تورکمن صحرا

نگاهی به کیفیت مراسم ها از گذشته تا حال در بین ترکمنها

 پایگاه خبری اولکامیز – آنه محمد مارامایی: در حدودا  ۵۰ سال پیش که من ۱۲ الی ۱۴ ساله بودم و در جامعه روستایی زندگی می کردم. فرهنگ های خاصی ونابی درجامعه رواج داشت. در شادیها همچون عروسی ها و در مصیبت ها چون فوت یک نفر در روستا فرهنگ عام ومشترک حاکم بود.

هر یک ازمراسمات انگار مربوط به کل روستا بود و همه مردم روستا اعم از زن .مرد.جوان و… کاملا درآن امور مشارکت کامل داشتند..مثلا عروسی یک نفر در روستا باشد . جارچیان دویا سه روز قبل با اسب یا موتور ویا پای پیاده  تک تک خانه ها را به مراسم دعوت می کردند.

ازهمان روز پدران روستا خود یا فرزندان بزرگ خود را به عنوان نیروی کمکی به نزد صاحب عروسی می فرستادند و این نیروها هم کارهای مربوطه مانند: دور و بر خانه صاحب عروسی را تمیز می کردند .بخصوص علف های هرز که آن زمان زیاد در روستا می روئیدند.می کندند و وسایل دور و بر خانه را جمع وجور یا جابجا می کردند تا مهمانان مشکلی نداشته باشند.

اتفاقا همان دویا سه روز هم  خوانندگان موسیقی سنتی ترکمنی ( باخشی ها  ) می خواندند وکشتی گیران کشتی می گرفتند .زنان هم مراسمات خود را انجام میدادند و در کل شادی به تمام معنا رواج و گسترش داشت.

یا درفوت یک فرد کل  مردمان روستا کار  خودشان را تعطیل می کردند ومردم وجوانان  روستا مثل عروسی که کمک حال مردم بودند.به صاحب عزا دردرست کردن سایه بان ( آن زمان چادر نبود ) وامور دیگر کمک می کردند.فوت یک فرد در روستا را فوت عزیز خود می دانستند چون فرهنگ حاکم سنتی بود .

یادم می آید من که طرفدار فوتبال بودم وقتی مسابقه تاج و پرسپولیس یا بعدها جام جهانی آرژانتین ۱۹۷۸ بود. خیلی غصه می خوردم که چرا نمی گذارند ما فوتبال نگاه کنیم.آن زمان در کل روستا سه تا تلویزیون (ازنوع .بلر توشیبا.بلموند) بود که بنده های خدا همیشه وحتی تا ساعت های ۱۲ شب هم شده تلویزیون را روشن می کردند .مردم روستا هم انگار که درخانه خود نشسته اند راحت تلویزیون تماشا می کردند.

اما وقتی کسی فوت می کرد تا چندین ماه تلویزیون ورادیو خاموش می شد که این موضوع ما نوجوانان وجوانان روستا را اذیت می کرد. ما می گفتیم عموجان پرده ها را می کشیم صدای تلویزیون را کم می کنیم تا کسی متوجه نشوند .اما انها می گفتند نه اصلا نمیشه و…

اما امروزه متاسفانه از آن فرهنگ های خاص و واقعا دوست داشتنی ازاین نظر که مردم. یک پارچه.صمیمی.بامحبت.با گذشت.همدرد. هماهنگ و… بودند.خبری نیست . اگر کسی مراسم  عروسی دارد یا مراسم فوت عزیزی بود. فوقش ده الی بیست دقیقه مردم می روند و سریع دنبال زندگی خود هستند که خود دلایل زیادی دارد منجمله . مشکلات فرهنگی. اقتصادی.زندگی ماشینی. ازهم گسستن مردمان روستا بخاطر ازدواج های غیر فامیلی .گسترش امکانات رفاهی همچون وسایل نقلیه.مهاجرت پذیری ومهاجرت به شهرها و روستاهای دیگر و…

بقول استادمان و به گفته خودش مدرس دانشگاه هاروارد امریکا بوده که ۲۰ سال  در آنجا تدریس داشته  اما بخاطر خواهش و تمنای مادربیمارشان به ایران برگشته و بعد از آن هم ممنوع الخروج شده در۳۰ الی ۳۵ سال پیش . می گفت:جهت حفظ فرهنگهای خاص و دوست داشتنی روستا تلویزیون و غیره را به روستاها نبرید که این وسایل مدرن فرهنگ ها.اخلاق. دیدگاه ها و…  روستاها را تغییر می دهند.

اگرالان دقت کنیم واقعا استادمان خوب تشخیص داده بود.مردم دیگر مثل آن سالیان چندان باهم رابطه صمیمی ندارند و چندان هم درمراسمات دیگران مشارکت ندارند .جز اقوام آن هم واقعا درجه یک و دیگر عروسی ها مثل گذشته چندان لذتی ندارند .

شاید دلیل آن عدم حوصله وعدم روحیه مردم بخاطر فشارهای زندگی  باشد که هرچه جهت تأمین مخارج زندگی می دوند وزحمت می کشند بازهم فایده واثری ندارد چون تورم آنقدر بالاست که اگر تلاش وزحمت مردم مثل موشک هم سرعت داشته باشند.بازهم به سرعت افزایش تورم نخواهند رسید.

مثلا پارسال دامادم کولر ایولی ۱۲ هزار چینی و بدون گارانتی که از بندر گناوه وارد بازار کل ایران شده را گرفت چهار میلیون وسیصد هزار تومان .دقیقا چند روز پیش عین همان را من گرفتم ۱۶ میلیون وچهارصد هزارتومان. خواهشا کمی مکث کنید ودوباره قیمت ها را مقایسه نمائید یعنی دریکسال یک کالااز چهار میلیون به شانزده میلیون رسیده ! آن هم کالای کشورکافر ومسلمان کش وخفاش خوار چین که حاکمان ما خیلی به آنها اعتماد دارند ودوست دارند که یوان را جانشین دلار آمریکایی کنند.

 اگراین افزایش را با ذره بین  هم در جهان امروزی بگردیم  گمان نکنم درهیچ کشوری اینچنین تورم بالا باشد. آیا مسئولان فکر می کنندکه با این تورم  افراد حقوق بگیر وکارگر و… چطور می توانند زندگی کنند؟ آیا می توانند این تورم را بشنوند و راحت شب بخوابند؟ آیا از قیامت و جواب پس دادن به خداوند منان ترسی ندارند؟ یا آنقدر بخاطر عشق به مقام و قدرت غافل از حساب و کتاب آخرت خود هستند و اصلا به این امور زجر آور برای مردم فکر نمی کنند؟

بهرحال مردم وقتی درجامعه این وضعیت حاکم باشد دیگر عروسی .شادی .نشاط و… یادشان  خواهد آمد؟ به نظرم مردم کشور ما ازبس غرق تلاش .زحمت.کوشش شبانه روزی جهت تأمین مایحتاج خود و خانواده خود شده اند دیگر بفکر سلامتی و شادی نیستند.و عین آدم های ماشینی فقط و فقط تلاش و زحمت  می کشند وحس نشاط وشادی خود را از دست داده اند!

خوب دراین وضعیت عروسی دیگران که هیچ حتی عروسی عزیزان خود را هم فراموش می کنند که مراسم .مراسم عروسی است وباید بخندند وشادی کنند.نه اینکه عین مراسم فوت یک فرد فقط ازمهمانان پذیرایی کنند و زودتر کلکش را بکنند.ودوباره وچند باره با زحمت بیشتر بدوند وروزگار خود را آن هم اگر بتوانند بگذارنند.

خلاصه کلام اینکه دیگر زمانه خیلی عوض شده ودیگر ما درجامعه .آن روابط گرم صمیمی..همدردی و… را نمی توانیم شاهد باشیم و این دوره مردم فقط و فقط بفکر گذران زندگیشان هستند و از بس که به مردم فشار وارد گشته همه عصبی.ناراحت.خشمگین.پراسترس.روح وجسم خسته و… که دیگر ازخودشان هم بیزار گشته اند .

به امید روزی که مردم کشورمان دوباره آنی باشند که خود می خواهند.

WWW.ULKAMIZ.IR

 


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا