لب به دریا بزن
پایگاه خبری اولکامیز – عبدالملک خرمالی شاعر کوتاه سرای گنبدی در نشست هفدهم موسسه ترکمن دیار به قرائت اشعاری پرداخت که به شرح ذیل می باشد:
خداوند گندم را خوشهای آفرید
انگور را خوشه ای
این بشر بمب را.
گریه نکنید مادر
می ترسم آسمان هم
با اشک هایت
فروریزد.
از افسردگی
به پزشک مراجعه کردم
او بوسه و آغوش تجویز کرد.
آسمان طبل میکوبید
آذرخش نور افشانی
باد با زوزه شاخ و برگها را
به رقص در می آورد
و انگشتای باران
روی گودال های آب
پیانو مینواختند.
لب به دریا بزن
تا آب ها
آشامیدنی شوند.
پس از برداشت محصول
کسی تشکر نکرد
از مترسک.
ما مثل مرغ هم نیستیم
او با هرجرعه آب
شکر می کند.
تاک به صنوبر پیچید
حالا صنوبر عقیم
میوه دارد.
خواستم هیزم کنم تاک را
باغبان گفت، شرابش
بهتر گرمت میکند
ای ابله .
بال ندارم
بنده باز هم نیستم
برای عبور از صراط.
زیر این جلد ، شیطانی را
رام کرده ام ، که هر آن
میل به رم کردن دارد.
طعم هر بوسهات
با بوسهی دیگر فرق دارد
راستش را بگو تو
چند نفری؟
آنقدر بصورتت
کِرم های شیمایی نزن
که من هر روز
دلپیچه میگیرم.
عبدالملک خُرمالی
www.ulkamiz.ir



