
پایگاه خبری اولکامیز – امان محمد خوجملی : وضعیت نابسامان اقتصادی تاثیر بسیار سوئی به دامداریها و دامداران گذاشته است. گله داران معتقدند این وضعیت طی دهه های اخیر بی سابقه است که دامدار هر کار بکند دچار ضرر و زیان شود. مخصوصاً دامداران صنعتی و نیمه صنعتی که گاوها ودامهایشان با دست تعذیه می شوند.
آنها که گله هایشان در صحرا و مراتع می چرند نسبت به دیگر دامداران وضع بهتری دارند لااقل یک وعده غذا را از بیرون بصورت مجانی به دست می آورند. می شود گفت دامداران بطورکلی رها شده هستند کمکهای اندک دولت به دامداران( هر ماه ۲۰ کیلو کنسانتره برای گاو و ۵ کیلو برای گوسفند) دردی از دامداران را دوا نمی کند.۲۰ کیلوخوراک دو روز یک گاو شیرده و خورا ۵ روز یک گاو محلی کم شیرده می باشد.
یکی از دامداران که نسل اندر نسل دامدار و کشاورز می باشد چند روز پیش در یک مراسمی به من گفت: من حدود دویست راس گوسفند دارم هزینه یک ساله من( کاه و جو) که همه از زمین خودم تامین شده است حدود دویست میلیون تومان شده است اگر صد راس برّه بفروشم می شود صد میلیون تومان. یعنی امسال با این همه زحمت صدمیلیون تومان ضرر می کنم.
یکی از دامداران که از روستای خودم است او هم وضعیت مشابهی دارد و به من بصورت تلفنی گفت: ما این دامها را به امید آینده نگه داشته ایم و گرنه وضعیت به این شکل ادامه یابد ما باید با دامداری خدا حافظی بکنیم. او در ادامه ی صحبتهایش گفت: ما همین امروز هم دامها را بفروشیم ضرر می کنیم چون وضعیت بازار خراب و عرضه زیاد می باشد. اگر نگه هم داریم ضرر می کنیم. فقط امیدمان به آینده است که بتوانیم این وضعیت بحرانی را سپری کنیم.
تازه اینها وضعیت دامداران سنتی و قدیمی و ریشه دار است که به این آسانیها حاضرنیستند شغل آباء و اجدادی خود را کنار بگذارند. اینکه چنین افرادی به این مرحله از استیصال و درماندگی برسند نشانه این است اوضاع خرابتر از آن حدی است که ما فکر می کنیم. صدور دام ایران به کشورهای خارجی نشانه ی مازاد بر تولید نیست بلکه اصل تولید است.
یعنی ما داریم اصلِ تولید و اصل کارخانه می فروشیم که چند سال است صاحبانشان گرفتار شده اند. به قول معروف ما آش را با جایش می فروشیم. ای کاش آن مقدار اهمیتی که برای گسترش و تبلیغ دین و مذهب و فرهنگ داده بودیم به دامداران هم می دادیم دامداران ما به این وضعیت دچار نمی شدند.
www.ulkamiz.ir


