
پایگاه خبری اولکامیز – وهاب سارلی:
واپسین روز نخستین ماه خزان است و صدای غرش تراکتور کشاورزان چند روزیست از مزارع روستاهای اطراف به گوش میرسد،
آری فصل کشت است، اما چهرهی کشاورزان مضطرب!
همزمان با آغاز فصل کشت در گلستان، نوری قزلجه، وزیر جهاد امروز ۳۰ مهر میگوید که ۵ درصد بدهی باقیمانده گندمکاران تا یک هفته دیگر یعنی ۷ آبان تسویه خواهد شد!!!
رکورد جدیدی که هر سال شکسته میشود، و امسال به نیمهی پائیز رسیده است!
گفتنیست بر اساس قانون خرید تضمینی گندم، دولت میبایست تا ۴۸ ساعت باید مبلغ گندم تحویلی کشاورزان را تسویه کند!
48 ساعتی که از بهار تا پاییز به درازا کشیده و کسی عین خیالش نیست، دریغ از یک عذرخواهی و دلجوئی خشک و خالی،
پرداخت دیرکرد پیشکش!
همان خرید تضمینی که در سالهای دهه شصت و هفتاد، کشاورزان برای تحویل گندم، کشاورزان جایزه دریافت میکردند،
شاید هنوز هم موتورهای یاماها (آرس) و لوازم خانگی از آن دوران به یادگار مانده باشد…
پرداخت تدریجی مطالبات گندمکاران گلستان در طول ۵ ماه، کشاورزان را آنچنان مستاصل و درمانده کرده، که دیگر امیدی به کشت و زرع ندارند،
مطالبات گندمکاران با پرداخت قطره چکانی، زیر سایه سنگین تورم، آنچنان آب رفته که محو شده است.
و دردناکتر از آن با طولانی شدن روند پرداخت تدریجی، خیلی از کشاورزان بینوا حساب مطالبه خود از دستشان در رفته و حتی نمیدانند چند درصد مطالباتشان پرداخت شده است.
دولت در اقدامی قلدرمابانه نه خود شرایط پرداخت نقدی را دارد، نه میگذارد دلال و واسطه بطور علنی وارد این عرصه شود.
در خرداد ماه همزمان با برداشت محصول، علیرغم اعلام نرخ حدود ۵۰ هزار تومان برای گندم، برخی کشاورزان نیازمند پول نقد، مجبور شدند ، گندم خود را نقدا به قیمت ۴۰ هزار تومان و حتی کمی پائینتر به واسطهها بفروشند،
یعنی ۱۰ هزار تومان پایینتر در هر کیلو یعنی ۱۰۰ میلیون تومان پایینتر در ۱۰ تن و ۲۰۰ میلیون تومان پائینتر در ۲۰ تن!!!
عددی که در آن مقطع بزرگ مینمود ولی با طول کشیدن دوره پرداخت تدریجی، با محاسبهی تورم سه رقمی، نرخ خرید تضمینی ۵۰ هزار تومانی، قریب به یقین اثرش خیلی پایینتر از ۴۰ هزار تومان تحویلی به واسطه ها شده است.
در اصل آنان که گندمشان را ۴۰ هزار تومان نقدا به واسطهها فروختند، نسبت به آنان که گندمشان را به قیمت ۵۰ هزار تومان تحویل سیلو دادند، برد کردند!
چرا که پولشان را نقدا و یکجا تحویل گرفتند!!!
ولی کشاورزانی که گندمشان را تحویل سیلو دادند، پولشان را آنچنان ریز ریز و خرد خرد تحویل گرفتند که نمیشد بر هیچ زخمی بزنند،
کشاورزانی که علیرغم هزینههای سرسامآور کشت، داشت و برداشت، با هزار امید خودشان را به فصل درو رسانده بودند.
صحبت از تضمین که میشود، انتظار میرود آدمی دلش قرص شود؛
چند سالیست اما ضمانتها هم آبکی شده و خرید تضمینی گندم، به کابوسی برای کشاورزان بدل گشته؛
کابوسی که مشخص نیست چه زمانی به سر آید!
به امید روزهای خوب
www.ulkamiz.ir


