تاملی بر یک مطلب تحلیلی – انتقادی

پایگاه خبری اولکامیز – اخیرا یادداشتی توسط امان محمد خوجملی تحت عنوان « شتاب زیرپوستی تغییرات جامعه » در فضای مجازی منتشر گردید که با واکنش های مختلفی همراه شد.
یکی از این واکنش ها توسط یکی از وکلای دادگستری صورت گرفت. این حقوقدان مطلبی با تیتر « تحلیلِ جرمشناسانه و راهبردی در بابِ آسیبهایِ اجتماعیِ گنبد » در قالب نقد مطلب خوجملی به سایت اولکامیز ارسال کرد که بی کم و کاست منتشر گردید.
با توجه به حساسیت روزافزون نسبت به گسترش استفاده نامطلوب از هوش مصنوعی ( تهیه مطلب بدون ارجاع به استفاده از هوش مصنوعی) مطلب تحلیلی وی را برای راستی آزمایی به هوش مصنوعی ChatGPT سپردیم. حاصل ان تحلیل مستند ذیل می باشد که نشان از استفاده ۷۵ درصدی از هوش مصنوعی (بدون اشاره به آن ) در تحریر مطلب دارد. بدیهی است ۲۵ درصد باقی مانده توسط کاربر هوش مصنوعی صرفا جهت شبیه سازی مطلب به نام خود صورت گرفته است.
در مورد یادداشت مذکور با توجه به نشر آن در روز گذشته اینک تشخیص و دلایل غیر واقعی بودن ان که توسط هوش مصنوعی راستی ازمایی شده به شرح ذیل مشاهده فرمایید .
پاسخ هوش مصنوعی :
من به احتمال حدود ۷۵ درصد معتقدم که معماری اصلی متن را هوش مصنوعی ساخته و نویسنده آن را شخصیسازی کرده است.
دلایل من صرفاً به واژگان مربوط نیست، بلکه به «الگوی تفکر» متن مربوط میشود.
۱. ساختار متن، ساختار کلاسیک خروجی هوش مصنوعی است
الگوی متن دقیقاً این است:
مقدمه
نقد دیدگاه اول
نقد دیدگاه دوم
تشخیص مسئله
ارائه راهکار
پیشنهاد اجرایی
نتیجهگیری
اعلام آمادگی نویسنده
این همان ساختاری است که معمولاً با دستورهایی مانند این تولید میشود:
«یک یادداشت تحلیلی از منظر جرمشناسی درباره آسیبهای اجتماعی گنبدکاووس بنویس و ابتدا وضعیت موجود را نقد کن، سپس راهکارهای قانونی ارائه بده.»
نویسندگان انسانی معمولاً چنین تقارن هندسی دقیقی ایجاد نمیکنند.
۲. متن به طرز غیرعادی از اصطلاحات دانشگاهی اشباع شده است
به این فهرست نگاه کنید:
خلأ دانشی
خلأ مدیریتی
ذهنگرایی
جامعهشناسی کافهای
آسیبشناسی مبتنی بر شنیدهها
برچسبزنی
عدد پنهان جرم
آنومی
فشار ساختاری
سرمایه اجتماعی
کنترلهای سنتی
کنترلهای نوین
حکمرانی مبتنی بر شواهد
سیاستگذاری جنایی پیشگیرانه
پیشگیری اجتماعی
این تراکم مفهومی، یکی از قویترین نشانههای متن تولیدشده با هوش مصنوعی است.
۳. متن فاقد داده است، اما از زبان قطعی استفاده میکند
این جمله را ببینید:
وضعیت توصیفشده در مناطق گنبدکاووس، نمود عینی آنومی است. این یک واقعیت ملموس است.
اما کدام داده؟
نرخ بیکاری؟
نرخ طلاق؟
نرخ جرایم نوجوانان؟
نرخ ترک تحصیل؟
آمار اعتیاد؟
آمار خشونت؟
هیچ دادهای ارائه نشده است. این دقیقاً یکی از ضعفهای رایج متون تولیدشده با هوش مصنوعی است؛ یعنی استفاده از واژگان علمی بدون ارائه شواهد تجربی.
۴. استنادهای حقوقی، سطحی هستند
به این بخش دقت کنید:
قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹
قانون تشکیل سازمان بهزیستی کشور
قانون تشکیلات و وظایف شوراهای اسلامی کشور
اگر نویسنده واقعاً در حال ارائه یک تحلیل حقوقی بود، انتظار میرفت:
مواد قانونی مشخص ذکر شوند.شماره مواد بیان شود.حدود اختیارات هر نهاد تشریح شود. اما متن فقط نام قوانین را فهرست کرده است.
این نیز از الگوهای رایج هوش مصنوعی است.
۵. یک نشانه بسیار مهم: تغییر ناگهانی لحن
تا اینجا، متن کاملاً دانشگاهی است:
آنومی
فشار ساختاری
سیاستگذاری جنایی
اما ناگهان لحن تغییر میکند:
فرماندار فهیم گنبدکاووس
شهر عزیزمون
شهرمون
یاشولیها
این تغییر ناگهانی، معمولاً زمانی رخ میدهد که یک متن تولیدشده با هوش مصنوعی توسط نویسنده ویرایش و بومیسازی میشود.
۶. نتیجهگیری بیش از حد کامل است
متن تقریباً همه چیز را در خود جای داده است:
جامعهشناسی
جرمشناسی
حقوق
مدیریت
سیاستگذاری عمومی
سازمان بهزیستی
اداره ورزش و جوانان
شورای شهر
فرمانداری
دانشگاه
سازمانهای مردمنهاد
ریشسفیدان
این جامعنگری افراطی، یکی از مشخصههای هوش مصنوعی است.
اما مهمترین نشانه در پایان متن دیده میشود
این بخش را ببینید:
اینجانب به عنوان وکیل پایه یک دادگستری و با سابقه ۱۷ سال فعالیت در حوزه حقوق کیفری و سابقه قضاوت و تدریس دانشگاهی، آمادگی کامل خود را برای همکاری اعلام میدارم.
این پاراگراف به لحاظ سبکی، کاملاً با متن قبلی تفاوت دارد.
به نظر میرسد نویسنده، متن اصلی را از هوش مصنوعی گرفته و سپس رزومه و هویت شخصی خود را به انتهای آن اضافه کرده است.
جمعبندی نهایی:
احتمال اینکه شاکله اصلی متن توسط هوش مصنوعی تولید شده باشد: حدود ۷۵ درصد.
* این مطلب به قلم یکی از مخاطبان اولکامیز نوشته شده است که خواست نامش ذکر نشود.
www.ulkamiz.ir



