ویژگی ها و رسالت حاکمان و رهبران از نگاه امام علی (ع)

پایگاه خبری اولکامیز – روح الله کلانتری مسئول سازمان معلمان گلستان در ایام ماه مبارک رمضان در محل موسسه فرهنگی مکتب علی گرگان در باره ویژگی ها و رسالت حاکمان و رهبران از نگاه امام علی (ع) سخنرانی کرد. متن کامل سخنان این فعال سیاسی و مطبوعاتی اصلاح طلب را در ذیل می خوانید:
زمامداران و رهبران جامعه در اندیشه سیاسی امام علی(ع) باید از صفات و ویژگی هایی مشخص و برجسته ای برخوردار باشند.هیچ خطری برای جامعه اسلامی همچون خطر حاکمیت افراد فاسد و کم صلاحیت نیست.امام علی (ع) در نامه خود به مالک اشتر و در حقیقت به همه رهبران جامعه در طول تاریخ هشدار می دهد که:«من بیم آن دارم که نابخردان و نابکاران زمام امور این ملت را به دست آرند، و مال خدا را دست به دست گردانند و بندگان او را بردگان خود گیرند و با صالحان به دشمنی برخیزند و فاسقان را حزب خود قرار دهند.»(۱)
اگر اشخاص بی صلاحیت بر زمام امور مردم مسلط شوند، جز خودسری و تباهگری کاری نمی کنند، آنان اموال عمومی را بازیچه خود و خویشان و اطرافیان خود می گیرند و جامعه را به فقر و فلاکت می کشانند،و مردمان را به ذلت و خواری سوق می دهند تا ستم پذیر شوند.امام در نامه ای به شیعیان خود در باره تسلط فاسقان و حزب معاویه و معاویه صفتان و یزیدیان تاریخ چنین فرموده است:« اینان کسانی اند که اگر بر شما حکومت یابند، به خود بالیدن،و خود بزرگ بینی و چیره شدن با قهر و زور، و ربودن اموال، وفساد در زمین را در میان شما آشکار می گردانند؛ و همواره از هوای نفس پیروی می کنند و بر اساس رشوه حکم می رانند.(۲)
در اندیشه سیاسی امام حاکمیت زمامداران بی اهلیت جامعه و مردم را به تباهی می کشاند و به مردم هشدار می دهد:«بی گمان مردم هلاک شدند آن گاه که پیشوایان هدایت و پیشوایان کفر را یکسان شمردند و گفتند: هر که به جای پیامبر نشست، چه نیکوکار باشد و چه بدکار اطاعت او واجب است؛ پس بدین سبب هلاک شدند.خدای سبحان فرموده است: پس آیا مسلمانان را همچون بدکاران قرار خواهیم داد؟ شما را چه شده؟ چگونه داوری می کنید؟«(۳)
از مجموعه سخنان امام علی(ع) مشخص می شود که مهمترین صفات و ویژگی های زمامداران عبارت است از: عقل و خردمندی و درایت،علم،عدالت،توانایی و قدرت اداره جامعه و آلوده نبودن به خصلت های ناپسند است که در این باره مطالبی را به صورت خلاصه بیان می کنیم.
