فرهنگی

نوشته های نوقلمان – قسمت ۶۳

روزی که گوشی به کلاس آوردیم

پایگاه خبری اولکامیز – عرفان گوگ دانش آموز پایه هشتم مدرسه غیر دولتی بصیر گنبد:

امروز روزی متفاوت و جالب بود. برای اولین بار آقای حسینی، معلم مهربانمان، به ما اجازه داد تا گوشی‌هایمان را به مدرسه بیاوریم. او گفت می‌خواهد با ما یک برنامه آموزشی به نام «ایران دیجیتال» کار کند.

همه‌مان از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیدیم! وقتی زنگ تفریح تمام شد، با هیجان گوشی‌هایمان را آوردیم و شروع به کار کردیم. فضای کلاس پر از ذوق و خنده بود.
البته آقای حسینی تأکید کرد که فقط باید برای درس از گوشی استفاده کنیم، نه برای بازی! یکی از بچه‌ها کمی ناراحت شد، اما همه قبول کردیم که قوانین را رعایت کنیم.

در پایان کلاس، همه گوشی‌هایمان را خاموش کردیم و داخل کیف گذاشتیم. حس خوبی داشتیم، چون یاد گرفتیم که می‌شود از تکنولوژی هم درست و به موقع استفاده کرد.
آن روز برای ما یک تجربه‌ی خاص و به‌یادماندنی بود؛ روزی که هم یاد گرفتیم، هم لذت بردیم.

اما درست وقتی زنگ آخر به صدا درآمد و آماده‌ی رفتن شدیم، آقای حسینی لبخند زد و گفت: «امروز دیدم که چقدر مسئولیت‌پذیر شده‌اید. از این‌که به من اعتماد کردید و گوشی‌هایتان را درست استفاده کردید، واقعاً خوشحالم.»

همه‌ی ما با افتخار لبخند زدیم و حس کردیم کار بزرگی کرده‌ایم.

در راه برگشت به خانه، نسیم خنکی صورتم را نوازش می‌داد. به آسمان نگاه کردم که رنگ نارنجی غروب در آن پخش شده بود و با خودم گفتم: «چه روز خوبی بود!» آن روز برای من فقط روزی نبود که گوشی به کلاس بردم، بلکه روزی بود که یاد گرفتم اعتماد، نظم و استفاده‌ی درست از امکانات چقدر می‌تواند زیبا باشد.

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا