نقدی صمیمانه بر مطلب یک نویسنده ناشناس

پایگاه خبری اولکامیز -اخیرا مطلبی با عنوان « نقدی بر یک مطلب » در پایگاه خبری اولکامیز منتشر شد که در آن، یکی از همکاران رسانه ای، بدون اعلام نام، به نقد آقای عطامحمد افروز درباره مراسم توزیع ۱۰ هزار بسته معیشتی و نوشت افزار در مسجد امام حسن عسکری (ع) گنبد پاسخ داده بود.
اینجانب بهرام یوسفی، مخاطب این نقد، چند نکته را با احترام و صمیمیت مطرح می کنم:
نخست،نویسنده ناشناس، هرچند ظاهرا قصد داشته با لحنی صمیمی و غیر رسمی سخن بگوید، اما استفاده از عبارت «بنده خدایی» برای اشاره به آقای افروز، چندان مناسب نبود. این تعبیر، هرچند ممکن است از سر سادگی گفته شده باشد، اما می تواند کمی تحقیرآمیز یا از موضع بالا به پایین تلقی شود. همچنین به کارگیری «اولا، ثانیا، ثالثا، رابعا» در کنار لحن غیررسمی، ترکیبی نامناسب ایجاد کرده که ممکن است برای مخاطب رسانه ای، جدی تلقی نشود.
نکته دیگر اینکه ناشناس ماندن نویسنده، با ادعای «همکار رسانه ای بودن» در تضاد است. مسئولیت محتوا باید مشخص باشد.
دوم،نویسنده جوابیه، برگزاری مراسم و توزیع ۱۰ هزار بسته را تایید کرده و ارزش هر بسته را نیز پذیرفته است. بنابراین اگر هر بسته ۸ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان ارزش داشته باشد، رقم ۸۲ میلیارد تومان کاملا قابل محاسبه است. این بخش، محل اختلاف نیست.
اما سوال اصلی همچنان پابرجاست: اگر ۱۰ هزار بسته توزیع شده، و آقای رئوفی، مدیر آموزش و پرورش گنبدکاووس، تنها ۱۴۰۰ دانش آموز کم برخوردار را شناسایی کرده است، پس ۸۶۰۰ بسته دیگر کجا رفته است؟
نویسنده جوابیه به آمار ۴۲۰۰ دانش آموز تحت پوشش کمیته امداد گنبدکاووس و ۲۲ هزار دانش آموز تحت پوشش کمیته امداد استان گلستان اشاره کرده است. اما این آمار، هرچند رسمی، به تنهایی پاسخ سوال را نمی دهد. پرسش این است: آیا این آمار با بررسی میدانی هم تطبیق داده شده است؟ آیا می توان مستندات آن را ارائه کرد؟ و مهم تر از آن، چه تعداد از این دانش آموزان در گنبدکاووس هستند و چه تعداد در سایر شهرستان ها؟
به نظر من، فعالیت رسانه ای فقط نقل آمار و گفته ها نیست؛ بلکه باید با تحقیق و پرسشگری همراه باشد. حتی می توان
از متصدی مربوطه خواست مستندات آماری را ارائه کند و برای اطمینان، تعدادی، مثلا ۵۰ نفر، به صورت تصادفی بررسی شوند. مهم این است که موضوع روشن شود. در غیر این صورت، وظیفه یک فعال رسانه ای چیست؟
سوم،نویسنده جوابیه گفته است که بسته ها علاوه بر گنبدکاووس، به استان های دیگر مانند خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان نیز ارسال شده است. این نکته مهمی است، اما اگر چنین است، باید دقیقا مشخص شود:
چه تعداد از ۱۰ هزار بسته مربوط به آموزش و پرورش گنبدکاووس بوده؟
چه تعداد به استان های دیگر ارسال شده؟
در کدام شهرها و روستاها توزیع شده است؟
و چرا رقم ۱۰ هزار بسته در ارتباط با گنبدکاووس مطرح شده، در حالی که ممکن است بخشی از آن به جای دیگری رفته باشد؟
اشاره به آمار ۲۲ هزار دانش آموز تحت پوشش کمیته امداد استان گلستان، هرچند نشان دهنده گستردگی نیاز است، اما ارتباط مستقیمی با سوال اصلی، یعنی محل توزیع ۱۰ هزار بسته، ندارد. این دو موضوع از هم جدا هستند.
چهارم،در پایان، یک درخواست دوستانه از حاج آقا شهرکی دارم: اگر زحمت این شفاف سازی را نه برای پاسخ به آقای افروز، بلکه برای افکار عمومی بکشند و اعداد و محل توزیع بسته ها را با سند روشن کنند، به نظرم هم ارزش کار خیر ایشان بیشتر برای مردم روشن می شود و هم این اقدام می تواند به عنوان یک کار ماندگار و الگویی خوب در جامعه باقی بماند.
بدون شک، نیت خیرخواهانه و زحمات ایشان قابل تقدیر است. اما شفافیت، مکمل کار خیر است.
با احترام و تقدیر از همه کسانی که در این مسیر خیرخواهانه گام برمی دارند.
با احترام
بهرام یوسفی
www.ulkamiz.ir

