که ان شاءالله قربانی هایمان قبول باشد.
واقعا تاسف خوردم چون این بازاز آن بازاری نبود که درسالیان نه چندان دور مردم داشتند. دیدن صحنه هایی دربازارکه مردم واقعا ناتوان درخرید وسایل ولوازم عید بودند مرا ناراحت می کرد.
دورانی که مردم با چهره های خوشحال وخنداندرچنین روزهایی در بازار ها برای خود واهل خانواده. بدون ذره ایی حساب وکتاب هرچه می خواستند می خریدند.
اما دیگر ازآن دوران خبری نبود.بعنوان نمونه من کمترمردمانی را می دیدم که سراغ کفش پوشاک و…می رفتند
مردمان فقط سعی می کردند فقط اجناس و کالاهایی بخرند که بتوانند ازطریق آنها آبروداری کنند.
خدایا چرا حال و روزگار ما چنینگشته است؟ چرا پس از گذشت پنج دهه ازانقلاب بجای اینکه اوضاع مردم را بهبود ببخشند بد وبدتر کرده اند؟
چرا با وجود این وضعیت که سرپرستان خانواده ها مانده اند که چطوری احساسات پاک فرزندان خودشان را حرمت قائل شوند و بتوانند فرزندانشان را به آرزوهایشان درچنین ایام مبارک حتی با خرید لباس ارزانتر آنها را شاد کنند؟
اما دریغ وهزاران حیف که مردم با درآمد ثابت چون حقوق بازنشستگی ویا درآمدناچیز ازخرده کشاورزی وکاسبی و… نمی توانند حتی یک قلم از خواسته های فرزندانشان را برآورده سازند.
اوضاع مردمان ایران زمین اینروزها با آمدن عید دینی ومذهبی که پیامبری ازپیامبران جهت پیروی از فرمان خداوندی حاضر می شود فرزند خویش را هم قربانی نماید بسیار نامناسب است.
وضعیتی که دیگر نه تنها مردم ازآمدن عید الهی خوشحال نمی شوند بلکه کلا چند ماه مانده به عید ماتم می گیرند.وفکر وذکرشان این است که چگونه وازچه طریقی می توانند آبروداری کنند.
چون هرچه محاسبه می کنند با درآمد ناچیز خود وافزایش بی رویه قیمت کالاها واجناس نمی توانند حتی قربانی کنند چه رسد به خرید.لباس.شیرینی آجیل.لباس.کفش و…
آن هم حتی بهکودکان کوچک خودشان که از بی پولی وفقر ناداری و… والدین خویش بی اطلاع هستند.
کودکانی که می بینند کسانی درجامعه گرچه اندک افراد مایه دار. دم از خرید وسایل برای خویش می گویند. آنها نیز نزد والدین آمده هرشب وهرروز با گفتن بابا .مامان برای ما کی کفش.لباس و…می خرید؟ من دوست دارم. مانند دوستم زهرا یا محمد که پدرومادرشان برایش کفش قشنگ.شلوار زیبا.پیراهن گلدار و…. خریده. بخرم .مغز وذهن والدین خودرا چون مته برقی می خورند!
اما والدین جز جمع شدن اشک درچشم هایشان وغم واندوه دروجودشان با دیدن چنین صحنه هایی چه می توانند بکنند؟
مگرایرانیان صبور درمقابل همه مشکلاتی که بخاطر نامدیریتی های برخی از مسئولان و… پیش آمده چه تقاضای ناشدنی دارند؟
چرا اصلا به چنین وضعیت مردم توجه ندارند؟ باید ازانقلاب ۱۳۵۷ که با کلی امید وآرزو مردم قیام کرده اند وحکومتی را با نثار خون فرزندانپاکشان و… سرنگون کرده اند چند سال و یا چنددهه دیگر بگذرد تا مردم معنای زندگی .معنای واقعی عید داشتن و…را بدانند؟
واقعا باید تأسف بخوریم بحال وروزمردمان ایران زمین که لایق بهترین ها هستند.
ان شاءالله که روزی.حال وروزگار ایرانیان گرچه حالا حالا ها غیرممکن است بهتر ومناسب تر از وضعیت کنونی شود.
WWW.ULKAMIZ.IR



