آیا پیشنهاد جواد ظریف برای مذاکره با امریکا شرافتمندانه است؟ ( بخش دوم )

پایگاه خبری اولکامیز –دکتر احمد مرادپور، حقوقدان ترکمن و صاحبنظر مسائل سیاسی اجتماعی:
در یادداشت پیشین آوردیم که به علت نوع نگاه ترامپ به میز مذاکره به عنوان ابزار فریب ، جمهوری اسلامی ایران امریکا را غیر قابل اعتماد شناخته و هرگونه پیشنهادی در این حوزه را رد می نماید لذا به تبع ان ، پیشنهاد جواد ظریف نیز غیر عاقلانه تلقی می گردد .
در بررسی پیشنهاد جواد ظریف باید اندیشید که اساسا در شرایط کنونی که وضعیت ژئو استراتژیک ایران موجب میدان داری ایران و استیصال امریکا گردیده چرا باید مذاکره کرد؟
وقتی کشور در موقعیت برنده بوده و امکان تحمیل اراده ، شکست دشمن و در نهایت امکان امتیاز گیری کلان در میدان جنگ وجود دارد کدام سیاستمداری توصیه می کند که باید میدان را ترک کرده و پای میز مذاکره نشست ؟
سیاستمدارانی چون جواد ظریف ، صادق زیبا کلام یا حسن روحانی با آن جمله معروف ( امریکا کدخدای حهان است)
چنان خودباخته غرب می باشند که سپردن هرگونه فرصت نمایندگی ایران به ایشان خطایی کلان و راهبردی می باشد.
در این بزنگاه تاریخی که ما شاهد شکاف در پیمان آتلانتیک شمالی بوده و تمامی قدرت های اروپایی هرگونه همکاری با ترامپ در رویارویی با ایران را رد می کنند و ما شاهد شکل گیری نظمی جدید در مفهوم قدرت جهانی هستیم، پیشنهاد باز کردن تنگه هرمز، آتش بس و مذاکره با امریکا، کمک به امریکا برای تنفس و بازحمله نیست ؟
البته باید افزود در تاریخ صد سال اخیر ایران دولت مردان فاسدی که به نفع بیگانه کار کرده اند کم نبوده اند وزرا و دیپلمات هایی که در رویدادهای منجر به تنظیم قراردادها و واگذاری امتیازها پیشقدم بوده اند چونانکه میرزا حسین خان سپهسالار درقرارداد رویتر.
جواد ظریف نیز فردیست که در پرونده برجام ،تعلیق (suspend)را بجای لغو تحریم ها در مذاکرات پذیرفت، پذیرفت اما در مقابل خبرگزاری ها وملت ایران ماهیت موضوع را انکار می کرد ، برجام دارای snapbak بود اما ظریف لاپوشانی نموده و در روبروی دوربین ها ادعا می کرد تحریم ها لغو شده و غیر قابل بازگشت است ، در ان زمان اعتراض ها به ادعای ظریف وجود داشت اما جو سیاسی غالب در دولت روحانی افکار عمومی را به سمت پذیرش سخنان ظریف هدایت میکرد ، اما با گذشت زمان و با بازگشت تحریم ها و ارجاع پرونده ایران به ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل فقدان صداقت این دیپلمات برملا گردید
به جرات می توان گفت خسارت قراردادی که از ناحیه جواد ظریف به ایران وارد گردید در عمر جمهوری اسلامی بی نظیر بوده است
البته جواد ظریف و همفکران وی تنها نیستند آنها یک سامانه فکری هستند که از توانایی پروپاگاندایی بالای برای درگیر کردن اذهان عمومی برخوردارند باعتقاد بنده امروز جهاد تبیین شفاف سازی پروژه های ایشان است.
جنگ ها دائمی نیستند و طرفین مخاصمه به هرحال روزی پشت میز مذاکره می نشینند اما مهم است که در موقعیت بازنده جنگ گفتگو می کنند یا برنده آن ، موقعیت بی نظیر کنونی ایران که سبب شکاف بین متحدان بزرگترین پیمان نظامی جهان گشته و از طرفی اقتصاد جهان را تحت تاثیر قرار داده به ما حکم می کند تا زمان حصول دستاوردهای مهم به جنگ ادامه دهیم
یکی از اصول حاکم بر تاریخ جنگها، درخواست صلح از سوی طرف بازنده جنگ است ، همیشه طرف بازنده برای جلوگیری از آسیب بیشتر( پیدا و نهان) و توقف در وضع موجود ، پیشنهاد مذاکره می دهد، در رویارویی کنونی نیز امریکا به علت اسیب پپذیر بودن متحدان منطقه ای ، فشارهای داخلی به علت انتخابات پیش رو، و گسترش فقر جهانی پیشنهاد مذاکره می دهد، با اوصاف موجود چرا باید از هیمنه پوشالی امریکا واهمه داشته باشبم، امروز پروتکل شهید سرافراز حاج قاسم سلیمانی که می گفت ؛ میدان مقدم بر دیپلماسی است ؛ بر ما مشهود شد ، توانایی ما در میدان، بازنده و برنده میز مذاکرات را تعیین خواهدکرد
چرا ما برنده جنگ هستیم؟
در جنگ های نامتقارن آنچه میتواند برنده جنگ را معرفی کند سطح تاب آوری هریک از طرفین است.
اگر امریکا در صد سال اخیر قویترین ارتش جهان را داشته است این لزوما به معنای برنده هر جنگ نیست ما برای بزانو دراوردن امریکا قوی ترین سلاح را در اختیار داریم.
امروز تنگه هرمز به عنوان گلوگاه حیات اقتصاد جهان در اختیار ما است امروز ما تعیین میکنیم کدام کشورها در سطح جهان جهان از نفت ،گاز مایع مصرفی ، گاز هلیوم ، اوره و دهها مشتقات دیگر استفاده کنند ، اگر اقتصاد جهانی میتواند بسته شدن تنگه هرمزو عوارض ناشی از ان را تحمل کند ماهم می توانیم جنگ را تحمل کنیم .
در فرض مذاکره ، بستر اصلی احترام به حقوق طرفین است و اگر رییس جمهور بی ادب ، گستاخ و بیمار امریکا ، اصول حاکم بر مذاکرات بین الملل را بپذیرد شروط ذیل از طرف کشور ما می تواند مقدمات بنیادین ورود به سایر جوانب گفتگو باشد
یکم)
پذیرش پرداخت غرامات توسط کشور های متخاصم ودول همراه( عربستان ،قطر ، امارات،کویت و بحرین) جزء مقدمات مذاکره است ، در این معنا که در صورت پذیرش پرداخت غرامات امکان ورود به مرحله بعدی وجود داشته باشد.
دوم)
عدم مداخله در حق اعمال نظارت دائمی برای ایران
و عمان در آب های سرزمینی برای پایش تنگه هرمز و پذیرش رژیم حقوقی جدید دریایی
سوم)
همه افراد دارای تابعیت ایرانی که مطابق احکام صادره از محاکم ایران مجرم شناخته می شوند از خاک کشور ایالات متحده اخراج گردند .
چهارم)
عدم مداخله در صنعت هسته ای ایران ولو در صورت خروج از NPT
پنجم)
احترام به اصل حاکمیت سرزمینی و عدم مداخله در مورد توان نظامی یا شیوه اعمال سیاست های داخلی
ششم)
رفع تحریم های جهانی امریکا
با توجه به وضعیتی که بر شمردیم پذیرش هر گونه پیشنهاد مذاکره از سوی امریکا تا زمان درماندگی کامل امریکا عاقلانه، شرافتمندانه و عزتمندانه نیست پس از ان نیز شایسته است پذیرش هرگونه مذاکره متوقف به پذیرش شروط بازدارنده باشد.
*اولکامیز: انتشار این مطلب در راستای انعکاس افکار مختلف و ایجاد بستری مناسب برای تضارب آرای صاحبنظران و تحلیلگران بوده و لزوما به منزله دیدگاه سایت اولکامیز نمی باشد.
www.ulkamiz.ir


