نگاهی بر پیشینه فعالیت کتابخانه های عمومی

پایگاه خبری اولکامیز – پرداختن به نهاد کتابخانه به مثابه پرداختن از تاریخ ،جامعه شناسی و عمده ی مسائل دیگر است. آیا این کشتی عظیم انسانی را نجاتی هست! و بیشتر آنکه چه باید کرد. در کشور ما برگزاری صدها نشست در هر دوره ی چند ساله از ریاست نهاد، حاکی از مسائل عدیده و تا اندازه ای جهانی ست .
بر اساس بیانه ی ایفلای یونسکو در سال ۱۹۹۳ ،مهمترین اهداف کتابخانه های عمومی ،مشتمل بر :《 حمایت از آموزش فردی ،خود آموزی و آموزش رسمی در تمام سطوح ، ایجاد محلی برای اطلاعات که آن را در اختیار همه قرار دهد ؛ فراهم آوردن فرصت هایی برای توسعه ی خلاقیتها، اجرا و تقویت عادت مطالعه در کودکان از سنین خردسالی ،تأثیر بر پیشرفتهای فرهنگی، هنری جامعه و شکل دادن جامعه از هویت فرهنگی ،تقویت بینش اجتماعی به عنوان محل عمومی و مکان ملاقات افراد جامعه. 》
توسعه ی کتابخانه به اختراع خط و نوشتار باز میگردد .نوشتار تحول بنبادین در ساخت فرهنگ بشر بوجود آورد .
عالمان ،دانشمندان و حکیمان به عنوان حافظان کتاب بوده اند و علاوه بر وظیفه ی استنتاخ کتاب و ترجمه ،نقش کتابدار را نیز برعهده داشته اند. بر اساس نوشته های مورخان . در زمان هخامنشیان کتب علمی و مذهبی در دو کتابخانه ی 《گنج هاپیکان》 در تخت سلیمان و 《دزی ناپشت 》در تخت جمشید نگهداری شده است . این دو پس از حمله ی اسکندر ، توسط وی به آتش کشیده شد .
اولین کتابخانه ایران ؛ بزرگترین کتابخانه ی جهان باستان به شمار میرود. در زمان ساسانیان با تأسیس دانشگاه《 گندی شاپور 》در خوزستان بوجود آمد . کتابخانه نه تنها بزرگترین کتابخانه ی دنیای باستان بود بلکه به عنوان نخستین کتابخانه عمومی _پژوهشی جهان در آن دوره محسوب شده است .
پس از ورود مسلمانان به دلیل تحولات سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی توجه خاص به این مجموعه اطلاعات نشد تا سرانجام استفاده از کتابخانه در امرائی از خلافت عباسی مورد توجه قرارمیگیرد و به دنبال آن ،بزرگترین مراکز علمی ،فرهنگی و کتابخانه ای به نام 《بیت الحکمه 》در بغداد تأسیس میگردد . بعد از بیت الحکمه بود که در سرتاسر جهان اسلام، کتابخانه های بزرگ دیگر دایر و در ایران : کتابخانه نوح ابن منصور سامانی در ماوراء النهر ،《صاحب ابن عباد》《ابن عبید 》 در شهر ری ،《عضدالدوله دیلمی 》در شیراز ، ….
بر این اساس میتوان کتابخانه را در ایران از قرن هفتم تا حکومت صفویه برشمرد اما پس از صفویه ، کتابخانه وارد مرحله ی جدیدی از تحول خود شد ؛ آشنایی ایرانیان با فرهنگ و تمدن غرب که نه تنها در بخش آموزش و پرورش ،دانشگاهها و مؤسسات عالی تأثیر به سزا داشت بلکه کتابخانه را نیز مؤثر از این فرهنگ قرار داد .بدین ترتیب ایجاد کتابخانه ها به سبک جدید از سال ۱۲۴۳ یعنی حدود ۱۲سال پس از تأسیس مدرسه عالی دارالفنون( در سال ۱۲۳۱ )آغاز شد. ۷۳سال بعد از تأسیس اولین کتابخانه در مدرسه ی دارالفنون در سوم شهریور ۱۳۱۶ ه.ش ،اولین کتابخانه ی ملی ایران در تهران به صورت رسمی افتتاح میگردد اما اولین کتابخانه ی عمومی در ایران در سال ۱۳۰۵در ساختمان بلدیه تهران تأسیس و بعدها در ۱۶مهر ۱۳۴۰ کتابخانه عمومی پارک شهر با گنجایش ۲۵۰هزار جلد به عنوان نخستین کتابخانه شهر تهران افتتاح شد .باید افزود ، تبریز ، شهر اولین های مدرنیته ایران بوده است .
