یادداشت

۹ نکته درباره انتخابات آینده

پایگاه خبری اولکامیز – رضا غبیشاوی  در عصر ایران نوشت: نام ۶ کاندیدای نهایی و رسمی  انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری اعلام شد: پزشکیان، پورمحمدی، سعید جلیلی ،‌ زاکانی،‌ قاضی زاده هاشمی و قالیباف.

۱- رقابت اصلی در مثلث سعید جلیلی، قالیباف و پزشکیان شکل خواهد گرفت.

۲- پیش بینی می شود برخلاف دو انتخابات قبلی، انتخابات آینده با مشارکت قابل قبول روبه رو خواهد شد. شمار بسیاری به ویژه در شهرهای بزرگ که در دو انتخابات قبلی،‌ رای نداده بودند این بار پای صندوق خواهند آمد و رای می دهند. احتمال اینکه انتخابات به مرحله دوم کشیده شود بسیار است. چه کسی رئیس جمهوری آینده خواهد شد؟ دو قطبی قالیباف – پزشکیان شکل می گیرد. پیروز میدان را سطح مشارکت،‌ مناظره های تلویزیونی، نسبت مشارکت بخش خاکستری و جو کلی جامعه تعیین خواهد کرد. جنس انتخابات ۱۴۰۳ شبیه ۱۳۹۲ است و نه ۱۴۰۰. 

۳- شوک اصلی، رد کاندیداتوری علی لاریجانی از سوی شورای نگهبان است. اینکه لاریجانی برچه اساس دوباره کاندیدا شد؟ اینکه چرا او نتوانست ردصلاحیت دوباره خود را پیش بینی کند؟ این نکته منفی درباره او به شمار می رود. او براساس کدام تحلیل یا خبر، دوباره کاندیدا شد؟ کدام فرد یا افرادی به لاریجانی برای تایید صلاحیت اطمینان داده بودند و حالا مشخص شد شکست خوردند. 

در حالی که همگان انتظار داشتند وقتی دوباره ثبت نام کرد و به سرعت ستادهای خود را برپا و رسما فعالیت های تبلیغاتی را آغاز کرد پس حتما از قبل درباره تایید صلاحیت خود اطمینان کسب کرده بود اما بعدا نتایج نشان داد این گونه نیست.

۴- از میان ۷ عضو دولت که برای کاندیداتوری ثبت نام کرده بودند جز قاضی زاده هاشمی (رئیس بنیاد شهید) همه رد شدند.
نه محمد مهدی اسماعیلی (وزیر ارشاد) که ۱۶ وزیر و معاون رئیس جمهوری برای او استشهاد دست نویس امضا کردند و نه بذرپاش که بسیاری فکر می کردند از گزینه های جدی به شمار آید.  قاضی زاده هاشمی هم به عنوان نمادی از دولت رئیسی به شمار نمی آید.

۵ –  عبدالناصر همتی در انتخابات سابق تایید شد اما در انتخابات فعلی، تایید نشد. اینکه در فاصله ۳ سال چه اتفاقی رخ داد تا شورای نگهبان یک کاندیدای تایید شده را رد کند نمی دانیم. این برای چندمین باری است که در شورای نگهبان اتفاق مشابه رخ می دهد. احمدی نژاد ۸۴ و ۸۸ تایید شد و در سه انتخابات ۹۶ و ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳ ردصلاحیت شد. با این حال، ۳ کاندیدای دوره قبل یعنی زاکانی، جلیلی و‌ قاضی زاده هاشمی دوباره حضور دارند.

۶- زاکانی بعد از انتخابات شهردار تهران شد. اگر او دوباره به سود یکی از کاندیداها (احتمالا سعید جلیلی) کناره گیری کند دوباره نقش پوششی خواهد داشت و این برای او یک رفتار ناپسند خواهد بود. اگر رقابت را ترک نکند بخش مهم و تعیین کننده ای از رای اصولگرایان را جذب خواهد کرد و این به ضرر اصولگرایان و به سود اصلاح طلبان است.

۷- کمتر کسی باور می کرد پزشکیان تایید شود. پزشکیان تا همین چند ماه قبل برای تایید کاندیداتوری مجلس هم با مشکل مواجه شده بود. پزشکیان به عنوان تنها کاندیدای واقعا اصلاح طلب، همه اصلاح طلبان را پشت سر خود جمع خواهد کرد. در میان ۶ کاندیدا ، ۵ اصولگرا و تنها یک اصلاح طلب هستند. شورای نگهبان اجماع اصلاح طلبان را راحت کرد و در مقابل، ۵ گزینه اصولگرایان، این اردوگاه را متفرق می کنند.

شورای نگهبان با رد لاریجانی، اجماع اصلاح طلبان بر سر پزشکیان را راحت کرد. اگر لاریجانی تایید می شد بخشی از اصلاح طلبان و حامیان مردمی آنها به سمت لاریجانی گرایش پیدا می کردند اما الان اجماع کامل در اردوگاه اصلاح طلبان در پشت سر پزشکیان است.

قابل پیش بینی است پزشکیان علاوه بر اصلاح طلبان، طبقه متوسط و بخشی از جوانان را جذب خواهد کرد. علاوه بر این او ظرفیت جذب رای استان های شمال غربی و غرب کشور را نیز دارد. پزشکیان،‌ یک دکتر واقعی است؛‌ پزشک و جراح قلب و از طبقه بالای اجتماعی است. وزیر بهداشت دولت خاتمی بود و چند دوره هم نماینده مجلس و نائب رئیسی مجلس. در همه مراحل هم سابقه قابل قبولی از خود به جا گذاشته است. پزشکیان می تواند رای بخشی از اصولگرایان و بخش های خاموش جامعه را نیز جذب کند.

۸- قالیباف از ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۳ ،‌ چهار مرتبه کاندیدای ریاست جمهوری شده است. قالیباف ۱۴۰۳ نسبت به ۸۴ و  ۹۲ و ۹۶ متفاوت است. او هر بار  توانست رای بخشی از جامعه را جذب کند. در ۸۴ بخش زیادی از طبقه متوسط را نمایندگی می کرد. در ۹۲ و ۹۶ اما به عنوان کاندیدای اصولگرا به میدان آمد. حالا اما با تفاوت های بزرگتر از قبل به میدان آمده است. 

۹-  رای اساسی اصولگرایان میان قالیباف و سعید جلیلی و زاکانی تقسیم خواهد شد. نسل جدید و افراد کم سن و سال به جلیلی و افراد سن بالاتر به قالیباف و زاکانی رای خواهند داد. این هدیه خوبی برای اردوگاه پزشکیان است. حامیان سعید جلیلی و زاکانی در جامعه ایرانی اندک اند. آنانی که مثل این دو رفتار و گفتار داشته باشند. به ویژه سعید جلیلی که سابقه مسوولیت او در مذاکرات هسته ای در سال های ۸۶ تا ۹۲ تاکنون در مقابل دیدگان همه است. انتقال پرونده هسته ای ایران از آژانس به شورای امنیت در دوره او رخ داد تا برای اولین بار تحریم های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران تصویب شود و کشور وارد کلافی شود که تاکنون نه با دست و نه با دندان باز نشده است.

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا