یادداشت

تفاوت فرهنگ سازی با فرقه گرایی

پایگاه خبری اولکامیز – امان محمد خوجملی، تحلیلگر مسائل سیاسی اجتماعی نوشت : گاهی اوقات با دوستان اصولگرا حسابی سرشاخ می شوم. بعضی از این دوستان ذهنهای بسیار ساده و بسیطی دارند. فکر می کنند خودشان در اداره مملکت هیچ تقصیری ندارند. همه تقصیرها یا به گردن مخالفان است یا به گردن دشمن. فکر می کنند فرهنگ سازی یک کار بسیار ساده است. می شود با خطابه و دستور درستش کرد.

اینها خیال می کنند همین کارهایی که امامان جمعه می کنند فرهنگ سازی است. حد اکثر کاری که این بزرگواران می کنند اعتقاد سازی است و آنهم اعتقاد جزمی. داشتن اعتقاد جزمی و راه خود را حق مطلق دانستن و راه دیگران را باطل مطلق دانستن که فرهنگ سازی نیست.

عدم مدارا و رواداری در مقابل دیگران و دگر اندیشان و غیر مسلمانان غیر از تعصب دینی و مذهبی معنای دیگری ندارد. بعضی از اینها اگر بدانند تو مسلمان نیستی شاید از شما دوری بکنند شاید با شما سلام علیک هم نکنند. اگر هم ندانسته با شما مصافحه کنند تحت عنوان اینکه به یک فرد نجس دست داده است شاید دست خودشان را با آب صابون بشویند تا حلال شود. بعد هم دور بر شما دیده نشوند.

اینها فرهنگ سازی نیست. این نوع کارها غیر از فرقه گرایی و شقه شقه کردن افراد و جامعه معنای دیگری ندارد. اگر هم فرهنگ سازی باشد به درد صلح و سازش و آباد کردن یک جامعه نمی خورد. فرهنگ سازی یک کار بسیار بلند مدت و ظریف و آموختنی و ساختنی است. آنهم با انگیزه ساختن یک جامعه مدرن و مرفه  و آزاد و آباد و دموکرات که در آن انسانها در صلح و صفا زندگی کنند.

در فرهنگ سازی انسانها مسالمت جو ساخته می شوند. در توسعه فرهنگی انسانها ضمن داشتن اعتقادات دینی و مذهبی یا با نداشتن آنها به همه افراد به خاطر انسان بودن احترام می گذارند. انسان بودن به تنهایی ارزش است. انسان بالاتر از هر دین و مذهب و عقاید است.

انسانهای توسعه یافته با همه دوست می شوند با همه رفت و آمد می کنند. صرف نظر از دین و مذهب و عقاید و قوم و نژاد و جنسیت و ملیت با همه رفتاری دوستانه و مدارا جویانه دارند. افراد توسعه یافته کثرتها و تنوعات و رنگارنگی انسانها را به رسمیت می شناسند. خود را حق و دیگران را باطل نمی دانند. با حیوانات نیز رفتاری محبت آمیز دارند. طبیعت و محیط زیست را خراب نمی کنند.

سبکهای مختلف زندگی و پوشش را به راحتی به رسمیت می شناسند. افراد رشد یافته سعی می کنند از عقاید جزمی و افراطی دوری کنند. سعی می کنند قانون و مقررات را رعایت نمایند. افراد توسعه یافته ممکن است در نیمه های شب در خیابان خلوت هم از چراغ قرمز عبور نکنند. افراد توسعه یافته سعی می کنند از ریا و نفاق و دو رویی دوری نمایند. یک دستی و یک رنگی در میان آنها بیشتر است. افراد منافع شخصی خود را در جهت منافع عموم جستجو می کنند. قانون به عنوان میثاق مشترک و ملی ارزش خاصی پیدا می کنند.

به زنان نگاه ابزاری ندارند آنها را مانند خود انسان می دانند. به برابری حقوقی اعتقاد دارند. اگر افراد چنین ویژگیهای داشته باشند به آنها انسانهای توسعه یافته و تربیت شده ی فرهنگی می گویند. توسط همین گونه جامعه و افراد نیز حکومت مدارا جو و توسعه یافته ساخته می شود و حکومت هم شبیه جامعه و مردم می شود. به قول معروف از کوزه همان می تراود که در آن هست. / کانال نویسنده

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا