پستههای خندان و ما ناراحت!

پایگاه خبری اولکامیز- بهرام یوسفی:
پسته دیگر خیلی گران شده. یادش بخیر، دبستانی که بودیم، پسته را در پلاستیک کوچکی بهعنوان تغذیه به ما میدادند.
انقلاب که شد، یک روز نزدیک چهارراه چهکنم گنبد کاووس، چند بچهسوسول روشنفکر توی آرایشگاه برلیان گنبد منتظر نوبت بودند و با هم بحث روشنفکری میکردند.
صاحب آرایشگاه علیآقا بود. اگر قرار بود کسی با مشخصات ظاهریاش به تصور آن روزهای من از روشنفکرها بخورد، علیآقا بود! یک شاگرد هم داشت به اسم یعقوب. تازگیها متوجه شدم که آقا یعقوب سهراه فرودگاه را برای آرایشگری دنبال میکند.
علیآقا موقع آرایشگری وانمود میکرد اصلاً چیزی نمیشنود، ولی برای جلب مشتری حرفهای تمامعیار بود. بیشتر معلمهای گنبد به سلمانی علیآقا میرفتند. موقع اصلاح سر، موهای مشتری را چنان ماساژ میداد که چشم مشتری از کیف، خمار میشد! خب، معلوم بود چرا معلمهای عزیز آنجا جمع میشدند!
راستش، من آن موقعها فکر میکردم روشنفکر یعنی کسی که موهای سرش ریخته، شبها که نور به سرش میخورد، انعکاس نور نشانه روشنفکری است! ولی اینها مو داشتند.
یکیشان میگفت: «لعنت بر شاه که با دادن پسته بهعنوان تغذیه، غرور دانشآموزها را میشکند و آبروی دانشآموز ایرانی را میبرد! با این تغذیه دادنشان! توی دبستان موز میدهند، کیک و کلوچه میدهند، ساندویچ مرغ میدهند، شخصیت دانشآموزها را خرد میکنند!»
راستش، حالا که به یاد آن ماجرا میافتم، از خدا میخواهم من را غیب کند، بدون اینکه کسی من را ببیند، ببرد به همان آرایشگاه برلیان. آنوقت با آخرین قدرتی که توی جونم دارم، چند پسگردنی محکم به آن روشنفکر بزنم، طوری که پنج تا معلق بزند و آبروداری یادش برود! بعد هم، بدون اینکه کسی من را دیده باشد، با دل خنک برگردم.
یکیشان را قشنگ یادم است، سبیلهای زردی داشت که تازه درآورده بود. خودش میگفت تمام شب گذشته کتاب «فرهنگ سیاسی» نوشته داریوش آشوری را خوانده و ذهنش پر از اصطلاحات سیاسی است. هرچه از دهنش بیرون میآمد، لابهلای جملههایش کلمههایی مثل آنارشی، امپریالیست، سوسیالیست و… پیدا میشد و تصور میکرد روشنفکر شده!
ببخشید، اصل صحبت یادم رفت، داشتم از پسته میگفتم. حالا که نمیتوانم بخورم، اجازه بدهید از مضراتش بگویم!
دانشجوی دانشگاه صنعتی اصفهان بودم، سال ۱۳۶۶. توی یکی از کلاسهای بیماریشناسی گیاهی، دکتر علی آهونمنش ماجرایی درباره پسته ایران تعریف کرد که هنوز پس از سالها توی ذهنم مانده. دکتر در همان سال رئیس مؤسسه پژوهشهای علمی و صنعتی کشور هم بود و سطح علمی استاد بسیار بالا بود.
استاد گفت در سال ۱۳۶۳، پستههای صادراتی ایران به دلیل آلودگی به آفلاتوکسین، سمی که بعضی قارچها تولید میکنند، از بازارهای خارجی برگشت خورده بودند. عددی هم گفت که فراموشش نکردهام: ۱۰٬۰۰۰ قسمت در میلیارد.
آفلاتوکسین سم خطرناکی است که ممکن است در پسته و بعضی محصولات غذایی دیگر به وجود بیاید. خطرش این است که پسته آلوده گاهی از ظاهرش با پسته سالم تفاوتی ندارد. گرما، رطوبت نامناسب و نگهداری نادرست میتوانند زمینه آلودگی را فراهم کنند، یعنی ممکن است چیزی که با خیال راحت میخوریم، از نظر ظاهری هیچ نشانهای از خطر نداشته باشد.
سالها بعد فهمیدم که ماجرای آلودگی و برگشت خوردن پسته ایران واقعیت تاریخی داشته. پژوهشهای ژاپنی نشان میدهند که از اوایل دهه ۱۳۶۰، بخشی از محمولههای پسته ایران به دلیل آفلاتوکسین برگشت میخوردند. در سال ۱۳۷۶ هم اتحادیه اروپا ورود پسته ایران را به دلیل این مشکل ممنوع کرد.
اما آن عدد عجیب چه معنایی داشت؟ اگر میزان آلودگی ۱۰٬۰۰۰ قسمت در میلیارد باشد، یعنی در هر کیلوگرم پسته ۱۰ میلیگرم سم وجود دارد، هزار برابر غلظت ۱۰ قسمت در میلیارد. برای مقایسه، حد مجاز آفلاتوکسین B1 در پسته آماده مصرف در اتحادیه اروپا ۲ قسمت در میلیارد است.
البته هنوز سند مستقلی پیدا نکردهام که عدد ۱۰٬۰۰۰ را به همان محموله سال ۱۳۶۳ مرتبط کند یا ثابت کند ارزان شدن پسته دقیقاً نتیجه عرضه محمولههای برگشتی بوده. آنچه خودم به یاد دارم، ارزانی پسته است، و آنچه از سخنان استاد در ذهنم مانده، روایت برگشت خوردن پستههاست. این دو خاطره برای من به هم گره خوردهاند، اما نمیخواهم چیزی را که هنوز اثبات نشده، بهعنوان واقعیت قطعی تعریف کنم.
اما این ماجرا برای من با خاطره دیگری هم پیوند خورده. خودم به یاد دارم که در یکی از سالهای آن دوره، قیمت پسته از کیلویی ۱۲۰ تومان به حدود ۶۰ تومان رسید.ششصد ریال رقم کمی نبود،اما خیلی سنگین هم نبود مادرم از این ارزانی خوشحال بود و پسته بیشتری برای خانه و هدیه به آشنایان میخرید. محمدبرادرم آن زمان در آنکارا چشمپزشکی میخواند و مادرم پسته را به دست مسافران میسپرد تا برای او ببرند.
آن روزها ارزانی پسته برای ما خوشحالی داشت، مادرم میتوانست بیشتر بخرد و برای پسرش هم بفرستد. اما سالها بعد، وقتی درباره آلودگی پستهها و برگشت خوردن محمولههای صادراتی بیشتر فهمیدم، آن خاطره قدیمی برایم معنای دیگری پیدا کرد. آیا ارزانیای که به یاد دارم، به ماجرای پستههای آلوده مربوط بود؟ این پرسشی بود که در ذهنم ماند، هرچند برای اثبات ارتباط این دو، سند مستقلی در اختیار ندارم.
حالا با این حساب، اگر کسی تصور میکند پسته خوردن فقط مزایا دارد، باید بگویم مسئله به این سادگی نیست. البته پسته سالم ماده غذایی ارزشمندی است و نباید پسته سالم را با پسته آلوده یکی دانست. خطر اصلی، آفلاتوکسینی است که ممکن است در بعضی محصولات غذایی وجود داشته باشد و از راه ظاهر محصول هم نتوانیم به وجودش پی ببریم. آفلاتوکسین B1 از عوامل شناختهشده خطر سرطان کبد است و قرار گرفتن در معرض آن، بهویژه در درازمدت، میتواند خطر ابتلا را افزایش دهد.
ما مردم مهربانی داریم، اما در تولید و عرضه محصولات کشاورزی هم گاهی بیاحتیاطیهایی صورت میگیرد که ممکن است سلامت دیگران را به خطر بیندازد. مسئله فقط پسته نیست، هر محصول غذایی آلودهای میتواند دردسرساز شود. برای همین، نظارت دقیق بر تولید، نگهداری و عرضه محصولات غذایی اهمیت زیادی دارد. غذایی که به سفره مردم میرسد، فقط یک کالا نیست، با سلامت و زندگی آنها سروکار دارد.
از طرف دیگر، وقتی آدم به هزینههای سنگین درمان فکر میکند، نگرانیاش بیشتر میشود. گاهی پزشک در یک دقیقه نسخه میپیچد و بیمار نگونبخت باید برای همان ویزیت کوتاه، تا دو میلیون و پانصد هزار تومان پرداخت کند. البته همه پزشکها را نمیشود یکسان دانست و درمان هم همیشه به همین سادگی نیست، اما هزینههای سنگین بیماری برای خانوادهها واقعاً کمرشکن است.
گاهی با خودم فکر میکنم دنیا چقدر به هم پیوسته است. ممکن است کسی امروز در تولید یا عرضه یک محصول غذایی، سلامت مردم را جدی نگیرد و فردا خودش یا خانوادهاش گرفتار بیماری شوند. ممکن است کسی از رنج دیگران بیتفاوت بگذرد و روزی خودش در موقعیتی قرار بگیرد که به کمک همان دیگران نیاز داشته باشد.
این زنجیره از هم جدا نیست، سلامت مردم، وجدان کاری، مسئولیت اجتماعی و حتی هزینههای درمان به هم مربوطاند. هیچکس بیرون از این چرخه زندگی نمیکند. شاید آدمها گاهی فراموش کنند که آسیب زدن به دیگران، همیشه در همان لحظه نتیجه خودش را نشان نمیدهد، اما زندگی چنان به هم پیوسته است که هیچکس نمیتواند با اطمینان خودش را برای همیشه بیرون از پیامدهای رفتار دیگران بداند.
پانویس :
آفلاتوکسین سمی طبیعی است که قارچهای کپکی Aspergillus flavus و Aspergillus parasiticus تولید میکنند. این قارچها در شرایط مساعد، بهویژه گرما و رطوبت، ممکن است پیش یا پس از برداشت به پسته و دیگر محصولات غذایی آلوده شوند. آفلاتوکسین B1 از قویترین مواد سرطانزای شناختهشده برای انسان است و با افزایش خطر سرطان کبد ارتباط دارد.
غلظت و خطر سرطان: برای آفلاتوکسین B1، غلظت مشخصی که بتوان آن را مرز قطعی آغاز سرطان در انسان دانست، تعیین نشده است. خطر به میزان و مدت تماس، مقدار مصرف و عوامل دیگری مانند ابتلا به هپاتیت B بستگی دارد. بنابراین، هرچه دریافت این سم کمتر باشد، بهتر است.
واحد اندازهگیری: در مواد غذایی جامد، یک قسمت در میلیارد (ppb) تقریباً برابر با یک میکروگرم در هر کیلوگرم است. بنابراین، ۱۰٬۰۰۰ ppb برابر با ۱۰ میلیگرم در کیلوگرم است، غلظتی بسیار بالا در مقایسه با حدود مجاز رایج.
حدود مجاز نمونه: در اتحادیه اروپا، برای پسته آماده مصرف، حداکثر آفلاتوکسین B1 برابر ۲ و مجموع آفلاتوکسینها برابر ۴ میکروگرم در کیلوگرم است. سازمان غذا و داروی آمریکا نیز برای آفلاتوکسین کل در پسته، سطح اقدام ۲۰ ppb را اعلام کرده است. این اعداد بر اساس مقررات هر منطقه تعریف شدهاند و مستقیما معادل یکدیگر نیستند.
نکته فنی: آفلاتوکسین ممکن است بدون تغییر آشکار در ظاهر یا طعم پسته وجود داشته باشد. تفت دادن معمولی نیز تضمین نمیکند که سم از بین برود، پیشگیری از آلودگی، خشککردن مناسب، انبارداری صحیح و آزمایش معتبر ضروری است.
www.ulkamiz.ir



