یادداشت

صدای عشق و عدالت

پایگاه خبری اولکامیز – همرا نوری زاده قرجه:

در تاریخ اقوام، گاه صدایی می‌خروشد که نه تنها زبان گویشورانش را، بلکه روح سرزمینش را زنده می‌کند. مختوم‌قلی فراغی، شاعرِ شوریده‌دل و فرزانه‌ ترکمن، از آن صداهایی‌ست که قرن‌ها پس از خاموشیِ جسم، هنوز در جان مردم می‌تپد.

امروز، در دویست‌ونود‌ودومین سالروز زایش این میراث‌دار درد و دانایی، ما نه فقط تولد شاعری را گرامی می‌داریم، بلکه به پیشگاه اندیشه‌ای تعظیم می‌کنیم که در اوج سادگی، شکوه انسانیت و حقیقت را فریاد زد.

فراغی، زبان مردمان بی‌صدایی بود که می‌خواستند عدالت، عشق، دین و وطن را در قالبی از نور فریاد کنند. او چون آینه‌ای پاک، رنج مردم را بی‌پیرایه بازتاب داد و شعرش را پل پیوند زمین و آسمان کرد.

در جهانی که واژه‌ها گاه رنگ می‌بازند، اشعار مختوم‌قلی هنوز بوی خاک و آب و آفتاب می‌دهد. هنوز که هنوز است، صدای او از دل دشت‌ها برمی‌خیزد، در دل کودک ترکمنی زمزمه می‌شود و در چشمان مادر سالخورده‌ای برق امید می‌زند.

او نه تنها شاعر بود، که حافظِ هویتِ قومی و صدای بیدار یک تاریخ گمشده. نامش را با عشق، راهش را با آگاهی و یادش را با افتخار گرامی می‌داریم.

به احترام صدایی که خاموش نشد. به افتخار شاعری که هنوز می‌نویسد.

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا