گزارش

خاطرات حج عمره (قسمت نهم)

طواف خانه خدا

پایگاه خبری اولکامیز – امان محمد خوجم لی

فردا صبح آدرس هتل المنار التوحید را به چند مامور آبی پوش عربستان نشان دادم. گفتند از باب السلام بروید. رفتم توی راه هم از چند نفر پرسیدم و رسیدم به خیابان اصلی و در ایستگاه اتوبوسِ هتل نبود. در آن جا یک صراف بود. سئوال کردم صد دلار چند ریال سعودی می شود. اشاره کرد به روی شیشه مغازه که نوشته بود صد دلار ۳۷۵ ریال سعودی. دویست دلار دادم ۷۵۰ ریال سعودی داد. به ۱۵ ریال یک تاکسی دربست کردم به هتل آمدم.

برادرم حاجی ملا خدای بردی گفت تو حاجی شدی از احرام بیا بیرون. مقداری از مویم را از پشت سرم قیچی کرد. اما وقت نکردم از احرام بیایم بیرون، چون اتوبوس در آستانه ی حرکت بود. دوباره حرکت کردیم به سوی بیت الله. چون خانمم سعیده طاطاری ویلچری بود و چند نفر دیگر هم ویلچری بودند از کاروان ما حدود هشت نفر ویلچری بودند. ما دو نفر ویلچری یک پیرمرد بلوچ هم از خان به بین بود که دختر جوانش هدایت می کرد. ما دو نفر از آن شش نفر اولی یک لحظه جدا شدیم.

ما اول خیال کردیم آنها به صفا و مروه رفته اند ما هم راه صفا و مروه را در پیش گرفتیم. ولی آنها را نیافتیم. آنها اول رفته بودند به طواف خانه خدا و بعد صفا و مروه. مال ما برعکس شده بود. با آن دختر خانم جوان بلوچ پدرش را با ویلچر حمل می کرد در کنارش هم مادرش یواش یواش به اندازه ی توان خودش می چرخید، چرخیدیم. حساب کردیم مال من شش رفت و برگشت شده. ۵ دور اضافه چرخیده بودیم. یادم رفته بود حاجی نورجان آق گفته بود هر رفت و برگشت دو دور محسوب می شود. بعد رفتیم طواف خانه. دیگر حال و رمق نمانده بود. خستگی دیروز این هم از صفا و مروه امروز و ۵ دور اضافه.

برای طواف خانه خدا مجبور شدم یک کارگر بگیرم. اول گفت ۱۵۰ ریال، چونه زدم در نهایت به صد ریال راضی کردم. به این ترتیب عیال هم حاجی شد. موقع برگشتن باز تنها برگشتم و مسیر را اشتباه رفته بودم. دو باره می خواستم مسیر درست را پیدا کنم می بایست خیلی راه را با پای پیاده و ویلچر می رفتم.

خلاصه همان جا به چند تاکسی مراجعه کردم. سه تایش که اصلاً آدرس هتل را بلد نبودند. معلوم بود که عربستانی نبودند. بقیه هم یکی ۴۰ ریال گفت. یکی ۳۵ ریال در نهایت یک تاکسی را به ۲۵ ریال دربست کردم به هتل آمدم. هنگام برگشت صد ریال سعودی را حساب کردم حدود سه میلیون تومان می شد. این کارگر در عرض دو ساعت از من سه میلیون تومان گرفت، نوش جانش. اگر روزی ۵ نفر را به چرخاند، به پول ایران می شود روزی ۱۵ میلیون تومان. تعطیلی هم ندارد سالی دوازده ماه کارش هم تضمین است.

به یاد کارگران ایرانی افتادم برای هشت ساعت کار ۶۰۰ یا ۵۰۰ هزار تومان می گیرند. تقریباً ۳۰ برابر تفاوت. اگر کارگران در سایر شهرهای عربستان روزی ده میلیون تومان هم به پول ایران بگیرند باز هم بیست برابر تفاوت. این هم نتیجه اقتصادی ۴۶ سال مبارزه با امریکای مستکبر، برای مستضعفان ایران. این انقلاب قرار بود مستضعفان و پا برهنگان و کوخ نشینان را نجات دهد. ولی…

۲۹ مهر ۱۴۰۴

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا