یادداشت

یک خاطره از زنده یاد لقمان عظیمی

پایگاه خبری اولکامیز- جلال گل فعال اجتماعی و عضو هیئت تحریریه اولکامیز نوشت :

در گذشت نابهنگام بزرگ مرد صحرا چنان برای اهالی هنر سخت و دردناک بود که تمامی دوستان فرهیخته را به ماتم اندوه فرو برد مرحوم لقمان عظیمی با آن صدای دلنشینش در میادین گورش و  گوینده گی بی نظیرش در باب نمایندگان مجلس برای اهالی صحرا فراموش نشدنی است .

بخصوص در مجلس ششم هنگامی که شهید دکتر عظیم گل به مجلس راه یافت و برای تقدیر و تشکر از اهالی زادگاهش آمده بود برای گرفتن دعای خیر پیش مادر بزرگم اومد .

لقمان دده به مادر بزرگم گفت حاج خانم اینو می‌شناسی (اشاره به شهید دکتر گل)بنده خدا با صدای رسا و خنده گفت از مادرش هم بهتر می‌شناسم پسرم عظیم است تو را هم می‌شناسم لقمان جان بوسه ی بر پیشانی مادر بزرگم زد و گفت مرا را هم از اوجاق گرم عراز اخون (القه اخون)بی نصیب نذار.

این مصیبت وارده را به خانواده و دوستانش تسلیت می گویم و برای باز ماندگانش صبر جمیل از خداوند متعال مسئلت دارم.

عکس از : ح . ق . طریک

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا