مقالات

ذکر یک نکته در مطلب مارکوپولوی ترکمن

توضیحی بر دنیا روی شاخ گاو قرار دارد

پایگاه خبری اولکامیز- عثمان آخوند نظری یکی از همراهان روحانی و اهل نظر و قلم اولکامیز نوشت :

سلام بر اولکامیز بر مخاطبان هم برخوانندگان هم بر کاتبان .  تبریک سال نو هزار و چهار صد . الهی دلار بشه هزار و چهار صد . یارانه ها  بره بالای چهار صد . هزینه ها بیاد پایین چهار صد. با دعای خیر  و  آرزو ی خوب به شرق و شمال و غرب وجنوب.

بخش اول – و اما در این کانال وزین اولکامیز در روز سه شنبه ۱۰ فروردین مطلبی دیدم  با عنوان مارکوپولوی ترکمن که جناب ایزدی مدیر توانمند این کانال نگاشته  به خاطرات و زندگی پربار ولی محمد خوجه پرداخته است. نوشته بود که  خوجه از کودکی آدم پرسشگری بود و در آن ایام ، یک روحانی واعظ در یک سخنرانی وقتی که گفته بود دنیا روی یک گاو ایستاده است و خوجه هم با تعجب از او سؤال کرده  که چطور ممکن است دنیا روی یک گاو بایستد ؟!

آن روحانی محترم جواب قانع کننده ای نداده بلکه تکفیر کرده بود !

من حقیر در حد سواد و درکم درباره ی قصه ی آن گاو و دنیا میخواهم کمی توضیح بنویسم ولی لازم میدانم  عرض بکنم که  این فقط یک شرح قصه درحد و توان خودم ازقصه  است و جناب ایزدی ، با اینکه شما آن قصه را یک باور قدیمی خوانده بودید ،  نقدی بر نوشته ی شما نیست ، اساسا من آدم اهل نقد و نقادی نیستم چون  سواد نقد را ندارم .این راعرض کردم که یک وقت اشتباهی از دست من ناراحت نشوید و  از اینکه چند ماه پیش هم  با آقای ایگدری بحثی بیهوده کرده بودم نادمم و اکنون در ابتدای این سال نو  از آن بزرگوار نیز عذر خواهی می نمایم که اسائه ادب مرا به بزرگی خود ببخشند  .

جناب ایزدی شما در آن مطلب ، آن قصه را یک باور قدیمی گفته بودی! منظور از باور قدیم را زیاد متوجه نمی شوم اگرمنظورتان این باشد که مثلا آدم های ۵۰ سال قبل و قبل تر اینچنین باورهایی داشتند ولی الان دیگربا پیشرفت حیرت آور علم و فن و هنر دیگر کسی قصه های قدیمی را باور نمیکند!

میخواهم عرض بکنم که در زمینه ی باور ، آدمی دو نوع باور دارد یکی آنچه را که باچشم  میبیند را باور میکند که جایی برای شک و نفی کردن نیست و دیگری بادلیل و برهان .

مسائل و بحث هایی مثل وجود خداوند و ملائکه و دنیای آخرت ، بهشت وجهنم یا هفت آسمان هفت زمین و امثالهم ازنوع دوم و با دلالت قرآن میباشند و  یک مسائل اعتقادی و باور قلبی  است و باور قلبی نیز قدیم و جدید ندارد باور باور است مشمول زمان ومکان هم نیست . مثلا یک آدم معتقد که به وحدانیت خدا باور دارد در همه ی زمان  ومکان همان باور را دارد . ولی کیفیت یا عیار باور به این است که همه‌ی آن چیزهای غیبی را که برشمردیم باید قبول داشته باشد !

مثلا یک آدم معتقد خدا را قبول داشته باشد لازم است که آخرت، ملائکه، بهشت ، جهنم و همه‌ی چیزهای غیبی را هم باید قبول نماید چونکه کیفیت ایمان با آن مسائل هفتگانه کامل میشود . آنگاه آن قصه ی گاو ودنیا را ، البته اصلاح می نمایم که قصه ی گاو و دنیا نبوده بلکه قصه ی گاو و زمین است را  خدای متعال در قرآن تعریف کرده است که در ذیل ، متن عربی و فارسی آن قصه را میاورم که هیچ شکی نیست.

این قرآنی که در نزد حدودا یک میلیارد و نیم مسلمان جهان ، مقدس میباشد  یک کتاب و از سه بخش تشکیل شده است. یک بخش توحید ، یگانگی خدا را تعریف می‌کند. یک بخش قصه های انبیاء و امت های پیشین را تعریف می‌کند. و بخشی نیز احکام میباشدکه به فرد مسلمان  زیستن را یاد می دهد که بشر چگونه زندگی بکند در دنیا و آخرت با سعادت خواهد بود .

ما که الان در ابتدای قرن پانزدهم هجری شمسی قرار گرفته و شاهد پیشرفت تمام عیار علم و هنر و تکنولوژی در دنیای به عبارتی  واقعی  هستیم به سختی دنیای ماورائی را باورمیکنیم زیرا چنانکه پیشتر گفتم ذات بشر آنچه که میبیند یا به عقل قبول می‌کند را بیشتر و راحت تر باور می‌کند و میپذیرد و درقرآن هم بعضی قصه ها  هستند که باعقل ناقص بشری جوردر نمیاید و همخوانی ندارد مانند قصه ی آن گاو و زمین بنابراین قبول نمی کنند.

اتفاقا همین باور نکردن بیشتر انسانها به دنیای ماورائی باعث مشکلات دنیوی و اقتصادی جوامع بشری از جمله کشور ما ایران است! زیرا آدمها یی مثل خاوری که آخرت یاقیامت را باور ندارند با خیال راحت سرقت های بزرگ و جنایتهای بزرگ انجام میدهند اگر واقعا به روزی که باید جواب پس بدهد اعتقاد داشتند هرگز آن کار را نمیکردند .

هر آدمی اگر اعتقاد راستین داشته باشد مراقب یا نگهبان لازم نیست و اساس دین و مکتب انسان سازی است در باب معرفت و خداشناسی و ایمان ، آن باوری ارج وقرب بیشتر ی دارد که سمعاً و اطاعتاً باشد . معنی این جمله این نیست که ما پرسشگر نباشیم .

خوانندگان گرامی راستش باور قصه ی مذکور هم درعصری که ما زندگی میکنیم شاید قدری مشکل باشد ! اینکه یک موجودی بنام فرشته زمین به این بزرگی و گستردگی  که هیچ انسانی  نمیداند انتهایش کجاست رابردوش خود نگهدارد .!! خیلی خیلی عجیب است!! ولی خداوندمتعال به این صورت قدرت خودرا به بندگانش میفهماند تا بندگان خدا با اعتقاد کامل وخلوص نیت عبادت نمایند .

بخش دوم – درکتاب تفسیر الصاوی ، نوشته ی علّامه صاوی رحمه الله ؛ جلد۶ صفحه ۲۲۱۰ درتفسیر سوره نون آمده است که : خداوند زمین را  هفت لایه  آفرید و چون زمین کره وی بود متحرک بود و روی جسم متحرک زندگی کردن بشری ممکن نبود فرشته ای را از تحت عرش به زمین فرستاد.

فرشته به زمین فرود آمده و داخل زمین فرو رفت تا زمین را  بر دوش خود نگهدارد ولی  زیر پاهایش چیزی نبود که قرار بگیرد پس خداوند متعال از جنت فردوس گاو نری فرود آورد که آن گاو چهل هزار شاخ و چهل هزار پا داشت تا روی گردن آن گاو نر فرشته پا گذارد لیکن پاهای فرشته باز ثبات نیافت که خداوند قادر و متعال یاقوت سبز اعلی را از جنت فردوس انتخاب کرده و این یاقوت مسطح را بمانند.

زین روی آن قسمت از گاو که مثل کوهان شتر برآمدگی دارد ، میان آن برآمدگی و گوش گاو نهاده است تا که در روی آن یاقوت مسطح پاهای فرشته قرار گرفت و شاخ های آن گاو نر ازکناره های زمین در آمده و دوتا دماغش هم از آب دریا بیرون آمده است و روزی یکبار نفس عمیق میکشد.

هنگامی که گاونر نفس میکشد دریا مدکرده و هنگام بازدم دریاجزر میکند . اما زیرپاهای آن گاو خالی بود که خداوند تبارک و تعالی یک صخره بسیار بزرگی آفریده زیر پاهای گاو گذاشت ولی باز زیر صخره خالی بود که خداوند متعال این بار یک ماهی بزرگی را خلق کرده است نام آن ماهی بزرگ را نون میگویند .

ماهی در دریا و دریا در داخل باد قرار دارد و به هرسو که خداوند اراده نماید آب دریا جریان پیدا میکند .

کل دنیا به قدرت باریتعالی فقط با گفتن دو حرف کاف و نون (کن) آفریده شده است.

خداوند متعال همه‌ی ما را به راه راست هدایت فرموده و بعد از آن گمراهمان نکند و نلغزاند .

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا