یادداشت

سخنی با جوانان وطن

پایگاه خبری اولکامیز – سید علاءالدین حیدری* نوشت: حوادث روزهای اخیر کشور آنقدر تاسف بار و دردناک هستند که کام ها را تا مدتها تلخ می کنند . مرگ حزن انگیز خانم مهسا امینی و حوادث بعد از آن قلب ها را شکست و دل ها را آزرده کرد.
شخصا معتقد به نقد، اعتراض و انتخاب هستم و مطالبه گری را سرلوحه مشیِ سیاسی ، اجتماعی ام قرار داده و در این سالها از هیچ فرصتی برای مطالبه گری حقوق قانونی جامعه اهل سنت کوتاهی نکردم. اما معتقدم هر مطالبه گری و اعتراضی باید از راه و مسیر منطقی و معقول خودش طی شود .
مبنا و بسترِ توسعه ، امنیت و آرامش است و تحول مثبت را محصول منطق و عقل در مسیر خواستن ها می دانم و باور دارم که در میانه ی هیاهو و فریادها نه صدای حقی شنیده می شود و نه منطقی حاکم می گردد، لذا با هر گونه تندروی و خشونت ورزی مخالفم.
از مرگ و کشته شدن هر انسانی اندوهگین و آنرا خسران بزرگی می دانم که معتقدم زخم آن عمیقا جانکاه و بار تلخ و منفی آن تا سالها می ماند. کشاندن اعتراض مسالمت آمیز به وادی اغتشاش و خشونت جز دامن زدن به سوء تفاهمات و ایجاد فضای غبارآلود و گم شدن حق ها در این میانه نتیجه ای نمی دهد .
اما سخت با کسانی مخالفم که جوانان را تشویق به حضور در خیابانها می کنند و فارغ از نتیجه بدست آمده از ایجاد هیاهو لذت می برند. اینها خود در آرامش و در جمع خانواده می نشینند و پس از مجازی گردی ، با انتشار استوری و پست های هیجانی جوانان عزیز و دردمند ما را روانه فضای احساسی و عاطفی می کنند که شاید … معتقدم جامعه درگیر دهها مشکل ریز و درشت است و جوانان ما از درد فقر ، بیکاری و نداری خود و خانواده هایشان رنج می کشند و نمی توان منکر آن شد .
اما راه چاره را ویرانه ها نمی بینم و درمان را در خرابه ها نمی یابم . باز هم معتقدم شاهین توسعه بر شانه های امنیت و آرامش می نشیند چرا که بر خرابه های ناامنی و بی نظمی هیچ آبادانی بنا نمی شود .
در نهایت به جوانان عزیزی که درگیر فضای احساسی شده اند توصیه می کنم که ای عزیزان مواظب باشید که پای خود را بر زمین محکم و مطمئن بگذارید نه بر بستری که هیچ عمقی از آن هویدا نیست .
ای عزیزان جامعه ی بی نظم  اشتغال نمی آفریند و اقتصاد و فرهنگ و سیاستش هم کوک نخواهد بود . نه اینکه الان همه چیز سر جایش و همه امور بر وفق مراد باشد ، نه ،چنین ادعایی ندارم و می دانم که هزار راه نرفته و هزار بار نبرده به مقصد داریم ، اما نسخه هیاهو را شفابخش نمی دانم .
لطفا به هوش باشید و مواظب …
اما به مسئولین هم می گویم که این جوانان سرمایه های ملی ، فرزندان ایران و عزیزان همه ما هستند که با دردمندی چه بسا اشتباهاتی هم مرتکب شوند، لطفا با مهر و رافت با آنها برخورد شود و نگذارید فاصله ها آنقدر زیاد شوند که دیگر صدای همدیگر را نشنویم . دشمن به دنبال ایجاد شکاف های عمیق ملی ، مذهبی و قومی است. باید راه نفوذ دشمن را بست و خانواده بزرگ ایران را در آغوش هم گیریم.
* فعال مدنی اهل سنت کرمانشاه
www.ulkamiz.ir

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

یک دیدگاه

  1. باسلام و عرض ارادت.
    یادداشت جناب آقای سیدعلاءالدین حیدری گرامی تحت عنوان ” سخنی با جوانان وطن” ، به چهار نکته اساسی ؛ نقد، اعتراض ، انتخاب و مطالبه گری اشاره دارد ، که از جمله ی انواع حقوق مدنی شناحته شده در یک جامعه دموکراتیک است .
    متاسفانه در جامعه ما نه نقد نهادینه شده و نه اعتراض بر بستر قانون (وفق اصل ۲۷ قانون اساسی ) به رسمیت شناخته می شود ، همینطور است مساله انتخاب و انتخابات که با اعمال نظارت استصوابی و ردصلاحیت های سلیقه ای همیشه محل مناقشه بوده، و همچنین مقوله مطالبه گری که که چندان گوش شنوایی نیافته است.

    در اعلامیه های جهانی حقوق بشر – مشتمل بر سی ماده – و یا اعلامیه قاهره در مورد حقوق بشر در اسلام – با ۲۵ ماده – ، به دو دسته‌ی عمده از حقوق اشاره شده است. حقوق مدنی مانند آزادی بیان (اعم از نقد، و حق اعتراض ، حق انتخاب و مطالبه گری و..،) و حقوق اجتماعی همچون حق برخورداری از سطح مطلوب زندگی ، که لازم و ملزوم یکدیگرند. در واقع.در بلندمدت، رسیدن به سطح مطلوب زندگی و… ، اگر بناست دارای مبنای محکمی باشد، بی‌آزادی بیان و تعاطی و تضارب آزاد آرا و … ممکن نیست. در سایه چنین حقوقی است که نقّادی بیدادهای سیاسی و بی‌کفایتی‌های اجرایی که اغلب سدّی در برابر تولید و توسعه انسانی و ازدیاد سرمایه مادی و انسانی اند، آسانتر می گردد. در اساس، آزادی‌‌بیان در مقام سازوکاری تصحیح‌کننده اعمال و تصمیمات سیاسی و مدیریت های اجرایی در جامعه عمل می‌کند، که ” ابزاری به مراتب کارآمدتر و موثرتر از هر ابزار دیگر است.”
    یکی از موارد بنیادین حق آزادی بیان ، حق پرسشگری است . چنان که گفته اند:”«پرسیدن مهم‌تر از پاسخ دادن است» . مارتین هایدگر سخنی دارد، بدین عبارت ؛”پرسش، پارسایی اندیشه است.» که بقولی ” از ژرف‌ترین سخنان تبار انسان است”. در حقیقت، ” تا باورهای ما به مصاف پرسش‌های بی‌رحمانه و گزنده نروند، و در سنجه‌های پرسش‌گرانه و نقادانه ارزیابی نشوند، از تقرب به حقیقت محروم خواهند ماند.”
    نسل جوان جامعه ما – جوانان وطن – سرشار از ” گنج پرسش ” اند . که نشان از تفکر پویا و خلاق و روحیه “تحول خواه و تغییر طلب” آنان دارد . در واقع تفکر در معنای اصیل و دقیقش آنجاست که استوار بر پرسش هایی جانسوز و بنیان کن باشد . اگر اذعان داریم که حق آزادی‌ بیان از مقولات حقوق بشریِ« برآمده از منزلت ذاتی آدمی است» ، باید بر این باور بود که ، ” منزلت آدمی اقتضا می‌کند که او بتواند احساس یا عقیده اش را بیان کند، حال آنچه می‌گوید خواه صادق باشد خواه کاذب ، ربطی به حقانیت این حکم ندارد”. بر بستر چنین آزادی بیان و حق پرسشگری است که، مقوله مطالبه گری هم معنا و مفهوم واقعی خود را می یابد، و راه برای برآورده شدن خواست ها و مطالبات نیز هموار می گردد. البته همانطور که اشاره کرده اند ؛” هر مطالبه گری و اعتراضی باید از راه و مسیر منطقی و معقول خودش طی شود …. و تحول مثبت ، محصول منطق و عقل در مسیر خواستن ها ” است .
    در نهایت ، امیدوارم که مسئولین تصمیم گیر کشور ، در پی پاسخ مستدلانه به پرسش های منطقی جوانان که آتیه سازان کشورند، برآیند ، و این نصیحت حکیمانه‌ی حافظ را به گوش و هوش بسپارند که :
    ” نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند /
    جوانان سعادتمند، پند پیر دانا را.”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا