
پایگاه خبری اولکامیز- عطامحمد فروز
با شروع به کار شورای ششم، المان زیبای “قلم” از میدان مرکزی شهر خارج گردید، المانی زیبا که به آیه شریفه:”ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ “مزین شده بود. و سالهای سال، همراه با مردم نجیبش خاطرات تلخ و شیرینی را تجربه کرده بود.
به دنبال آن، کیوسک راهنمایی و کیوسک شهرداری نیز به سرنوشتی مشابه گرفتار گردیدند و میدان مرکزی شهر زیبایی نوستالژیک خود را از دست داد و بیشتر به جوانی شبیه شد که موهای سر خود را تراشیده و لباس های برندش را با پیژامه عوض کرده است.
اندکی بعد استانداری گلستان بنا به دلایلی اعلام نشده، شهردار جدید را عزل و سپس او را در اختیار مقامات قضایی قرار داد ،با این اتفاق سراسر گنبد را بهت و حیرت فرا گرفت و بازار گمانه زنی ها و شایعات، پیرامون آن بسیار داغ شد.
نکته جالب اینجاست که برخی از شهروندان گنبدی از عملکرد موسوی رضایتی نسبی داشتند و معتقد بودند که او در این مدت کم توانسته است در زیبایی شهر همت زیادی به خرج دهد و در اصلاح روشنایی شهر ، تصحیح معابر و بهبود مبلمان شهری موفقیت های چشمگیری داشته باشد. اما شهردار وقت مخالفان و منتقدین جدی نیز داشت که به دنبال ضعف های او بودند.
کار شوراییان به اینجا ختم نشد زیرا که در ادامه کار، تعدادی از اعضای شورا نیز به دلایلی مالی، زیر ذره بین دستگاه های نظارتی قرار گرفتند و در پایان ماجرا دو تن از آنها از عضویت شورا شهر گنبد کنار گذاشته شدند.
تمامی این حوادث جدا از چگونگی و چرایی وشدت و ضعف انها مدیریت شهر را دچار بی ثباتی بی سابقه ای نمود و چشم انداز توسعه آن را تاریک و تاریک تر کرد تا جایی که ششمین دوره بی برنامگی، دومین شهر بزرگ استان را به حال و روزی در آورد که مردم دیگر مطمئن شده اند که شهر شان علیرغم داشتن ساختمان های بلند به سان روستای بزرگی طی طریق خواهد کرد و در آینده ای قابل تصور هیچ پروژه مدرنی درآن به مرحله اجرا در نخواهد آمد؟!
این قصه ادامه دارد
www.ulkamiz.ir
