میز مذاکره، سپر فریب در جنگهای معاصر

پایگاه خبری اولکامیز – دکتر احمد مرادپور، حقوقدان و وکیل دادگستری:
در ۱۹۳۹ میلادی پیمان عدم تجاوز میان هیتلر و استالین تحت عنوان پیمان مولوتوف امضاء گردید ، به موجب این پیمان آلمان و شوروی به مدت ۱۰ سال از هر گونه تجاوز به خاک یکدیگر منع گردیدند ، حاکمیت کشور شوروری خشنود از این پیمان سطح اخطار امنیتی را پایین آورده و با اعتماد به مذاکره و پیمان نامه, نسبت به هرگونه احتمال تجاوز بی اعنتنا بودند ، اما هیتلر نکاه دیگری داشت او به خوبی متوجه شده بود پیمان مولوتوف موجب اعتماد کافی در ارکان حاکمیت گشته و روسها به لحاظ آمادگی نظامی تبدیل به شکار روی میز گردیده اند، هیتلر در ژوئن ۱۹۴۱با پاره کردن پیمان نامه مولوتوف به خاک شوروی حمله کرد .
استفاده از میز مذاکره به عنوان فرایند فریب در مسیر ایجاد اعتماد کاذب و غافلگیری پیشینه گسترده ای دارد.
در همان جنگ جهانی دوم , نظام سیاسی ژاپن نیز دیپلمات هات خود را با پیشنهاد صلح راهی واشنگتن نمودند، دیپلمات ها مشغول مذاکره بودند اما اتاق فکر نیروی هوایی ژاپن در حال طراحی شیوه حمله به پرل هاربر بود.
رهبر بزرگ تاریخ ایران، امام خامنه ای قدس الله نفسه الزکیه با شناخت عمیق از تاریخ جنگ ها و تحولات، هیچ اعتمادی به میز مذاکرات امریکا نداشتند و بارها بر بی فایده گی مذاکره پای فشرده بودند علیرغم تذاکرات ایشان ، مذاکرات با میانجی گری دولت عمان آغاز گردید و در میانه مذاکرات در حمله غافلگیرانه شاهد شهادت به شهادت ایشان بودیم ( مدل پرل هاربر).
در جنگ رمضان امریکا بعد از ۴۰ روز نبرد بی ثمر و عدم دستیابی به اهداف تعیین شده که حاصل هوشیاری ایران در اکثر حوزه های استراتژیک و نیز انسداد تنگه هرمز بود درخواست آتش بس نمود و تمهیدات نشست اسلام آباد آغاز گردید .
پیش از نشست ، خبرگزاری ها از پیش شرط ۱۰ ماده ای ایران به عنوان پایه قرارداد صلح اطلاع دادند و در مراتب بعدی اعلام گردید که این متن مورد موافقت امربکا قرار گرفته است .
اما این پذیرش بعد از نشست انکار گردید امریکا ضمن اعلام رد پیشنهاد ۱۰ ماده ای ، در مقام تحمیل پیشنهاد ۱۵ ماده ای خود برامد.
به نظر می رسد میز مذاکره اسلام اباد بیشتر یک سپر دفاعی برای خرید زمان بوده است ، زمانی برای شکل دهی طرحی نو برای نظام مستاصل و درمانده امریکا ، امریکا در نخستین گام بلافاصله با بازآرایی ناوگان جنگی اقدام به محاصره دریایی ایران نمود متعاقبا ایران که با حسن نیت اقدام به رفع انسداد تنگه هرمز نموده بود دوباره اعلام نمود هرگونه عبور و مرور ممنوع است .
استفاده از مذاکرات به عنوان smoke screen ( پرده دود) اگر چه سوء نیت محسوب می گردد اما همچنان در میدان جنگ اعمال می گردد ، در واقع باید پذیرفت آنچه در جنگ حکومت می کند منطق جنگ است و در چنین منطقی نباید به دستکش های مخملی اعتماد نمود.
در ادبیات سیاسی ایالات متحده روز حمله به پرل هاربر را روز رسوایی بزرگ می نامند آنها معتقدند ژاپنی ها با سوء استفاده از حسن نیت امریکا در مذاکره و حمله بدون اعلان جنگی ، مرتکب رفتار غیر شرافتمندانه شده اند .
از نگاه حقوق بین الملل نیز حق با ایالات متحده است و حمله ژاپن به پرل هاربر بدون اعلان جنگ رفتار غیر قانونی محسوب می گردد اما در عمل شاهد بودیم که امریکا با پیروی از همان منطق علیه ایران وارد جنگ گردید.
در شرایط کنونی بی تردید ترک مخاصمه میتواند برای امریکا آثاری بیش از یک شکست نظامی در سطح بین المللی به دنبال داشته باشد از این رو ، امریکا علیرغم استیصال ، بدنبال یک شبه پیروزی می باشد، به نظر می رسد در روزهای اخیر ایالات متحده برای دستیابی به این مهم از تاکتیک انتشار گزارش های غلط و گمراه کننده miss information and diss information در دو حوزه استفاده می کند تا با ایجاد بدگمانی بین تصمیم گیران ارشد نظام و نیز کاهش اعتماد مردم نسبت به مذاکره کنندگان بحران سازی نماید .
بدون تردید در این نبرد ایران با تاکتیک ارائه جنگ نامتعارف توانسته است امریکا را زمین گیر نماید آ نچنانکه امریکا از اجرای برخی پروژه های جنگی مطرح شده نظیر اشغال جزایر منصرف گردد.
جمهوری اسلامی ایران امروز با بیش از۳۰ میلیون بسیجی جانفدا دارای بزرگترین نیروی زمینی دفاعی جهان می باشد .
خیابان آماده ، میدان آماده ، دیپلمات ها اما می بایست در پشت میز مذاکرات هوشیار باشند .
* اولکامیز- این یادداشت بیانگر دیدگاه نویسنده آن می باشد و انتشار آن لزوما به معنای دیدگاه اولکامیز نیست.
www.ulkamiz.ir


