روشنفکران لیبرال

پایگاه خبری اولکامیز – عزیز مامی زاده، سردبیر فصلنامه دانش صحرا :
آنچه که به عینه مشاهده می شود این است که روشنفکران لیبرال و شونیست های ملی و قومی در ایران هیچگونه نقدی بر سرمایه داری جهانی با ساختار امپریالیستی نداشته و ندارند ، چرا؟
چون جایگاه طبقاتی این روشنفکران به لایه های متوسط سرمایه داری و خرده بورژوازی جامعه تعلق داشته و عاری از خصلت های بالنده ی اجتماعی هستند. آنها از فرهنگ انبوه طبقات زحمتکش و کارگری جامعه فاصله های زیادی دارند و نگاه آنها به طبقه ی ثروتمند بیشتر یک نگرش توآم با حسرت رسیدن و آرزوهای قلبی هم پیوندی است.
اما هم و غم این روشنفکران ضدیت با ادبیات بالنده ، مترقی و اجتماعی محور جامعه است. آنها وقتی به ادبیات ملی خود مراجعه می کنند به سراغ فرهنگ های گذشته و باستانی رفته و دریافت های نوستالژیک گونه ی اندکی از آن گرفته و در سیاست هم حداقل در شرایط معاصر با فاشیسم و شوونیسم همسویی نشان میدهند.
در حوزهی تاریخ معاصر نیز هیچ نقدی بر تجاوز امپریالیستی در جنگ کره و ویتنام ندارند ، این روشنفکران حتی هیچ نگاه جانبدارانه با انقلابات اجتماعی در فرانسه ، روسیه، چین و هند و کوبا ندارند. آنها هیچ نقدی بر محکومیت امپریالیست ها در افغانستان ، عراق، سوریه و فلسطین نداشته و حتی در مواردی از اقدام سرمایه داری جهانی پشتیبانی میکنند.
در مورد تجزیه ی سرزمین یوگسلاوی سکوت کرده و کودتاهای امپریالیستی در اروپای شرقی را جشن میگیرند. آنها از انقلابات رنگی در ایران ، رومانی ، لهستان و دیگر نقاط جهان که توسط دخالت مستقیم و غیرمستقیم سازمان سیا تدارک و رهبری شده را تأیید میکنند.
از راهزنی آمریکا در ونزوئلا حمایت و از سقوط دولت ملی و مستقل سوریه پشتیبانی می کنند. آنها از هر گونه تغییر در جامعه ی ایران حتی با هدایت سازمان سیا با عناوین زن و حجاب حمایت کرده و برای برکناری حاکمیت در ایران لحظه شماری می کنند. آنها حتی از سلطه ی اسرائیل و آمریکا با مدیریت سازمان جاسوسی سیا در ایران دفاع می کنند.
این روشنفکران در قالب انجمنهای فرهنگی، هنری و اندیشکده های زرد فعالیت کرده و رسانه های مجازی را با کمک هدایت گرایانه ی مدیاهای یهودی – امپریالیستی راه اندازی می کنند . آنها در این روند از استادان لیبرال دانشگاه ها یاری جسته و جبهه ی ارتجاعی ، ضد ملی و ضد اجتماعی را سازمان می دهند و نسبت به ثبات و تحکیم آن تلاش می کنند.
اینجا ست که جوامع و مجموعههای مستقل و ملی هیچ راهی جز مدیریت بهینه در فضاهای فرهنگی و آموزش و انسجام جریانات ضد امپریالیستی در انجمنها و اتحادیه ها ندارند. در غیر اینصورت قافیه را به ارتجاع جهانی سرمایه داری می بازند.
هنگامی که امپریالیسم از تحرکات ضدملی و فرصت های پیش آمده ی محلی در سراسر مجموعه های ملی مورد نظر در جهان دست خالی باز می گردد به ترور، مداخله ، کودتا و حمله ی نظامی روی می آورد.
بهتر است که بازنگری شرایط با سنجه های لازمه عملی گشته و موقعیت نیروها و جریانات اجتماعی ضد ارتجاعی مورد مطالعه و پشتیبانی قرار گیرد و بخشی از وظایف تحول خواهان ترقی خواه شمرده شود اینجاست که طرد و افشای شوونیسم ، لیبرالیسم و روشنفکران آنها به وظایف انقلابیون مترقی و مردم گرا تبدیل می شود.
www.ulkamiz.ir



