فرهنگواره واژه ها و اصطلاحات رمان ماتی خان / قسمت دوم

پایگاه خبری اولکامیز- عظیم قرنجیک : تهیه و تنطیم این فرهنگ واژه ها ، که برگرفته از پانوشت های سراسر این رمان است ، به نوعی قدردانی از – و ادای دینی است بر – خالق این اثر ارزنده ، فرهیخته دوست گرامی ، استاد عبدالرحمن اونق .
✴توضیح : اعداد داخل پرانتز ، شماره صفحات است.
اُبه : آبادی(۵)
اترک : رودخانه مرزی ایران و ترکمنستان(۵)
یموت هاوگوگلان ها : نام دو تیره و قبیله معروف ترکمن(۶)
گُدتکمه : نوعی آلاچیق ، خانه قدیمی ترکمن ها که محیط محوطه آن تقریباً بیست متر و قطر آن هفت و ارتفاع آن سه و نیم متر است. این نوع خانه به سه قسمت بالا ، وسط و پایین تقسیم می شود . قسمت بالا را بانمدی مخصوص می پوشانند که سِرفک نام دارد ، نمد قسمت وسطی را اوزگ وقسمت پایین را دورلیق می نامند . روی نمد پایینی را با نی حصیری به نام قمیش می پوشانند.(۱۱)
قازان : نام نوعی دیگ چدنی مخصوص(۱۵)
یاشماق : قسمتی از صورت را با چادر زیرین می پوشانند ، از بینی به پایین(۱۵)
یورت : در معنای وسیع معادل کشور یا شهر یا روستاست و در معنای محدود معادل حیاط منزل است . در اینجا حیاط منزل مورد نظر است .(۱۶)
یئل آیاق : بادپا ، نام اسب ماتی خان .(۱۶)
چاروق : نوعی کفش چوپانی (۱۷)
گوندوک : آفتابه مخصوص ترکمن ها ،(۱۷)
آق اوی : خانه سفید ، این خانه مثل گدتکمه اما بزرگتر است .(۱۹)
یاش اولی ها : آدم های با تجربه ، رئیسان مسن (۲۱)
یاوار : همکاری دسته جمعی در انجام کاری بدون گرفتن دستمزد (۲۱)
چاروا : ترکمن های کوچرو و دامدار (۲۳)
خیوه : یکی از شهرهای مذهبی ترکستان(آسیای میانه) که اکنون در کشور ازبکستان قرار دارد (۲۴)
خان ها و بای ها : ثروتمندان ، مال داران (۲۶)
قلعه بگ ها : ماموران محلی ، بومی حکومتی (۲۶)
جولیک : لات زن باره (۲۷)
راپورت : گزارش ، خبر (۳۹)
اسیر : رسم بود زندانی ها را اسیر بگویند .(۵۰)
تاشا : پناهگاه گوسفندان(۷۲)
چکدرمه : نوعی غذای ترکمنی که با برنج و گوشت فراوان تهیه می شود .(۷۲)
گلّجه : واژه ای که برای خطاب به زن برادر یا زن یکی از نزدیکان گفته می شود .(۷۳)
تلار : سایبانی که با یک و نیم یا دو متر ارتفاع از زمین درست می کنند . (۹۷)
قودا : خانواده هایی که پسر یا دخترشان با هم وصلت می بندند همدیگر را به این نام می خوانند ، قودا .(۱۰۰)
یاز اوت : علف بهاری ( ذخیره تابستان ) (۱۰۱)
آلیندانگی : تاج عروس که از نی های بسیار ریز شبیه جارو بافته می شود و به دور آن پارچه ای می کشند . پهنای تاج تقریباً پنج سانتی متر می باشد . (۱۱۰)
کِه سِه وی : چوب مخصوص تنور برای برهم زدن آتش تنور از آن استفاده می شود .(۱۱۷)
دایزا : خاله ، به احترام زن های پا به سن گذاشته هم می گویند .(۱۲۱)
بوریق : کلاهی که دختران ترکمن قبل از عروس شدن بر سر می گذارند ولی نوعی از آن را مردان ترکمن هم بر سر می گذارند .(۱۲۱)
کُره مِز : نوعی دوغ که از شیر گوسفند درست می شود .(۱۲۴)
قیزلار : نام کوهی کوهی است در خایر خوجه به معنای دختران (۱۲۷)
بویداش : هم قد ، دختران ترکمن دوستانشان را به همین نام میخوانند ، بویداش (۱۴۲)
قره : سیاه ، مشکی(۱۵۰)
چاروق : کفش مخصوص چوپانان ، که از پوست گوسفند درست می شود (۲۱۳)
چُپان : نوعی فن کشتی است (۲۳۰)
قامت : اعلام آمادگی برای اقامه نماز پس از گذشت چند دقیقه از اذان (۲۸۱)
دُون : نوعی پالتوی نازک (۲۸۱)
لاله : سرود مخصوص دختران ترکمن (۲۸۳)
” نیلاین قهبه فلک ، شاد گونلاریم آز ایلادینگ /
قلیب ناحق جانلار هلاک ، دردلریمه دوز ایلادینگ
: چه کنم روزگار شادی مان را گرفت /
بی گناهان را کشت و نمک بر زخم هایمان پاشید (۲۸۷)”
آلامان : جنگ و گریز برای به دست آوردن غنیمت (۲۸۷)
تاشا : پناهگاه گوسفندان ، که معمولاً از نی درست می کنند (۳۱۱)
قامچی : نوعی شلاق که دسته اش چوبی است (۳۱۲)
سونگی داغ : نام کوهی است که اکنون در مرز بین ایران و ترکمنستان قرار دارد (۳۲۳)
یُورقِه : حرکت دویدن آرام اسب را می گویند(۳۲۳)
اُچمگ : پالتوی ضخیمی که از پوست پشمین گوسفند درست می شود (۳۳۴)
کوراوغلی : قهرمان حماسی ترکمن ها و ترک ها (۳۳۵)
قیرآت : اسب افسانه ای کوراوغلی (۳۳۵)
چاندا بیل : مکانی در کتاب کوراوغلی (۳۳۵)
حسن قلی – چکشلر : هر دواز شهر های جمهوری ترکمنستان (۳۳۶)
🌹🌹 ادامه دارد…
www.ulkamiz.ir



