دکتر ارازمحمد سارلی؛ مردی خستگیناپذیر و گنجینهای از فرهنگ ترکمنصحرا
نویسنده و محققی نام آشنا که شایسته تجلیل و تکریم است

پایگاه خبری اولکامیز – به قلم محمد خوجه، نویسنده و عضو تحریریه سایت اولکامیز
بعضی آدمها زندگی را تنها برای خویش نمیخواهند؛ بخشی از عمرشان را به پای سرزمین، فرهنگ و مردمی میگذارند که دوستشان دارند. استاد ارازمحمد سارلی از همین جنس است؛ مردی که بیش از چهار دهه از زندگی خود را با قلم، پژوهش، آموزش، کتاب و فرهنگ ترکمن پیوند زده و حاصل این سالها را در خدمت جامعه قرار داده است.
دکتر سارلی، تاریخ را تنها در کتابها جستوجو نکرده است؛ او تاریخ را به میان مردم برده و از دل زندگی، خاطرهها، روایتها و میراث فرهنگی آنان جستوجو کرده است. برای او، تاریخ تنها مجموعهای از نامها و تاریخها نیست؛ تاریخ، حافظه یک ملت و بخشی از هویت انسانهاست.
تخصص دانشگاهی او تاریخ است و سالهاست در حوزه تاریخ ترکمنستان، آسیای مرکزی و ایران پژوهش میکند. تألیف و انتشار کتاب «تاریخ ترکمنستان» از سوی دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه در سال ۱۳۷۳، یکی از آثار شاخص او در این مسیر است. در کنار آن، آثار متعدد دیگری در زمینه تاریخ، فرهنگ، زبان، ادبیات و جامعه ترکمن پدید آورده که «ترکستان در تاریخ»، «کتابشناسی ترکمن»، «دستور زبان ترکمنی»، «مدارس دینی اهل سنت ترکمنصحرا»، «بر دوش زمانه» و «نامههایی برای دخترم سونا» تنها بخشی از آنهاست.تعداد تألیفات ایشان بیش از ۱۰۰ عنوان کتاب می باشد.
اما شاید یکی از ماندگارترین جلوههای فعالیت فرهنگی او را باید در عرصه مطبوعات و نشر کتاب جستوجو کرد.
تأسیس انتشارات مختومقلی فراغی و انتشار فصلنامه بین المللی «فراغی» نشان داد که دکتر سارلی فرهنگ را تنها در سخن و شعار نمیبیند؛ بلکه برای ماندگاری آن، نهاد، کتاب و رسانه میسازد.
«فراغی» پس از یکچهارم قرن تلاش و انتشار صد شماره، خود به بخشی از تاریخ فرهنگی و مطبوعاتی ترکمنصحرا تبدیل شده است. دکتر سارلی درباره این مسیر گفته است: «کار نشریه، انتخاب عاشقانه یک راه پرهزینه، با حس مسئولیت اجتماعی و انجام رسالت فرهنگی است.»
شاید همین «عشق» و «رسالت» بوده که چراغ این نشریه را در فراز و نشیب سالها روشن نگه داشته است.
انتشارات مختومقلی فراغی نیز با مدیریت او صدها عنوان کتاب در زمینههای ادبی، تاریخی، دینی، زبانی و فرهنگی منتشر کرده و به محفلی برای اهل قلم و پژوهشگران ترکمن تبدیل شده است.
دکتر سارلی در کنار تاریخپژوهی، از پژوهشگران شناختهشده حوزه مختومقلیشناسی نیز هست. در باره مختومقلی فراغی، تصوف و جایگاه آن در فرهنگ ترکمن، مقالات و سخنرانیهای متعددی داشته و بخشی از عمر علمی خود را به شناخت و معرفی این شاعر و عارف بزرگ اختصاص داده است.
او به زبان و ادبیات عرب نیز تسلط دارد، به زبان عربی تدریس کرده و آثاری به این زبان نوشته است؛ از جمله «المدخل إلی تاریخ الترکمان»، «الصفویه و السلطه السیاسیه» و «التطورات الفکریه و الدینیه فی العصر الصفوی».
با این همه، آنچه شخصیت فرهنگی او را برجستهتر میکند، تنها شمار کتابها و مقالهها نیست؛ بلکه عشقی است که پشت این همه کار قرار دارد.
او هنوز میخواند، هنوز میپژوهَد، هنوز مینویسد و هنوز در جستوجوی روایتهایی است که شاید اگر امروز ثبت نشوند، فردا برای همیشه از حافظه جمعی ما ناپدید شوند.
سفرهای پژوهشی او نیز ادامه همین راه است. در سفر به ترکیه و همچنین در سفر پژوهشی به میان ترکمنان سالور خراسان و تربتجام، تنها یک گردشگر نبود؛ با نگاه یک پژوهشگر به سراغ مردم، آثار تاریخی، شخصیتها و روایتهای فرهنگی رفت، گفتوگو کرد، ثبت کرد و حاصل مشاهدات خود را با دیگران به اشتراک گذاشت.
از پژوهش میدانی درباره مزار شاعر کلاسیک ترکمن «سیدی خوجه» تا تلاش برای معرفی مشاهیر و مفاخر ترکمن، از کلاس تلگرامی مختومقلیخوانی تا نمایشگاه مجازی کتابهای ترکمنی و حضور فعال در فضای مجازی، همه نشان میدهد که دغدغه او یک چیز است: فرهنگ نباید فراموش شود.
او میخواهد زبان ترکمنی بماند، کتاب خوانده شود، تاریخ ترکمن روایت شود، بزرگان شناخته شوند و نسل جوان بداند که پشت سر او تاریخی به بلندای قرنها ایستاده است.
در نگاه دکتر سارلی، نقد نیز جایگاه خود را دارد؛ اما نقدی که از انصاف و اخلاق فاصله نگیرد. همین نگاه، پژوهش را برای او به وسیلهای برای ساختن و آگاهیبخشی تبدیل کرده است، نه صرفاً داوری و قضاوت.
به گمان من، ارزش واقعی چنین انسانهایی را باید در زمان حیاتشان شناخت. اهل فرهنگ، اگر دیده نشوند و تلاششان به فراموشی سپرده شود، جامعه بخشی از سرمایه معنوی خود را از دست میدهد.
مختومقلی فراغی میگوید:
«اخلاص بیله بیر کامله قول برهن،
یتر بیر منزله یتمهیین قالماز.»
اخلاص، وقتی با همت و عمل همراه شود، انسان را به منزل مقصود میرساند.
دکتر ارازمحمد سارلی را میتوان نمونهای از همین اخلاص دانست؛ انسانی که قلم را با عشق به مردم و سرزمینش درآمیخته و سالهاست بیوقفه مینویسد، میپژوهد، آموزش میدهد و میسازد.
او از جنس مردم است؛ تاریخ را از میان مردم آموخته و دوباره به میان مردم بازگردانده است. از همین رو، میتوان او را یکی از سرمایههای فرهنگی ترکمنصحرا دانست؛ نه فقط به خاطر آنچه نوشته و منتشر کرده، بلکه به خاطر راهی که برای نسلهای بعدی گشوده است.
ارازمحمد سارلی، مردی خستگیناپذیر است؛ مردی که هنوز چراغی در دست دارد و در تاریکی فراموشی، به دنبال نامها، روایتها، کتابها و خاطرههایی میگردد که بخشی از هویت ما هستند.
به نظر من دکتر سارلی شایسته تجلیل است چرا که کارنامه پربار و پرثمر علمی و فرهنگی از خود به یادگار گذاشته است.
بنابراین قدر استاد بزرگوار دکتر ارازمحمد سارلی و چنین شخصیتیهای فرهنگی و بزرگان و فرهیختگان این مرز و بوم که در قید حیاتشان و تا زمانی که در میان ما هستند بدانیم و قدردان آنها باشیم و از آنها تکریم و تجلیل بعمل اوریم .
خسته نباشید استاد بزرگوار؛ و خدا قوت به این همه سال قلم، قدم، پژوهش و عشق.
سایهتان بر سر اهل قلم و فرهنگ مستدام باد.
www.ulkamiz.ir