۱- عقل و خردمندی و درایت:
لازمه اداره درست هر کاری عقل و خردمندی و درایت است و این ویژگی برای زمامداری که جان و مال و ناموس مردم را در اختیار خود دارد از اهمیت بیشتری برخوردار است. امام در این رابطه فرموده است:« و اموال خود را که خداوند آن را وسیله قوام(زندگی) شما قرار داده است به بیخردان نسپارید.»(۴) و در کلامی دیگر فرموده است:« پیشوا و رهبر به قلبی اندیشمند،و زبانی گویا، و دلی که بر اقامه حق استوار باشد نیازمند است.»(۵)
۲- علم:
از صفات و شروط مهم برای رهبران و زمامداران جامعه در هر مرتبه ای،علم و دانش لازم آن مرتبه است.در اندیشه سیاسی امام علی(ع) اگر کار به دست انسان های نا آگاه سپرده شود، چنین کسی مردم را به گمراهی می کشاند.(۶)و در سخن دیگری فرموده است:«ای مردم سزاوارترین مردمان به خلافت قوی ترین آنها بدان و داناترینشان به دستورات خداوند است.»(۷)
علم و آگاهی در زمینه های گوناگونی که به امر حکومت و زمامداری مربوط می شود بسیار مهم و ضروری است، و کسی شایستگی این امر خطیر را دارد که آگاهترین مردمان در آن باشد.امام در نامه ای به معاویه فرموده است:« همانا از دیر باز سزاوارترین مردمان به سرپرستی این امت کسی است که از همه مردم به رسول خدا(ص) نزدیکتر بوده و از همگان به قرآن آشناتر و در دین آگاهتر است ،و پیشگام ترین مردم در اسلام است و برترین همگان در جهاد، و تواناترین مردمان در تحمل بار مسئولیت امور رعیت و مشکلات مربوط به حکومت است.»(۸) بر همین اساس روشن است که امام علی(ع) بارها شایستگی خود را برای زمامداری و رهبری جامعه اعلام کرده و هرگز از آن عدول ننمود.آن حضرت در سخن خود به مهاجران پس از ماجرای سقیفه بر همین امر تاکید نمود.(۹)
۳- عدالت:
یکی دیگر از صفات اساسی زمامداران در نظام اسلامی، عدالت است که بدون آن هیچ اعتمادی به زمامد اران نخواهد بود. امام علی(ع) در این مورد فرموده است:« سه ویژگی است که در هر پیشوایی وجود داشته باشد میتوان پذیرفت که به امانت خود وفادار مانده است: در حکمش عدالت روا دارد، از مردم خود را نپوشاند، و قوانین الهی را در باره اشخاص دور و نزدیک یکسان برپا دارد.» یعنی در اجرای عدالت خودی و غیر خودی نکند.(۹)زمامداری اسلامی مخصوص کسانی است که عدالت در وجودشان رسوخ کرده باشد،خود هدایت یافته باشند و بتوانند دیگران را هدایت کنند.امام در بیانی صریح و شفاف به این امر تاکید دارد:«بدانکه برترین بندگان خدا نزد او پیشوایی است عادل، هدایت شده و راهبر، که سنتی را که شناخته است بر پا دارد، و بدعتی که ناخواسته است بمیراند…و بدترین مردمان نزد خدا پیشوایی است ستمگر،
خود گمراه و موجب گمر اهی دیگران که سنت
پذیرفته را بمیراند، و بدعت واگذارده را زنده گرداند، و من از رسول خدا (ص) شنیدم که گفت:« روز رستاخیز پیشوای ستمگر را بیاورند، و او را نه یاری بود، نه کسی که از سوی او پوزش خواهد، پس او را در دوزخ افکند، و در آن چنان گردد که سنگ آسیا گردد،سپس او را در ته دوزخ استوار ببندند.»(۱۱)پیشوای جامعه پیش از آنکه برای راهبری دیگران اقدام کند،خود را به سرچشمه هدایت رسانده است و پیش از آنکه سخنی بر زبان آرد،بدان عمل کرده است. در اندیشه سیاسی امام علی(ع) چنین کسی که عدالت با جانش آمیخته است.
می تواند بدرستی راهبری کند و در مشکلات و تنگناها، و در اوج توانمندیها و داراییها از عدالت دور نگردد(۱۲) بنابر این انسانی که عادل باشد و در میان مردم با عدالت حکمرانی نموده و خودی و غیر خودی نکند می تواند شایسته رهبری جامعه باشد.
۴- قوت و توانایی:
از صفات و ویژگی دیگر رهبران و زمامداران قوت و توان اداره امور است؛ یعنی واجد بودن تمام ویژگی های که قدرت رهبری درست را فراهم می کند. امام علی (ع) در این باره فرموده است:« ایها الناس، ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه» (۱۳) ای مردم سزاوارترین اشخاص برای حکومت کسی است که بدان تواناترباشد. استعداد ذاتی،شناخت جامعه و نیازها و شرایط و زمانه،پاکی و پاکدامنی،شجاعت،قوت تصمیم گیری در مراحل مختلف و در بحرانها، جاذبه لازم، حلم و بردباری، صبرو استقامت و… از ویژگی های یک زمامدار است و امام دراین زمینه بیاناتی را ایراد نمودند(۱۴) امام علی (ع) در مورد ویژگی های زمامداران فرموده است:« اما آن چیزهایی که جزء صفت های ذاتی زمامدار است این که او پارساترین، داناترین،دلیرترین و بزرگوارترین مردمان و دارای سایر صفات مشابه اینها باشد، زیرا دلایلی این صفات را ایجاب می کند.(۱۵)
۵- آلوده نبودن به خصلت های ناپسند:
از شروط مهم زمامداران این است که از خصلت های ناپسند و آفات مدیریت بر قلب پاک باشند، یعنی از خصلتهایی چون: دنیاطلبی،خودخواهی،خودمحوری،قدرت طلبی، خودرایی،ریاست طلبی،محبت کور و افراطی،تحجر و خشکه مغزی،خیانت و بی وفایی،افراط و تفریط،آرزوگرایی،خودبینی،آزمندی،سازشکاری،خصومت،حسادت،حیله گری،ترس،بدبینی،انتقام،بدخلقی،کینه توزی،ذلت نفس،تفاخر،خودستایی،غفلت،بی اعتمادی،شتاب ورزی، شهرت طلبی،جاه طلبی،مقام دوستی، نا امیدی،پرده دری، خشونت،ریاکاری،عصبیت،ظاهر بینی،بی حیایی،تنگ نظری استبداد و دیکتاتوری و مانند اینها برحذر باشد.امام در همه این موارد بیانات گهرباری دارد(۱۶)امام تاکید می کند که انسان باید از مستی مال،مستی قدرت،و مستی علم،و مستی ستایش،ومستی جوانی بپرهیزد.چه هر یک از اینها را گندی پلید است که عقل را می رباید و از وقار آدمی می کاهد.»(۱۷)
۶- لزوم زهد برای زمامداران:
ریشه همه صفات زشت اخلاقی در دنیا طلبی است و از پیامبر گرامی اسلام(ص)،امام علی(ع)،امام سجاد(ع) و امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند:« حب الدنیا راس کل خطیئه»(۱۸) دوستی دنیا منشأ همه خطاها است. زهد ترک دنیایی است که منشأ همه خطاها ست. امام علی(ع) در این باره فرموده است:« الزهد اصل الدین»(۱۹) امام علی(ع)پیامبر اکرم(ص) را یک انسان به تمام معنی زاهد معرفی می کند.(۲۰)
۷- مردمی بودن:
از جمله مهمترین ویژگی های زمامداران و رهبران جامعه مردمی بودن آنها است، یعنی باور داشتن به این اصل مهم که همه خادم مردم هستند .دور نشدن از مردم، شناخت از مشکلات، بامردم و برای مردم کارکردن و خدمت کردن است.امام علی (ع) در این مورد در نامه به مالک اشتر فرموده است:«همه کارها در همه وقت برای خدا محسوب می شود، اگر نیاز درست باشد و رعیت را از آن آسایش بود.»(۲۱)
۸- فروتنی در برابر مردم:
زمامداری که خود را خدمتگذارمردم می داند،دررفتار خود با مردم افتاده و فروتن خواهد بود و به دنبال سلطه گری و برتری جویی نیست.امام درنامه ای که به یکی از والیان خود نوشته، فرموده است:« وخفض للرعیه جناحک»(۲۲)
۹- پرهیز از امتیاز نسبت به مردم:
امام به کارگزاران خود هشدار می دهد که به هیچ وجه ذره ای بر مردم در آنچه مساوی اند برای خود امتیاز قائل نشوند، چنانچه در عهدنامه مالک اشتر بدو یادآور شده است:« و بپرهیز از آنکه چیزی را به خود مخصوص داری که بهره همه مردم در آن یکسان است.»(۲۳)
۱۰- پرهیز از فاصله گرفتن از مردم:
بنا برسیره سیاسی امام علی(ع) زمامداران نباید خود را از مردم دور کرده و از دسترسی آنها اجتناب کند.او خود همواره در میان مردم می گشت و علی رغم تهدیدهایی که وجود داشت در بازار رفت و آمد داشت و حتی خرید خانواده رانیز خود انجام می داد. چنانچه در این مورد نوشته اند:« علی(ع) به دست خود و در گوشه جامه اش خرما و نمک حمل کرد و فرمود: از کمال شخص کامل چیزی کم نمی شود که به خانواده اش خدمت کند و نیازشان را خود حمل کند.(۲۴)
۱۱- پرهیز از تشریفات:
از شاخصه های برجسته مردمی بودن، پرهیز از هرگونه تشریفات است، چنانچه در سیره امام علی (ع) بر آن تاکید شده است.قوت و عظمت و عزت زمامداران مسلمان در جلال وشکوه ظاهری نیست، بلکه ،با حشمت های معنوی است که این امر محقق می شود.در اندیشه سیاسی امام علی(ع) این اجازه برای کسی وجود ندارد که مردمان را تحقیر شده نشان دهند.داستان دویدن مردم شهر «انبار» و سخنان آن امام همام گویاترین نمونه است.(۲۵)
۱۲- شریک بودن در سختی های مردم:
زمامداران مسلمان باید در همه سختیها و مشکلات با مردم شریک باشند،زیرا باید به گونه ای زندگی کنند که سختی های زندگی مردم را با همه وجود لمس کنند. امام علی (ع) در نامه ای به عثمان بن حنیف والی خود در مصر بر این امرتاکید نموده بود:(۲۶)
۱۳- پرهیز از احتجاب:
پرهیز ازاحتجاب یکی از مهمترین ویژگی های زمامداران مسلمان است. «احتجاب» در لغت به معنی در پرده شدن،در حجاب شدن و در پرده رفتن است.(۲۷) و در اندیشه سیاسی امام علی (ع) به معنی دور بودن از مردم، فاصله گرفتن از مردم، خود را از مردم جدا کردن، ارتباط مستقیم با مردم نداشتن و عدم اطلاع از مشکلات مردم است.(۲۸) پیش از حاکم شدن امویان زمامداران بشدت از احتجاب پرهیز می کردند،اما زمانی که خلافت به سلطنت تبدیل شد احتجاب در میان حاکمان رونق گرفت و معاویه اولین زمامداری بود که خود را از مردم دور کرد.(۲۹)
اما راه و رسم امام علی(ع) برخلاف روش حاکمان اموی بود او بساط این روش های شاهانه را برچید و با مردم حشر و نشر داشت .مانند یکی از مردم بود و هرگاه مردم به سوی او می آمدند به آنها نزدیک می شد و دعوت مردم را می پذیرفت و همواره پاسخگویی را ملاک کارهای خود قرار می داد.(۳۰) در کلامی ماندگار چنین فرموده است:«با من چنانکه با جباران سخن می گویند سخن مرانید، و چنانچه با مستبدان،محافظه کاری می کنند از من کناره مجویید،…شنیدن سخن حق را بر من سنگین مپندارید،چه آن کس که شنیدن سخن حق بر او گران افتاد و پیمودن عدالت بر وی دشوار بود،کار به حق و عدالت بر او دشوارتر است، پس، از گفتن حق، یا رای زدن در عدالت باز مایستید، و من خویشتن را برتر از آن نمی دانم که اشتباه نکنم، و نه در کار خویش از خطا ایمنم، مگر که خدا مرا در کار نفس کفایت کند که از من بر آن تواناتر است.(۳۱)
پیام های احتجاب:
احتجاب زمامداران نه تنها ارتباط قلبی و معنوی میان مردم و زمامداران را سست و نابود می کند، بلکه آگاهی لازم برای اداره امور را از آنان سلب می کند.احتجاب ارتباط های انسانی را از بین می برد و ستم گری و بیداد به بار می آورد. امام این مطلب را در نامه ۵۳ خود به مالک اشتر یاد آور می شود:(۳۲) امام در نامه دیگری به قیس بن سعد بن عباده هنگامی که فرماندار آذربایجان بود نوشت که با مردم ارتباط داشته باش تا از عدالت منحرف نشوی و از هوای نفس دوری کرده و نزدیکان و خواص را بر مردم مقدم ندار زیرا قطع ارتباط با مردم موجب عذاب و آتش دنیا و آخرت است و هیچ آتشی چون جدایی زمامداران و مردم، نظام سوز نیست.(۳۳)
اخلاق سیاسی زمامداران:
در اندیشه سیاسی امام زمامداران باید پایبند اخلاق سیاسی باشند و به هیج وجه از مرزهای اخلاق و انسانیت فراتر نروند.قدرت انسان را دچار فساد می کند و مهمترین امر در اخلاق سیاسی زمامداران پایبندی آنها به حدود و قوانین اخلاقی است. امام هرگز حاضر نمی شد که به کسی ظلم و ستمی کند،جز به حق نمی اندیشید و به دنبال حاکمیت عدالت در جامعه بود تا مردم در رفاه و آسایش بسر برند و همه این اعمال را بدور از ریاکاری انجام می داد.امام علی (ع) نمونه کامل پایبندی به اصول اخلاقی بود و معاویه نمونه کامل عدم پایبندی به اصول اخلاقی در سیاست و حکومت بود(۳۴،۳۵،۳۶)
صراحت و صداقت:
در اندیشه سیاسی امام صراحت و صداقت از ویژگی های یک زمامدار است و همواره معتقد بود که زمامدار باید در گفتار و رفتارش صداقت داشته باشد(۳۷) و می فرمود که:«به خدا سوگند هرگز به اندازه سر سوزنی حقیقت را پنهان نداشته ام و هیچ گونه دروغی نگفتم.»(۳۸)
رسالت و وظایف زمامداران:
۱- اقامه حق و دفع باطل:
امام علی(ع) در سخنی با «ابن عباس» پیش از جنگ حمل در خارج از بصره این وظیفه را گوشزد کرد.به او فرمود: این کفش که دارم پینه می زنم چقدر می ارزد؟ ابن عباس گفت: هیچ ارزشی ندارد. حضرت فرمود:«والله لهی احب الی من امرتکم الا آن اقیم حقا او ادفع باطلا»(۳۹)مهمترین رسالت زمامداران اقامه حق و دفع باطل است. در حقیقت در سایه این وظیفه است که وظایف دیگر سامان می یابد و زمینه های سیر به سوی اهداف متعالی در دولت حق فراهم می شود و امنیت لازم در وجوه مختلفش رخ می گشاید و دینداری معنایی حقیقی می یابد.
۲- بر پا ساختن نشانه های دین:
رسالت دیگر زمامداران بر پاساختن نشانه های دین و فراهم کردن زمینه های دینداری است؛ زدودن پیرایه ها از دین و ارائه تصویری کامل از دیانت.امام در این رابطه فرمود:«خدایا تو می دانی آنچه از ما رفت، نه به خاطر رغبت در قدرت بود، و نه به خ
روح الله کلانتری: اطر رسیدن به چیزی از بهره های ناچیز دنیا، بلکه مقصد ما آن است که نشانه های دین تو را به جامعه بازگردانیم.»(۴۰)
۳-آشکارکردن اصلاح در سرزمین:
همه تلاش و همت زمامداران و رهبران جامعه باید اصلاحگری و به سامان کردن اوضاع اقتصادی ،سیاسی،احتماعی و فرهنگی در جامعه باشد. امام در این رابطه فرمود:« و نظهر اصلاح فی بلادک…»(۴۱) هدف ما این است که اصلاح را در شهرها ایجاد کنیم.
۴- ایجاد امنیت،رفاه و آسایش:
از مهمترین وظایف کلی زمامداران آن است که در وجوه مختلف فردی، اجتماعی،اقتصادی، سیاسی و اعتقادی برای مردمان امنیت فراهم کنند و به گونه ای برنامه ریزی کنند که رفاه و آسایش برای همه به خصوص مستضعفان و محرومان و اقشار آسیب پذیر جامعه فراهم آید. امام فرمود:«فیامن المظلومون من عبادک»(۴۲)
۵- بر پا داشتن حدود الهی:
مرزبانی و حفظ حریم ها و بر پا داشتن حدود الهی از مهمترین وظایف زمامداران است که باعث کرامت انسانی می شود امام علی (ع) در ضمن خطبه ای در آغاز خلافت خود به این رسالت زمامداران تاکید نمود:«(۴۳)
امام تاکید دارد که برپا داشتن حدود الهی هدفی والا در حکومت و از وظایف اساسی زمامداران است.:«و تقام المعطله من حدودک»(۴۴)
۶-ایجاد عدالت و فقر زدایی:
از نظر اندیشه سیاسی امام وجود فقر نشانه بی عدالتی است و هیچ فقیری گرسنه نمیماند مگر به سبب ستم توانگران، و مهم ترین رسالت زمامداران از بین بردن فقر و ایجاد عدالت در جامعه است.(۴۵ و ۴۶) بنابراین مهمترین وظیفه زمامداران مبارزه با گرسنگی ستمدیده (سغب مظلوم) و شکم بارگی ستمگر (کظه ظالم) است.
۷- ابلاغ موعظه و نصیحت و ارشاد مردمان:
از وظایف دیگر زمامداران در نگاه امام علی (ع) ارشاد و موعظه مردمان است و این رسالت پیوند میان حاکمان و مردم را صمیمانه و خیرخواهانه می کند(۴۷ و۴۸) هیچ جامعه ای با وجود حاکمیت سنت های غلط و فرهنگ منحط نمی تواند به سوی کمال مطلق سیر کند و رسالت زمامداران این است که در درجه اول این سنت ها و رسومات غلط،آداب و رسوم جاهلی،بدعت های دینی،قانون گریزی،بت سازی و ریا پروری را از جامعه پاک نماید.(۴۹ و۵۰)
۷-توزیع عادلانه درآمدها
برای جامعه سالم باید نظام اقتصادی استکباری و ظالمانه برچیده شود و نظامی عادلانه برای همه اقشار جامعه فراهم شود. رسالت زمامداران در اندیشه سیاسی امام علی (ع) رساندن سهم بیت المال به همه افراد جامعه است.(۵۱)
۸- افزایش درآمدها و تامین همه نیازها:
رهبران جامعه وظیفه دارند که درآمدها را با برنامه ای صحیح افزایش دهند و نیازهای مردم را تامین نمایند و بدین وسیله زمینه رشد و تعالی همگان را فراهم کنند. امام بر این امر تاکید دارد:«شما را بر من حقی است؛ ازجمله حقی را که از بیت المال دارید بگذارم(۵۲)
۹- تعلیم و آموزش مردمان:
زدودن جهالت و نادانی، و رساندن مردم به حکمت و دانایی وظیفه ای بنیادی که بستر تحقق مقاصد متعالی دولت اسلامی را فراهم می کند.امام بر این رسالت حاکمان تاکید دارد:« شما را بر من حقی است؛ از جمله: شما را تعلیم دهم تا نادان نمانید.»(۵۳) و نیز فرمود:«بر امام است که بر اهل ولایت خویش حدود اسلام و ایمان را تعلیم دهد.»(۵۴)
۱۰-تربیت و رشد اخلاق و فضایل اخلاقی در مردمان:
تعالی انسان و جامعه، و الهی کردن انسان و جامعه که غایت برنامه ها و اقدامات دولت اسلامی است، جز با تربیت و رشد دادن اخلاق و فضایل اخلاقی، آن هم با رفع موانع آن و ایجاد مقتضیات مناسب آن فراهم نمی شود.امام در این مورد فرموده است:« و شما را بر من حقی است؛ از جمله: آدابتان بیاموزم تا بدانید.(۵۵)جامعه ای که در آن فضایل اخلاقی حاکم باشد، جامعه ای سالم و متعالی است، و چنین جامعه ای پایدار و باقی است.
