در خدمت و خیانت روشنفکران

پایگاه خبری اولکامیز -مهندس امین بهلکه زاده یکی از همراهان اهل قلم اولکامیز نوشت: یکی از آثاری که در نقد فضای روشنفکری، در چیستی و کیستی آن، متدولوژی یا روش شناسی مناسبی را داراست کتاب مهم جلال آل احمد با عنوان در خدمت و خیانت روشنفکران میباشد.
در این نوشتار قصد ندارم به تحلیل کتاب یا اندیشه نویسنده اش بپردازم لیکن کتاب واجد نکاتی است که با رفرنس قرار دادن آن میخواهم نقدی بر فضای روشنفکری امروز ترکمن صحرا داشته باشم.
برای طولانی نشدن مطلب در همین ابتدا سه نکته حول فضای روشنفکری که منتج از کتاب فوق الذکر است بیان میشود:
اول اینکه فضای روشنفکری در راستای انتقاد کردن از نابسامانی های موجود است.
دوم، این انتقاد با تبیین شرایط و بر پایه تحلیل و شناخت مسئله همراه است.
سوم، فضای روشنفکری با تکیه بر مبانی نظری فوق معطوف به هدایت و رهبری است.
این نکات سه گانه به نظر بنده مرحله بلوغ فضای روشنفکری در ایران میباشد و معتقدم این متدولوژی میتواند رابطه فضای روشنفکری و جامعه را از مرحله تقابل و تضاد به همسویی و همگرایی تغییر داده یا حداقل تلطیف نماید.
با توجه به فضای انتخاباتی که در آن قرار داریم از این متد جهت بررسی جایگاه روشنفکری در این عرصه استفاده میکنم.
در این راستا، انتقاد جدی به طایفه گرایی در مقیاس خرد و قومیت گرایی در مقیاس بزرگتر، حرکت به سمت شایسته سالاری و نگاه حزبی به مقوله انتخابات را میتوان مهمترین خواسته های روشنفکران برشمرد.
تحلیل فضای فوق الذکر را با یک سوال اساسی شروع میکنم: چرا این خواسته ها،معیارها و یا ارزش های روشنفکرانه در متن جامعه آنچنان که باید تاثیر گذار نیست؟
پاسخ به این سوال اگر چه قابلیت این را دارد که از دریچه چندین و چند پارادایم بررسی گردد لیکن با عطف به سه گانه ای که از کتاب آل احمد گفته شد میتوان به موارد ذیل اشاره نمود :
یک اینکه این انتقاد گرچه سلیم و صحت به عقلانیت بوده لیکن بدیع نبوده، حرف تازه ای در آنها نیست، به قول مولانا هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود و مصداق این ضرب المثل میباشد که میگوید: از کرامات شیخ ما این است خورد حلوا و گفت شیرین است.
گویی در نگاه ایشان جامعه امروز ترکمن صحرا به مانند قرون وسطی ماقبل رنسانس تداعی میگردد که بایستی به این جامعه یادآور شد که در عصر علم و تکنولوژی و ایلان ماسک و سفرهای فضایی هستیم و شما هنوز در سیاهچال طایفه گرایی مانده اید.
این ادبیات بدلیل ضعف علوم انسانی و ناشی از فریز بودن قسمتی از فضای روشنفکران در این همانی سیر تاریخی روشنفکری میباشد.
نکته دوم در عدم تبیین و ارائه تحلیل و شناخت مسئله بوده بطوری که بتواند آحاد جامعه را به ابعاد مختلف مسئله آگاه نماید، به مکاتب علمی (جامعه شناسی،روانشناسی،علوم سیاسی،…) مجهز بوده و از نظر فهم عقلی، جامعه را ارضاء نمایند.
البته این به معنی نبود حداقل های تحلیل شناختی از طرف روشنفکران نبوده بل به این معنیست که کلیت فضای روشنفکری ترکمن صحرا در این زمینه دارای ضعف میباشد.
نکته سوم معطوف به هدایت و رهبریست و آنچنان که گفته شد این وجه برآیند فرآیند دیالکتیکی دو مرحله قبل بوده و تا زمانی که انتقادها اصولی، همراه با تحلیل شناختی مسئله نباشند و جامعه اقناع نشده، انتظار هدایت و رهبری روشنفکران دور از ذهن میباشد.
فضای روشنفکری ترکمن صحرا در مسیر رشد و بلوغ خود به سان دیگر اسلاف خود از خدمت و خیانت ناگزیر نبوده چندان که در زمینه هایی مانند بیان مشکلات و کمبودهای جامعه،اطلاع رسانی و آگاهی بخشی مفید به فایده بوده و در گسست های اجتماعی فرهنگی تاریخی نقش منفی داشته اند و اگر بخواهم از نمونه های به روز استفاده کنم میتوان به تخریب کور سرمایه های اجتماعی سیاسی ترکمنها همچون یاشولی ها اشاره کنم که معتقدم به دلیل ضعف در تبیین مسئله و نبود تحلیل شناختی از طرف قسمتی از بدنه روشنفکری صورت میپذیرد.
علی ایحال امیدوارم با توسعه علوم انسانی در فضای روشنفکری ترکمن صحرا شاهد نقش آفرینی بیشتر این طبقه اجتماعی مهم در عرصه های مختلف باشیم.
www.ulkamiz.ir