معطوفی تاریخ نویس و پژوهشگر حوزه ی تمدن منطقه گلستان در باب پیشینه ی کتابخانه در استان آورده است :《 کتابخانه به صورت امروزی تا دوره ی صفویه در گرگان وجود نداشته است اما جلسات ادبی و محافل فکری به صورت شبانه برگزار میشده است .در دوره ی صفویه کتابخانه عمومی توسط حسین اردبیلی نژاد در مدرسه دارالشفای گرگان ( واقع در نعلبندان امروزی )راه اندازی شد .
با ورود به قرن ۲۰ تعداد کتابخانه های عمومی در دنیا به سرعت افزایش یافت ؛ بگونه ای که اکنون کتابخانه به عنوان یکی از شاخص های تمدن در کلیه ی جوامع بشری قلمداد میشوند و اساسا به دوره ی کتاب چاپی و ظهور دموکراسی و گسترش تعلیمات عمومی در سطح جهان ،تعلق دارد و خدمات رایگان به تمام اقشار جامعه ارائه میدهد .
راه اندازی کتابخانه عمومی در گرگان به تاریح ۱۳۰۸ برمیگردد . تاریخ تأسیس کتابخانه ی دیگری در سال ۱۳۳۹ در محله ی میخچه گران گرگان بود؛ بعدها به پارک شهر و در سال ۸۴ به میرفندرسکی منتقل شد .اینک استان گلستان ۳۱ کتابخانه ی عمومی با زیر بنای کلی ۳۱هزارو ۷۰۰ متر مربع در اختیار دارد گرچه روستا نشینان فقط از چند کتابخانه استفاده میکنند که پاسخگوی نیاز آنها نبوده است اما تعهد ها مبنی بر گشایش ۲۵باب کتابخانه ی عمومی روستایی وجود دارد و از طرفی با بهره برداری از کتابخانه مرکزی گرگان ، بخش زیادی از نیاز مطالعاتی اهالی برطرف گردیده است .
م.کتابخانه به عنوان یک نهاد اجتماعی از جامعه تأثیر میپذیرد ،همانگونه که باید بر جامعه تأثیر هم بنهد . سوشال مدیا و در جهان متأثر از وقایعی هستند که سره از ناسره را بنابر طبع دشوار نمایند .کتابخانه محل مطمئن بر گسترش دانسته ها حساب است مسائل مربوط به کتاب و کتابخانه با تفاوت و شباهتهایی در جهان فرهنگ مطرح است و با علوم و مسائل عمده ای بر خورد دارد .
با توجه به این پیشینه و در راستای همگامی با رهنوردی ایرانمان به سوی آگاهی عمومی ،نهاد کتابخانه های عمومی کشور ،مأموریت 《آگاهی بخشی عمومی 》و وظیفه ی سترگ 《ارتقای مطالعه ی مفید 》را بر خودش فرض گرفته است .از این رو نهاد کتابخانه های عمومی کشور به دنبال راهبردهای زیر ، به نشر و بازنشر کتاب هایی چند دست یازیده است :
۱_ رصد آخرین تحولات علمی رشته کتابداری و اطلاع رسانی جهت به کارگیری و بومی سازی دانش پیشرفته در کتابخانه های عمومی .
۲_مرز گستری دانش در راستای تولید علم و جنبش نرم افزاری .
۳_جذب فراگیر نخبگان علمی در دانشگاههای سراسر کشور.
《نهاد کتابخانه های عمومی 》.
اعلامیه ی نهاد در دهه ی اخیر ،در چشم انداز و افق ایران: 《فرهنگی با هویت اسلامی ،ایرانی ،نافذ و اثر گذار بر جامعه ،دارای کارکردهای آگاهی بخشی ،اطلاع رسانی ،آموزشی و ارشادی ،زمینه ساز ارتقای مطالعه مفید ، دارای نیروی انسانی متعهد و آموزش دیده ؛ با حفظ جایگاه اول کشور در منطقه و موفق در رساندن کشور ،در زمره ی پانزده کشور برتر جهان از جهت سرانه ی فضا ،عضو ، منابع و امانت مداری کتابخانه 》
گرایش به فرهنگ اطلاعاتی و مطالعاتی در میان اقشار گوناگون جامعه ی کنونی ما نادیده گرفته شده است .این امر ارتباط مستقیم به مشکلات اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جامعه دارد .در این میان رسانه های گروهی ،مدارس و مهمتر از همه ی آنها کتابخانه های عمومی ،می توانند غیر مستقیم تأثیر بسزائی در رفع مشکلات موجود و ارتقای عادت به مطالعه داشته باشند .
کتابخانه ، کتاب و کتابدار ،عناصر سازنده ی نهاد کتابخانه میباشند.
حرفه ی کتابداری و اطلاع رسانی اندکی دیر به عرصه قوانین و رفتارهای اخلاقی وارد شد .
قواعد اخلاقی کتابداری نخستین بار در قرن نوزده توسط مری پلامر ،مدیر دانشکده ی کتابداری مطرح شد که گفت :《 کتابداران و مربیان نیز باید مانند سایر اقشار جامعه (حقوقدان ،پزشک ،افسران ارتش …)قواعد اخلاقی خود را وضع کنند .
کتابدار به منزله ی گشاینده و بازنگهدارنده ی درهای دانش است و باید از خصوصیات برجسته ای برخوردار باشد .مهارتهای تخصصی و علوم کتابداری شرط لازم است اما کافی نیست .اشتیاق به کار ،ابتکار و نوآوری ،دقت و موشکافی ،پشتکار،عشق و علاقه ،انتقاد پذیری و تواضع از اصول خدمت به مردم به شمار میرود که تنها مناسب کتابدار نیست و همگان میتوانند از نتایج مثبت آن سود ببرند .
به طور مسلم هر حرفه ای اخلاق خاص مربوط به خود را دارد که اگر چنانچه آنها را به کار برند ، در بهره وری از آن حرفه تأثیر صد چندان دارد .حال در حرفه ی کتابداری که به طور ویژه با مراجعه کنندگان سرو کار دارد ،به کارگیری اصول اخلاقی اهمیت بیشتری دارد. بخشی از پیچیدگی پرداختن به اخلاقیات در علوم کتابداری و اطلاع رسانی این است که حداقل دوکانون تمرکز در آن وجود دارد . اول ،اخلاق اطلاع رسانی که استفاده یا عدم استفاده از اطلاعات را مورد توجه قرار میدهد ؛(مالکیت اطلاعات ،دسترسی آزاد یا محدود به اطلاعات ،حقوق مالکیت فکری ،حفظ حریم شخصی …). کانون دوم ،اخلاق حرفه ای شناخته میشود که به چگونه گی به کارگیری اصول اخلاقی در تصمیمات و کارها به عنوان متخصصان اطلاع رسانی میپردازد (رابین ۱۳۸۰).
کتابخانه ها در طول زمان دراز ،توانائی غنا بخشیدن به زندگی اجتماعی شان را نشان داده اند ،بنابراین کتابدار باید اعتقاد به ارزش کارش را که در طی تعلیمات به دست آورده حفظ کند .تا جائی که به فلسفه ی اخلاق حرفه ای و وظایف کتابدار مربوط است ، باید گفت که مقام کتابدار با توجه به مسائل سیاسی ،فنی و اجتماعی تعیین میشود .
او کتابخانه اش را بر صخره ی حق دانستن استوار کرده است . بدیهی ست رضایت شغلی کتابداران در نیل به اهداف مؤثر خواهد بود . یکی از مسائل مهم در رضایت شغلی کتابداران، وضعیت استخدامی ، امنیتی _شغلی آنهاست .
طبق نظریه مازلو ،نیازهای انسان در ۵ مقوله تقسیم بندی میشود :
۱_ نیازهای اولیه (فیزیولوژیک) ۲_ نیازهای ایمنی (امنیتی)
۳_نیازهای محبتی (تعلق اجتماعی و دوستی ) ۴_عزت نفس (قدر و منزلت ) ۵_ خودیابی (تحقق خویشتن).
بنابراین سازمانها باید به این نکته توجه کنند که رفع نیازهای مراتب پائین تر تا حدود زیادی به تحقق مراتب بالاتر کمک میکند (سرمد ۱۳۸۵)
طبق پژوهشهای رسمی ،بررسی رضایت شغلی ،میان کتابداران ،پایینتر از حد متوسط را نشان میدهد و آنکه هنوز ،حرفه ی کتابداری در بین عامه مردم و سازمان متبوع ،ارتقاء و جایگاه واقعی پیدا نکرده است و لذا برای کتابداران ،کمتر تنوع لازم ،ارزشمندی ،پویایی ،امکان تحقق رشد فکری و استفاده از توانایی ها را فراهم کرده است
طبق نظریه ی برخی اساتید دانشگاهی ؛ اخلاق حرفه ای خواسته شده از کتابداران غیر منطقی ست . میتوان پذیرفت مگر آنکه جایگاهی در شأن، هم از نظر آکادمیک وهم تخصص ها (مثال ،پرسنل کتابخانه در روستا ،تخصص خود را داشته باشند الی آخر ) وجود داشته باشد .
سواد آموزی از دیگر کارکردهای کتابخانه است .هدف اصلی از تلاش عظیم و بسیج فراگیر جامعه برای ریشه کن کردن بیسوادی ،فراگرفتن مقطعی مهارت خواندن و نوشتن نیست بلکه استفاده از این مهارتها و دنیای علم و دانش است .
از سال ۱۹۹۰ ساخت کتابخانه های دیجیتالی مطرح شد .
گاه در رسانه ها، اخباری از زبان مسئولان سازمانها شنیده میشود که از درک ناقص آنان نسبت به مفهوم کتابخانه دیجیتال و تفاوت آن با کتابخانه الکترونیک حکایت دارد . این ناآگاهی باعث میشود در تأمین اعتبار و بودجه ی لازم برای مطالعه و ساخت کتابخانه های دیجیتال که میتواند نیاز جامعه باشد، تردید کنند .کتابخانه های دیجیتال مانند کتابخانه های سنتی ،فیزیکی نیست و بر خلاف آنچه گمان است امری ساده تصور نمیشود که به مثابه اسکن از منابع باشد بلکه مطالعه و بررسیهای علمی پیچیده و گسترده خواهد طلبید که در تمام جوامع بنا به نسبتها مطرح است .برای ساخت کتابخانه های دیجیتالی از دیدگاه مدیریتی مسائل و چالشها در حوزه ی نگرشی، نیروی انسانی ،ساخت مجموعه ی دیجیتال ،تجهیزات و دستگاههای دیجیتال سازی و حفاظت و نگهداری وجود دارد .
در سه دهه اخیر ،تغییرات بسیاری در شکل منابع اطلاعاتی
تنوع محمل های اطلاعاتی ،فرایندهای سازماندهی و نحوه ی ارائه اطلاعات به کاربران در کتابخانه به وجود آمده است که این منجر به تغییر آموزش کتاب شناختی به آموزش استفاده کننده شده و در نهایت این تغییرات در دهه ی اخیر به مفهوم آموزش مواد اطلاعاتی ختم شده است .
فرایند تدوین استانداردها ، یک فرایند مستمر است . استانداردها راهنمایی در جهت تحقق 《بهترین شیوه ی عمل 》برای کسانی است که مسئول مدیریت خدمات کتابخانه های عمومی هستند . باید استانداردها را با توجه به عملکرد نسبی خدماتی هر کتابخانه خاص مورد تأمل قرار داد .بی شک این رهنمودها و استانداردها باید بازنگری شوند تا منعکس کننده ی تغییرات محیط اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی باشند .
از جمله مسئولینهای مدیر کتابخانه عبارتند از :
۱_زمینه سازی برای تعامل نهاد کتابخانه با نهادهای آموزشی و مدنی
۲_تعامل سازنده با نخبگان و فرزانگان محلی
۳_تهیه گزارش سالانه که دور نورنمای فرهنگ ،ادب ،کتاب و کتابخانه ،آورده شده است
۴_ارتباط مستمر و ثمر بخش با دولت محلی
و فهرستی از این قبیل که نشان از جایگاه واهمیت نهاد دارد .نباید گفت غیر منطقی ست تا جایی که کتاب و فرهنگ در میان باشد اما پیداست تلاشی همه جانبه خواهد طلبید
《 در مجاورت کتابخانه سعدی ،مدرسه ای با حیاط رو به کتابخانه است ،سرک کشیدنها و شلوغی دانش آموزان ،مانع از تمرکز حواس مطالعه کنندگان است و تقریبا سالن مطالعه بخاطرش خالی شده است !》
البته طبق استانداردهای باید و تعریف شده ،مثل پارکینگ برای کتابخانه ، ساختمان و …همچنان باقی ست .
آقای پناهی کتابدار اسبق می آورد :
《واقعیت هیچ ارگانی از نظر بهداشت روانی و نوع خدماتی که ارائه میدهد طبق تجربه ی ۱۳ ساله ام میگویم ، مانند کتابخانه نمیشود. چون یک کتابدار بالفرض آنکه کتابخوان هم نباشد مانند کوزه گر ،دنیایی دارد . مصاحبت با کتابخوان لذت بخش است .آنقدر که هم اکنون با گفتنش ( با نشان دادن دستها ) مویم از اشتیاق سیخ میشود( و با پرده ی درخشان اشک اشتیاق در نگاه!) .》
ای کاش افراد مشتاق ، بلند طبع و تیز نظر مانند ایشان ،در نهاد کتابخانه حضور بیشتری داشتند .بدون داشتن سمت رسمی ( به دلیل انتقال به آموزش و پرورش ) همچنان مشتاق خدمت رسانی اند ؛ مانند: آشنا کردن دانش آموزان از شهر و روستا با نهاد کتابخانه و توصیه های معلمانه به آنها . البته جوانان و پیش کسوت لایق کتابخانه عمومی سعدی بندرترکمن از هوش و فراست و سواد باید، برای پروژه و رشته ی کتابداری را برخوردار هستند و قطره قطره نهال آینده را آبیاری میکنند .
با این وجود ،تصور مراجعین بسیار، رابطه ی مستقیم با پیشرفت همه جانبه ی جوامع دارد و هدف آن بود مسائلی را درباره ی کتاب برانگیخته باشیم ، چرا که اندیشه ی تنها به خوبی ها ،پیامدهایی مثبت و شگفتی خواهد داشت .
مرسوم است ، عموم فرهنگ و غالب مسئولان ، تلفن های همراه و مانند را مضر به حال کتاب معرفی کرده اند . مانوش زمردیان در کتاب 《کسل کننده و درخشان 》از تجربه ی درخشان بی حوصله گی میگوید و آنکه زمانی سبب میشد برای رفع آن ،کتاب و کتابخانه اهمیت داشته باشد اما امروز ، بی حوصله گی با دردسترس ترین وسیله یعنی تلفن همراه ،روبه روست .
دنیا ،بیش از گذشته، محل رقابت شده است و البته بنابر طبع بشر به عنوان مخلوقی دیگر ،ایراد نخواهد داشت . مشروط بر آنکه در این اشرف مخلوقات . بازمانده های رقابت ، تباه شده گان قرن تلقی نشوند ، مانند آنچه در امتحان کنکور، سخن است .
رقابت در هنر نیز مطرح میشود .گرچه بین هنرمندان ،در کل ، زیبنده نیست اما در دستگاههای متولی ارائه آثار چون نشریات، رقابت وجود دارد. آنچه آخرالأمر به تعالی رود .
امروزه سینما مدرنترین ، به روزترین (به لحاظ وسایل )و پرمخاطب ترین هنرهاست گرچه موفقیت های بزرگش را مدیون اقتباس از آثار رمان است و به کل جوهر کتاب . باید افزود هرگز هم ارزش با اثر اقتباس شده نخواهد بود بنابراین قدرتی در کتابت هست ، چه باعث میشود علی رغم مضرات روحی و جسمی صفحه نمایش (بالاخص تلفن همراه ) اقبال بیشتری از کتاب، جایی که مطالعه و دانستنن مطرح است، داشته باشد ، یکی از موارد بی شک، در دسترس بودن سوشال مدیاست و نیز چندکاره بودن ،نهادهای مدنی و فرهنگی جامعه در این پاره ی موارد میتوانند هم اندیشی و تشریک مساعی کنند . درسایر هم(غیر سینما) بی آنکه قلمی از اهل فکر در کار باشد قدمی از قدم امکانپذیر نیست .سوالی که مطرح میشود : آیا نباید کتاب ، در ارتباط با جلوه های بصری ، شیوه های توزیع و مانند با آگاهی از توانایی های خود ، نیاز مخاطب ، نگرش چند وجهی و موشکافانه به صنعت هنری مانند سینما و الهام گرفتن از روندها و در قامت کتاب آوردن آنها ،قدمهایی پیشتر بردارد.
کشور ما طبق استانداردهای تعریف شده ی شهری در مورد محیطهای فراغتی ، ورزشی که محل به محل ،تعریف شده است با وجود تلاشها کمترین حد استاندارد است . آن مجالی دیگر میطلبد اما در همین محیطها خوشبختانه کتابخانه وجود دارد! و باز کمتر و کمتر افرادی هستند که اهمیت حیاتی را آنرا دریابند . البته باید محیطهای فراغت در حد استاندارد آن باشد تا کتابخانه هم مورد استفاده قرار گیرد . چرا که حق انتخاب وجود خواهد داشت و مسائل روانشناختی دیگر ، محیطهای فراغت غیر کتاب و کتاب ،لازم و ملزوم همند و باعث چهره های فارغ و شادتر( یا با طمأنینه تر) در کتابخانه از سوئی و مردم با فرهنگ غنیتر در محیطهای غیر کتابخانه میشود .البته بنظر هنوز مسأله همگانی کردن کتاب در حد عالی باقی ست و موارد ذکر شده حداقل های باید است .
ما صحبت از صنعت میکتیم ،از تولید ، کار اما غالب مدیران گذشته مدرسه ، رشته های تازه تأسیس مانند کاردانش را حتی به دیده ی تحقیر نگریستند . پیداست که اشتباه بود و از سوئی سواد را ، یادگیری رایانه دانسته اند ، خب ،همه یادگرفته اند حتی کم بیسواد و بیسواد . باید بالید ؟ پرواضح است ،کتاب و تنها خود کتاب ،عامل سواد تلقی میشود ،چه بسیارند که با مدارک رایانه ای ،سواد منظور را ندارند یا اگر از اصالت برخوردار نیست . فرد بیسواد( منظور سوادی با نهایتهای فکری ) اوست که ارتباطی با کتابهای برتر جهان ندارد ،بدون شناختن کاتبان بزرگ ایران و جهان از رمان و غیر ، چه سوادی ؟ چرا که هر کتاب اندوخته ای از تجارب گرانبها از جامعه ،اخلاق ، روانشناسی ، سیاست … اندیشه های پرثمر خالق نابغه ی آن از هستی و چیستی در قرنهای متمادی ست که تا هنوز کامل و نیمه جریان دارد .
پرسش از فایده کتاب ،گرچه تکراری ست اما چون مراسم مذهبی قداست خود را دارد .
دم دست ترین فایده کتاب ( غیر علمی ، پژوهشی، مذهبی یا اطلاعاتی صرف ) آن است که مخاطب را به انزجار از تمنیات نفس میرساند. بالاخص با اغراق و بزرگنمایی صفات بد ، تلنگر بر درونیاتی ست که به هر حال بنا بر طبع دنیا ، در انسان وجود دارد مثل حسد ،کینه ، … و با جلوی چشم آوردن آن صفات در شخصیتها، مخاطب را در اندیشه و مواجهه ی جدی با آن قرار میدهد .
اما این مطلب فراتر از آن است که در علم جرم شناسی نظریه 《کارتاژ》معروف است ، با موافقان و مخالفان ،آنکه صحنه های زدوخورد و اکشن حتی در نهایت های شرارت خود ، باعث تخلیه نیروی عصیانگر مضر در بیننده میشود و از بروز آن جلوگیری میکند .این تفاوت ناشی از طبع والای کتاب است .
آنچه پیداست شأن کتاب تا اندازه ای هست تا آینده ای سرشار از آن دور از تصور نباشد .
و از خداوند توفیق میخواهیم .
امین پارسانیا
www.ulkamiz.ir