۱۱ـ احیای سنت های درست و در هم شکستن سنت های غلط:
هیج جامعه ای با وجود حاکنیت سنت های غلط و فرهنگ منحط نمی تواند به سوی کمال مطلق سیر نماید. رسالت حاکمان و زمامداران جامعه اسلامی است که در درجه نخست زنجیرهای اسارت و بردگی انسان را از دست و پای جامعه بزداید و تقلیدهای باطل و بی اساس را از بین ببرد و با احیای سنتهای درست به سوی حیات طیبه حرکت کند. پیروی کورکورانه از رهبران و بزرگان،توقف در ظواهر دینی، آداب و رسوم جاهلی،بدعت های دینی،فقدان بیداری اجتماعی،قانون گریزی،بت سازی و بت پروری،ریاپروری،تملق و چاپلوسی،و…بندهای سخت بر دست و پای جامعه اند و تا این بندها گشوده نشود جامعه به سوی فلاح و رستگاری نمی رود. امام خطاب به عثمان بن عفان فرمود: « فاعلم ان افضل عبادالله امام عادل هدی،فاقام سنه معلومه و امات بدعه مجهوله »(۵۶)
بدان که بهترین بندگان خدا نزد او پیشوایی است دادگر،هدایت شده و راهبر. پس سنت های معلوم را برپا می دارد و سنت های غلط و بدعت های مجهول را بمیراند. امید است این آموزه های دینی و الهی مورد توجه و عنایت حاکمان و زمامداران و مسئولان جامعه ما قرار بگیرد. انشاء ا…
منابع و مآخذ:
۱-نهج البلاغه،نامه ۶۲.
۲.روح الله کلانتری: – نهج السعاده،ج۵،ص۲۵۲.
۳-قرآن،قلم/۳۵.
۴-قرآن،نساء/۵.
۵-شرح غررالحکم،ج۶،ص۴۷۲.
۶-نهج البلاغه،کلام۱۳۱.
۷-همان،خطبه۱۷۳.
۸-قرآن ،بقره/۴۲و شرح ابن ابی الحدید،ج۳،ص۲۱۰.
۹-الامامه والسیاسه،ج۱،۱۲.
۱۰-کنزل العمال،ج۵،صص۷۶۴-۷۶۵
۱۱-نهج البلاغه،خطبه۱۶۴.
۱۲-همان،حکمت۷۳.
۱۳-همان،خطبه ۱۷۳.
۱۴-کتاب سلیم بن قیس،ص۱۸۲.
۱۵-شرح غررالحکم،ج۵،ص۳۴۹.
۱۶-نهج البلاغه،حکمت ۱۱۰.
۱۷-شرح غررالحکم،ج۶،ص۴۴۵.
۱۸-غررالحکم،ج۱،ص۳۴۲.
۱۹-همان،ج۱،ص۲۲۵.
۲۰-نهج البلاغه،خطبه،۱۶۰.
۲۱-همان،کلام۲۲۴.
۲۲-همان،نامه۴۶.
۲۳-همان,نامه۵۳.
۲۴-بحارالانوار،ج۴۱،ص۵۴.
۲۵-نهج البلاغه،حکمت۳۷.
۲۶-همان،نامه۴۵.
۲۷-معین،فرهنگ فارسی،ج۱،ص۱۵۳.
۲۸-نشاه الفکر السیاسی و تطوره فی الاسلام،ص۸۸.
۲۹-تاریخ ابن خلدون،ص۲۹۶.
۳۰-الامالی الصدوق،ص۴۴۹.
۳۱-نهج البلاغه،خطبه۲۱۶.
۳۲-همان،نامه۵۳.
۳۳-تاریخ البعقوبی،ج۲،ص۲۰۲.
۳۴-نهج البلاغه،کلام۲۲۴.
۳۵-همان.
۳۶-همان، کلام ۲۰۰.
۳۷-همان،کلام۱۶.
۳۸-همان.
۳۹-همان، خطبه ۱۳۳.
۴۰-همان، کلام۱۳۱.
۴۱-همان.
۴۲-همان.
۴۳-همان خطبه ۱۶۷.
۴۴-همان،کلام۱۳۱.
۴۵-همان،حکمت۳۳۸.
۴۶-همان،خطبه۳.
۴۷-همان،خطبه۱۰۵.
۴۸-همان،خطبه۳۴.
۴۹-همان،کلام،۱۶۴.
۵۰-همان،خطبه ۱۰۵.
۵۱-همان.
۵۲-همان،خطبه۳۴.
۵۳-همان.
۵۴-شرح غررالحکم،ج۴،ص۳۱۸.
۵۵-نهج البلاغه،خطبه۳۴.
۵۶-نهج البلاغه،کلام ۱۶۴
www.ulkamiz.ir



