اجتماعی

جامعه‌ای که خسته است

چرا مردم دیگر مثل گذشته حوصله زندگی ندارند؟

پایگاه خبری اولکامیز – داریوش شیرمحمدلی – بندرترکمن

اگر کمی به اطراف خود نگاه کنیم، شاید متوجه تغییری شویم که آرام‌آرام در زندگی بسیاری از ما شکل گرفته است. آدم‌ها زودتر از گذشته خسته می‌شوند، کمتر حوصله گفت‌وگو دارند، زودتر از کوره درمی‌روند و گاهی حتی برای ساده‌ترین اتفاقات زندگی هم شوق و اشتیاق چندانی نشان نمی‌دهند. انگار چیزی در زندگی روزمره کم شده است. چیزی شبیه آرامش، حوصله و دلخوشی‌های کوچکی که روزگاری حال آدم‌ها را بهتر می‌کرد.

شاید بخش مهمی از این خستگی به فشارهایی برگردد که هر روز با خودمان حمل می‌کنیم. نگرانی‌های مالی، دغدغه شغل، هزینه‌های زندگی، مسئولیت‌های خانوادگی و فکر کردن به آینده، ذهن بسیاری از افراد را به فضایی پر از نگرانی تبدیل کرده است. گاهی انسان آن‌قدر درگیر گذراندن روزهایش می‌شود که فراموش می‌کند زندگی فقط تحمل کردن و از پس مشکلات برآمدن نیست. باید فرصتی هم برای لذت بردن از آن وجود داشته باشد.

از طرف دیگر، زندگی در دنیای امروز شکل تازه‌ای به خود گرفته است. فضای مجازی هر روز تصویرهایی از زندگی‌های ظاهراً بی‌دغدغه، سفرها، موفقیت‌ها و امکانات دیگران پیش چشم ما قرار می‌دهد. ناخواسته زندگی خودمان را با آنچه از زندگی دیگران می‌بینیم مقایسه می‌کنیم. در نتیجه، گاهی داشته‌های خودمان را نادیده می‌گیریم و احساس می‌کنیم از زندگی عقب مانده‌ایم. در حالی که کمتر کسی از پشت پرده زندگی دیگران و دشواری‌هایی که تجربه می‌کنند خبر دارد.

این خستگی را می‌توان در روابط میان آدم‌ها هم دید. در بعضی خانواده‌ها گفت‌وگوها کوتاه‌تر شده، در جمع‌های دوستانه کمتر به حرف یکدیگر گوش می‌دهیم و گاهی یک اختلاف‌نظر ساده به دلخوری تبدیل می‌شود. انگار همه به نوعی خسته‌اند و کمتر فرصتی برای درک خستگی دیگران باقی مانده است. شاید به همین دلیل است که گاهی یک برخورد نامناسب یا یک جمله ساده می‌تواند دل کسی را بشکند که مدت‌هاست درگیر فشارهای زندگی است.

واقعیت این است که همه خستگی‌ها با خوابیدن و استراحت کردن برطرف نمی‌شوند. گاهی آدم‌ها بیشتر از هر چیز به یک دلگرمی ساده، یک گفت‌وگوی صمیمانه، شنیده شدن و احساس ارزشمندی نیاز دارند. گاهی یک نفر فقط می‌خواهد بدون آنکه قضاوت شود، از نگرانی‌هایش حرف بزند. شاید چیزی که در زندگی پرسرعت امروز کمتر به آن توجه می‌کنیم، همین نیازهای ساده اما عمیق انسانی است.

البته قرار نیست همه مشکلات را یک‌شبه حل کنیم، اما می‌توانیم از رفتار خودمان شروع کنیم. کمی بیشتر به یکدیگر فرصت بدهیم، زود قضاوت نکنیم، مهربانی را از روابطمان حذف نکنیم و به جای مقایسه زندگی‌ها، قدر داشته‌های خود را بدانیم. گاهی یک احوالپرسی واقعی، یک لبخند از ته دل یا چند دقیقه گوش دادن به حرف‌های یک دوست، می‌تواند حال انسانی را بهتر کند.

شاید جامعه امروز بیش از هر چیز به بازگشت همین دلخوشی‌های ساده نیاز دارد. به روزهایی که آدم‌ها برای دیدن یکدیگر بهانه می‌خواستند، نه اینکه برای دور ماندن از هم دلیل پیدا کنند. زندگی همیشه آسان نبوده و احتمالاً در آینده هم بدون دشواری نخواهد بود، اما نباید اجازه بدهیم سختی‌های آن، مهربانی و شوق زندگی را از ما بگیرد. شاید بد نباشد گاهی از خودمان بپرسیم، در میان این همه تلاش برای بهتر زندگی کردن، چقدر فرصت کرده‌ایم واقعاً زندگی کنیم؟

www.ulkamiz.ir

 

 


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا