یادداشت

خاطرات حج عمره ( قسمت دوازدهم )

پایگاه خبری اولکامیز – امان محمد خوجم لی، فعال رسانه:

قبل از حرکت یکی از نزدیکان به من گفت، مواظب باش در مکه با برادرت دعوا نکن. منظورش این بود که در آن جا بحث دینی نکنم.

گفتم چشم رعایت می کنم. چون می دانستم مکه مرکز دین سنتی است همه باید در آنجا اطاعت محض و مطلق داشته باشند. من هنگام رفتن به حج این را پذیرفته بودم.

بحث های دینی با آخوندهای ترکمن بسیار زمان بر است. چون برخی از اینها غیر از کتابهای خودشان کتابهای دیگران را نمی خوانند. از آثار دیگران خبر ندارند. فکر می کنند اگر کتاب دیگران را بخوانند از دین خارج می شوند. فهم اینها بسیار نازل و ابتدایی است.

در این جا می گفتم دین راهی است برای خوب شدن انسانها. انسان خوب بودن یعنی دیندار بودن. هدف دین همین است. تربیت بهترین انسان برای زندگی بهتر.

دین باید چیزهایی را که عقل نمی تواند حل کند راه حل نشان دهد. نه اینکه به جنگ عقل برود.

پیامبر اسلام هم گفته است من برای تکمیل مکارم اخلاق آمده ام. معلوم می شود اخلاق مستقل از دین و قبل از اسلام و ادیان دیگر بوده است. منشأ اخلاق عقل انسان است.

داشتم یواش یواش برای صرف نهار وارد رستوران می شدیم. مدیر رستوران فارسی صحبت می کرد معلوم بود ایرانی است. رستوران زنان و مردان را جدا کرده اند.

گفتم چرا؟

گفت باید جدا باشند.

گفتم پیش بیت الله که همه قاطی پاطی هستند. تنه به تنه هم می زنند. کار خودتان است یا از بالا دستور است؟

گفت دستور از بالا است.

چند نفر را در رستوران دیدم از پشتشان پارچه سبز رنگ آویزان بود. رویش نوشته بود کاروان پارسیان هرمزگان.

پیش یکی شان رفتم سئوال کردم شما اهل هرمزگان هستید؟

گفت بله.

گفتم سنی مذهب هستید؟

گفت بله.

هرمزگان اکثریت جمعیتش سنی هستند یا شیعه؟

گفت در استان اکثریت شیعه هستند ولی در بندر عباس اکثریت با سنی ها است.

بعد رفتند سر سفره نشستند مشغول غذا خوردن شدند. دیگر مزاحم نشدم. دوست داشتم سئوال کنم. آیا کشاورز هستید؟ اگر کشاورز هستید چه محصولاتی می کارید؟ زمین تان آبی است یا دیم؟ آیا از درآمدتان راضی هستید وووو.

ادامه دارد

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا