آخرین دیدار با استاد بشارتی فر

پایگاه خبری اولکامیز – لطیف ایزدی: ماه گذشته هنگامی که در حال تهیه و تنظیم یادنامه دکتر سلیمان علاقی پزشک حاذق و مشهور ترکمن بودم. دکتر حیدری همسر فرهیخته ایشان زنگ زد و گفت یکی از دوستان قدیمی دکتر به نام استاد بشارتی، پیام همدردی و تسلیت پرمحتوایی نوشته که بهتر است در یادنامه منتشر شود.
روز بعد به استاد بشارتی زنگ زدم و از وی خواستم که word آن نوشته را برایم ارسال کنند. وی پشت گوشی به سختی حرف می زد. صدایش لرزان و نامبهم بود. دریافتم که حالش خوب نیست. به همین سبب در اولین فرصت با دو از دوستان اهل رسانه به عیادتش رفتیم. این اتفاق، درست یک ماه قبل ،دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ رقم خورد.
استاد گوشه اتاق در روی تخت دراز کشیده بود. لاغر و تکیده شده بود. به سختی نفس می کشید. در هنگام تکلم زبانش می گرفت.
از حضورمان چهره اش شکفت ما را به گرمی پذیرفت و بسیار شادمان شد.
آن مرد بلند قامت و استوار، آن عالم پخته و فرهیخته ، آن فرهنگی اهل قلم و شوخ طبع به علت بیماری سرطان، نحیف و ضعیف شده بود. به زحمت حرف می زد ولی دوست داشت سخن بگوید. آن شب استاد از مسائل مختلف فرهنگی اجتماعی روانشناسی صحبت کرد که همه شنیدنی بود.
اتاق کوچکش شبیه موزه ای بود که ذوق و خلاقیت و دلبستگی اش به مسائل فرهنگی را نشان می داد. در گوشه ای آثار و تالیفاتش به چشم می آمد. در دیوار اتاق تصاویر زیبا و خاطره انگیز و جملات پرمعنا و عبرت آموز دیده می شد که نگاه هر آدمی را به خود معطوف می ساخت.
استاد رجب محمد بشارتی فر گویی مرگ و پرواز خود را می دانست. به طوری که گفت: پیامی که برای درگذشت دکتر علاقی نوشتم شاید آخرین مطلبم باشد.
در آن شب استاد از دکتر علاقی به نیکی یاد کرد و گفت: من با او سالها دوست بودم گاهی دور همی داشتیم همسرش را می شناسم. سلیمان سه چهار سال از من کوچکتر بود. مرد بزرگی بود حیف که زود رفت.
استاد از مصاحبت و همنشینی ما سرمست بود. به طوری که همسرش که فرهنگی بازنشسته بود گفت از دیدن یارانش به ویژه دوستان همفکر و همدلش خوشحال می شود. دوست دارد با آنها بیشتر صحبت کند.
من که در سال های گذشته چند بار با استاد بشارتی چهره به چهره مصاحبه کرده بودم می دانستم که یکی از ویژگی های بارز استاد اهدای کتاب به علاقمندان است تا به ارتقای فرهنگ مطالعه در جامعه کمک کند. در پایان این دیدار هم بنا به عادت مألوف خود چند عنوان از کتاب هایش را به ما هدیه داد.
گفتنی است استاد رجب محمد بشارتی فر در سال ۱۳۲۸ هجری شمسی در محله امچلی بناور ( سیمین شهر ) چشم به جهان گشود ولی بیشتر عمرش را در شهر فرهنگ پرور گنبد گذراند و سرانجام هجدهم اسفند ۱۴۰۴ در این دیار تاریخی چشم از جهان فرو بست. مراسم تشییع این مرد بزرگ ساعت ۱۱ روز سه شنبه ۱۹ اسفند ۱۴۰۴ در مسجد بیگ زاده واقع در خیابان جامی غربی شهر گنبد برگزار می گردد. روحش شاد و یادش گرامی.
www.ulkamiz.ir









