گزارش

شبی ماندگار در روستای ارازمحمد آخوند

پایگاه خبری اولکامیز – آنه محمد مارامایی عضو رسانه اولکامیز:

در جوامع اسلامی به مبارکی میلاد پیامبر(ص) این روزها در هر ساعتی از ایام روز مراسمات مختلفی چون عروسی ها، صدقات، مولودخوانی و… برگزار می شود.

دیشب ( ۲۰ شهریور ۱۴۰۴ ) بنا به روال همیشگی با دوستان و گروههای فعال رسانه ای در یک مراسم بزرگ دیارمان در روستای اراز محمد آخوند در جشن عروسی فرزند گوینده و مجری بنام دیارمان عیدی مختومی شرکت نمودم.

حدودا ساعت ۶ بعدازظهر وارد محوطه بزرگ اجرای مراسم شدم و آنچه پیش بینی کرده بودم را مشاهده کردم! جمعیتی انبوه از قشرها .گروههای جامعه بخصوص گروه فعالان انتخاباتی دیارمان.

علت حضور زیاد جمعیت هم معلوم بود چون آقای مختومی در کل  دوران انتخابات مجری و گوینده همه کاندیداهای منتخب وهمچنین گوینده مسابقات پرطرفدار اسبدوانی دیارمان بودند.

هوا هم ازنظر برگزاری مراسم بسیار مناسب بود. پس از‌ چند دقیقه جمعیت حاضر به امامت معمی آخوند شکیبا نمازجماعت مغرب را اقامه کردند. در ادامه مراسم. پذیرایی ازمهمانان با شرکت و همکاری گرچه اندک نیروهای پذیرایی بعمل آمد.که من با مشاهده این وضعیت‌ کمی به فکر  فرو رفتم چون در هیچ مراسمی اینچنین سابقه نداشته است که پذیرایی کنندگان کم باشد. شاید یکی ازعلل آن زیاد بودن بیش ازحد جمعیت بود‌.

بهرحال با خواندن قرآن و دعای آخوند شکیبا مراسم پذیرایی به پایان رسید.حداقل دو پنجم مهمانان با شرکت درکمک های‌ مالی با خداخافظی  از صاحبان مراسم به طرف خانه هایشان حرکت کردند.

اما تعدادی در پیدا کردن ماشین هایشان بخاطر شبیه بودن کوچه ها.زیاد بودن کوچه ها و زیادبودن ماشین ها کمی معطل شدند. بقیه مهمانان بخصوص عاشقان فرهنگ و موسیقی جهت شرکت در مراسم اصلی عروسی درانتظار شروع برنامه نشستند .بعد از اقامه نماز عشاء مراسم اصلی با حضور جمعیت زیادی شروع شد.

دراین مراسمات شخصیت های مهم سیاسی و اجتماعی ازجمله فرماندار گنبد آقای هاشمی، نمایندگان سابق مجلس آقایان مارامایی.طیار و کاندیداهای مجلس آقایان مبشری.چپرلی.و مسئولان نهادها و سازمان های آقایان دکتر قوجق نژاد. بابایی. پورانجنار و … خیلی دیگر از عزیزان دیارمان شرکت داشتند.

مجریان مراسم سه نفر بودند و تعداد خوانندگان موسیقی سنتی ترکمن ( باخشی ها  ) تا ساعت۱۰ و ۴۵  دقیقه شب هم سه نفر بودند که من بخاطر خسته بودن از صاحبان مجلس خداحافظی کرده بطرف خانه ام حرکت کردم.

مجری اول که ازساعت پنج غروب پشت میکروفون بود و مراسم را نظم میداد آقای عیسی ایگدری بود. مجری دیگر آقای خواص ازروستای یاسی تپه.

و مجری چند دقیقه ای هم همکار رسانه ای مان آقای عاشور رئوفی بودند.این عزیزان با اعلام برنامه ها.خواندن اشعار.معرفی مهمانان و بانیان و زحمتکشان گذشته روستا شور و نشاط خاصی به مراسم می دادند.

طبق اعلام مجری اول برنامه بخاطر زیاد بودن باخشی ها هر کدام پنج ترانه یا بقول ترکمنی آیدئم را باید می خواندند.

ابتدا باخشی قربان نیاز پورمحمدی پنج ترانه اجرا کردند و بعد از او  باخشی عبدالرحمان ایرانی ( به گمانم بیش از پنج ترانه) خواندند. در مرحله سوم  باخشی بیگ زاده پنج ترانه اجرا کردند.

درکنار این بخشی ها هنرمند جوان دوران عطا نوازنده می نواخت. هم چنین در قسمتی از برنامه ابراهیم جرجانی‌ نیز به صحنه امد . وی چند روز پیش از جشنواره بزرگ از کشور ترکیه با کسب عنوان به وطن برگشته بود.

جمعیت با تمام وجود و علاقه گوش هایشان را تیز کرده بودند تا هر چه بهتر و دقیق تر اجرای باخشی ها را بشنوند.

در وسط اجرای باخشی ها.همکار فرهنگی ام عالی قورچای با گرفتن میکروفون درد امروزه جامعه ما را یعنی موتورسواران جوان دیارمان دانست که با اجرای برنامه های خطرناک چون کورس دادن، اجرای برنامه های خطرناک نمایشی و… مردمان دیارمان را هر روزه با تصادفات خودشان آزرده خاطر کرده خیلی ازخانواده های دیارمان را داغدار عزیزانشان می نمایند.

انشاءالله که گفتن این نوع هشدارها باعث کم شدن تصادفات مرگبار گردد.

به هرحال تا زمانی که من تا ساعت ۱۰ و۴۵ دقیقه بودم بخاطر اجرای زیبا باخشی ها از جمله باخشی عبدالرحمان ایرانی من کمتر شاهد خداحافظی عاشقان فرهنگ وموسیقی دیارمان بودم.

ازاینکه باخشی های دیارمان با هنرمندی خودشان اینروزها با وجود مشکلات‌وگرفتاری های اقتصادی.فکری..معیشتی و… می توانند گرچه چند ساعته. مردمان دیارمان را درنشاط وشادابی نگه دارندبسیار خوشحال بودم.

با دیدن صحنه های امروز یاد دهه های ۶۰ الی۷۰ می افتم که مردمان دیارمان چون خودم چقدرآن زمان ها درچنین مراسماتی حتی اگر کسی ما را دعوت هم نمی کردند به مراسمات هنری می رفتیم  و تا ساعت های ۱ الی ۲ صبح با شور و حال بیشتر ازامروز شرکت میکردیم.

خلاصه پس از این مدت به علت شرکت زیاد در مراسمات مختلف با خداحافظی ازدوستان بخصوص از آقای عبدی مختومی و فرزندش سالار یگن مراسم را ترک کرده به خانه ام حرکت کردم.

انشاءالله که مردمان دیارمان با شرکت دراین مراسمات  انرژی زیادی بگیرند تا درمقابل ناملایمات بوجودآمده توسط حاکمان و مسئولان پرادعای کشورمان مقاومت بیشتری نمایند..

گفتنی است روستای ارازمحمد آخوند در سه کیلومتری جنوب شرقی شهر گنبد قرار دارد.

حاشیه های مراسم:

۱- دیدن دوستان وآشنایان دیارمان که بعد از‌عدم حضور چندین ساله من درچنین مراسمات هنری مرا بسیار خوشحال کرد

۲- کنایه یک همکار رسانه ای من که حاج آقا شما هم در چنین مراسمات شرکت می‌کنید! من‌گفتم خودم قبلا خواننده بودم و…گفتم: به اعتقادخودم شنیدن ترانه های با معنا و مفهوم عرفانی و مردانگی دل مرده را زنده می‌کند.

۳-  وجودشخصیت سیاسی وهنری دراین مراسمات گویای جایگاه و نفوذ موسیقی در دل همه انسان هاست

۴- پیدا نکردن ماشین هایمان برای بعضی ها ازجمله خودم برایمان عجیب بود.

۵- اشعار مجریان مراسم و حتی دو ترانه باخشی ها بسیار مردم را به شوق ونشاط درآورد که بخاطر همین با کف زدن احساسات خودشان را بیان داشتند

۶-شرکت وحضور ساده وخالصانه  فرماندار بومی دیارمان مردمان دیارمان چون بنده را بسیار خوشحال نمودند خوشحال ازاینکه شخصیت سیاسی از دل مردم برخاسته و در دل مردم جا دارد.

۷-یکی ارشخصیت های انتخاباتی دیارمان همه اش نگران کفش ۹ میلیونی خودش که سوغاتی پسرش از ترکیه بود برایم هم جالب و هم مایه تأسف بود. جالب ازاین نظر که چقدرمردم ما جرأت  و توان دارند در این وضعیت بداقتصادی اینچنین کفش های گرانقیمت بپوشند و تأسف از اینکه چقدر جامعه ما اوضاع نامناسبی ازنطر امنیتی دارند که مردم نمی توانند دراین مراسمات شادی، شاد وخوشحال باشند و نگران داشته هایشان هستند.

۸-همکار رسانه ای مان آقای رئوفی قبل ار رفتن پشت میکروفون درتلاش بود که ازساکنین اولیه روستا اطلاعات مفید درباره افراد بزرگ موفق .تأثیرگذار و… روستا به دست آورد تا آنان را به حاضران معرفی نمایند.

۹- تأخیر در اجرای مراسم هنری وموسیقی به علت آماده نبودن جایگاه و سیم کشی و… که مردم را‌ کمی ناراحت نمود

۱۰- اقامه نماز عشاء به جماعت در روی زیلوهای مراسمات عروسی که از نظر شرعی بنظرم اشکال داشت .

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا