واکاوی تأثیر پیوند جنگ و تعلیق بر آینده اقتصاد در گفتوگو با حسین راغفر
جنگ، صلح و هزارتوی معیشت
پایگاه خبری اولکامیز – باید چگونه با بحران فعلی اقتصادی و معیشتی رفتار شود. اگر قرار باشد به همان شیوهای که پس از جنگ ۱۲روزه رخ داد ادامه یابد، قطعا بسیار نگرانکننده خواهد بود. چون همان اقدامات، زمینه طمع آمریکا و رژیم صهیونیستی برای حمله دوباره به ایران را فراهم کرد؛ یعنی زمینهسازی برای ایجاد نارضایتیها.
راهحلها خیلی روشن و شفاف است. اقتصاد ایران توانایی غلبه بر این تحریمها را دارد، منتها ارادهای باید در دولت برای انجام این کار وجود داشته باشد. اینها میخواهند با همان اقتصاد بازار رهاشده، به قول خودشان سازوکار خودتنظیمگری اقتصاد از طریق بازار آزاد را دنبال کنند که امروز نتایج آن بسیار آشکار و روشن است. همه اینها به خاطر طمعی بود که هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی داشتند. آنها تصور میکردند نارضایتیهایی که در مردم ایجاد شده بود، با اولین موشک آنها به شهرها موجب انفجار اجتماعی خواهد شد.
عمدهترین کار، مسئله «سرمایهگذاری در تولید» است و راهحلهای آن کاملا شناختهشده و موجود است. ولی این راهها نیازمند برنامهریزی است و تفکری که امروز در دولت وجود دارد، کاملا ضد برنامهریزی است. این تفکر میگوید باید همه چیز را به صورت آزاد رها کرد. من تصور میکنم این سیاستها قریب به چهار دهه است که در کشور اجرا شده و کشور را به این وضع رسانده است. این همان نتیجهای است که آقایان در سالهای گذشته دنبال کردهاند و کماکان نیز با کمال تعصب آن را ادامه میدهند.
یک سازوکاری وجود دارد که ژاپنیها در جنگ جهانی دوم اجرا کردند و بعد از آن کشورهای دیگری مثل چین، کره، سنگاپور و مالزی همه این الگو را اجرا کردند. ترجمه آن به «هدایت اعتباری» است. به این معنا که اگر شما فعالیتی مانند تولید ژنراتور دارید و ممکن است صد بنگاه درگیر تولید آن از ابتدا تا انتها باشند، به این زنجیره، زنجیره تأمین گفته میشود. کاری که دولت میتواند بکند، این است که منابع و نیازهای همه بنگاههایی که در این فرایند حضور دارند، مشخص شود. بانک مرکزی اعتبار را در اختیار یک بانک قرار میدهد و آن بانک در زمانهای مشخص این منابع را به بانکهای مربوطه تزریق میکند. این تزریق اعتباری چون منجر به تولید یک محصول میشود و آن محصول خودش هم تقاضا دارد و هم فروش دارد، یعنی درآمد کسب میکند، بههیچوجه تورم ایجاد نمیکند. به این میگویند هدایت اعتباری.
ترامپ میگوید ایران باید تسلیم بیقیدوشرط شود. بدون هیچ شرطی باید تسلیم شود و چیزهایی را که آنها میخواهند، واگذار کند؛ ازجمله مواد غنیشده، حق غنیسازی، موشکها یا محدودکردن تولید سلاح و سیاست منطقهای. خب هزینه این صلح بهشدت و بهمراتب بیشتر از هزینه جنگی است که آنها به ما تحمیل کردهاند.
مهم است که شما میجنگید یا دارید دفاع میکنید. چون یک عده میگویند جنگ را پایان دهید و مذاکره کنید که وضع کشور درست شود، درحالیکه پایاندادن جنگ دست ما نیست، دست متجاوز و جنگطلبهاست. چون ما جنگ را آغاز نکردهایم و علاقهای هم به جنگ نداریم. آنچه در ایران دارد اتفاق میافتد، دفاع در مقابل این تجاوز و جنگ است. ما خواستار جنگ نیستیم و این را پیش از جنگ ۱۲روزه و هم در این جنگ تحمیلی اخیر نشان دادیم که جنگطلب نیستیم و اتفاقا اهل مذاکره و دیپلماسی هستیم. مقامات ایران نشان دادند. به همین دلیل است که ما در دو نوبت با آمریکا مذاکره کردیم، اما در میانه گفتوگوها آنها تجاوز کردند. بنابراین این دروغ بزرگ دیگری است که عمدتا عناصر غربگرا در داخل کشور مطرح میکنند و وانمود میکنند حاکمیت جنگطلب است یا جریانی در داخل حاکمیت به دنبال جنگ است/ شرق
www.ulkamiz.ir


