یاشاولیگری مدرن؛ احیای یک سنت اجتماعی با نسخهای تازه

پایگاه خبری اولکامیز – متین نیازی:
در بسیاری از جوامع محلی، پیش از آنکه نهادهای رسمی قدرت و سازوکارهای پیچیده سیاسی شکل بگیرند، جامعه برای حل مسائل خود به سرمایهای نامرئی اما بسیار موثر تکیه میکرد اعتماد به معتمدین و ریشسفیدان. در فرهنگ ما این نقش را یاشاولیها ایفا میکردند
افرادی که نه به واسطه مقام رسمی بلکه به دلیل سابقه اجتماعی، اعتبار اخلاقی و تجربه زندگی، در میان مردم صاحب نفوذ بودند.
در مقاطع مختلف، بهویژه در انتخابات محلی و مجلس همین یاشاولی ها گاهی نقش یک فیلتر اجتماعی غیررسمی را ایفا میکردند. زمانی که تعداد نامزدها زیاد میشد و جامعه با انبوهی از گزینه ها روبهرو بود، جمعی از معتمدین در نشستهایی غیررسمی گرد هم میآمدند و پس از بررسی سوابق، چند نفر را به عنوان گزینههای قابل اعتماد معرفی میکردند. جامعه نیز غالباً به این توصیهها توجه میکرد و بسیاری از همان افراد به پیروزی میرسیدند.
در ظاهر، این سازوکار ساده بود اما در عمل یک کارکرد مهم داشت،کاهش پراکندگی آرا، ایجاد اجماع اجتماعی و افزایش مشارکت مردم.
وقتی مردم میدیدند افرادی مورد وثوق جامعه پشت یک یا چند گزینه ایستادهاند، اعتماد بیشتری برای حضور در انتخابات پیدا میکردند.
اما این مدل بیعیب هم نبود. هر سازوکاری که در یک حلقه محدود شکل بگیرد، دیر یا زود با چالشهایی مواجه میشود نفوذ منافع شخصی، ورود افراد ضعیف النفس به جمع تصمیم گیران و شکلگیری شبکههای غیرشفاف، بهتدریج اعتبار این سنت را خدشهدار کرد. کافی بود چند تصمیم آلوده به منافع شخصی گرفته شود تا سرمایهای که سالها با اعتماد مردم ساخته شده بود، ترک بردارد. به همین دلیل، در دورههایی یاشاولیگری بهجای آنکه نماد خرد جمعی باشد، گاهی به عنوان نماد لابیهای پشتپرده مورد انتقاد قرار گرفت.
اما پرسش مهم اینجاست
آیا باید این سنت اجتماعی را بهطور کامل کنار گذاشت، یا میتوان آن را بازآفرینی کرد؟
واقعیت این است که جامعه هنوز هم به نوعی از میانجیهای مورد اعتماد نیاز دارد. در بسیاری از انتخابات محلی، تعدد نامزدها، کمبود اطلاعات دقیق درباره سوابق افراد و رقابتهای پراکنده باعث سردرگمی رأیدهندگان میشود.
در چنین شرایطی وجود نهادی اجتماعی که بتواند با بررسی دقیق، گزینههای قابلاتکاتری را معرفی کند میتواند به شفافتر شدن انتخاب مردم کمک کند.
اما شرط موفقیت چنین مدلی یک چیز است اصلاح ساختاری.
یاشاولی گری اگر قرار است دوباره معنا پیدا کند، نمیتواند همان نسخه قدیمی باشد. نسخه جدید باید چند ویژگی اساسی داشته باشد:
شفافیت در تصمیمگیری، تنوع در ترکیب اعضا، پاسخگویی در برابر افکار عمومی و مهمتر از همه پرهیز از انحصار.
در واقع، یاشاولیهای مدرن نباید نقش تعیینکننده نتیجه را بازی کنند بلکه باید نقش مشاور و راهنمارا داشته باشند. آنان میتوانند بر اساس معیارهای مشخصی مانند سابقه مدیریتی، پاکدستی، کارنامه اجتماعی و توانایی اجرایی، چند گزینه را به جامعه معرفی کننداما تصمیم نهایی همچنان باید در اختیار مردم باقی بماند.
از سوی دیگر، ترکیب چنین جمعی نیز باید باز تعریف شود. در کنار ریشسفیدان سنتی، حضور نخبگان دانشگاهی، فعالان اجتماعی، نمایندگان جوانان و زنان میتواند این ساختار را از یک حلقه بسته به یک نهاد اجتماعی گستردهتر تبدیل کند. جامعه امروز دیگر تنها با اتکای صرف به سن و سال قانع نمیشود اعتبار امروز باید با دانش، کارنامه و شفافیت همراه باشد.
اگر چنین اصلاحاتی صورت گیرد، شاید بتوان از مفهومی سخن گفت که میتوان آن را یاشاولیگری مدرن نامید؛ مدلی که در آن سنت و مدرنیته نه در تقابل، بلکه در تکمیل یکدیگر قرار میگیرند. سنت، سرمایه اعتماد اجتماعی را فراهم میکند و مدرنیته، سازوکار شفاف و پاسخگو را.
در نهایت، آنچه اهمیت دارد نه نام این مدل، بلکه اعتماد مردم است. هیچ ساختاری چه سنتی و چه مدرن بدون اعتماد عمومی دوام نمیآورد. اگر قرار باشد تجربه گذشته تکرار شود و تصمیمها دوباره در اتاقهای بسته گرفته شود، جامعه خیلی زود از آن فاصله خواهد گرفت.
اما اگر این سنت با اصلاحات لازم باز تعریف شود، شاید بتواند دوباره همان نقشی را ایفا کند که زمانی داشت،
ایجاد همگرایی اجتماعی، تقویت اعتماد عمومی و افزایش مشارکت در انتخابات
شاید زمان آن رسیده باشد که به جای کنار گذاشتن کامل تجربههای اجتماعی گذشته، آنها را با نگاه انتقادی بازسازی کنیم. گاهی در دل سنتهایی که تصور میکنیم کهنه شدهاند، ظرفیت هایی نهفته است که اگر با عقلانیت و شفافیت همراه شوند، میتوانند پاسخگوی نیازهای امروز جامعه نیز باشند.
* اولکامیز – انتشار این یادداشت به منزله تایید یا رد آن نیست. اهالی قلم می توانند دیدگاههای خود را ارسال نمایند.
www.ulkamiz.ir


