گفتگو

مصاحبه با استاد عاشور گلدی گرکزی – قسمت دوم

از شاگردی تا استادی

پایگاه خبری اولکامیز – عطامحمد فروز – عضو تحریریه اولکامیز

 این مختوم شاعر که دوتار افسانه ای را از او خریدید دقیقا چکاره بود؟ اگر شاعر بود این دوتار افسانه ای دستش چکار می کرد؟
شاعر بود هم شعر می گفت و هم شعر می خواند البته نوازندگی هم می کرد با اینکه خیلی از آهنگ ها را بلد بود بنوازد ولی دوست نداشت خیلی حرفه ای باشد.

نپرسیدی این دوتار را چگونه به دست آورده؟ آن را کسی ساخته ؟ یا از جایی خریده؟ عمر دوتار چقدر بوده؟
چیزی راجع به خرید نگفت فقط گفت که این دوتار چهل سال دستش بوده است و قبل از آن را اطلاعی نداشت و با احتساب زمانی که دست من است عمرش ازیک قرن می گذرد.

اگر بخواهید این دوتار را بفروشید فکر می کنید چه قیمتی می خورد؟
نمی خواهم بفروشم انشاءالله زمانی دست اهلش بیفتد ولی سه چهار سال قبل گروهی پیگیر خریدش بودند آن زمان آنها ۱۵۰میلیون تومان پیشنهاد کردند و من قاطع به آنها گفتم که فروشی نیست.

بعد از این معامله با مختوم شاعر رفت وآمد هم داشتی و یا بعدش کلا همدیگر را ندیدید؟
دیگر ندیدمش ولی بعدها یکی خبر داد که او در بستر بیماریه، به سرعت خودم را به خانه اش رساندم و از او عیادت کردم .

 این عیادت چند مدت بعد بود یعنی دو سه سال بعد بود یا ده ها سال بعد ؟
خیلی وقت بعد بود من آن زمان خواننده ای مشهور شده بودم و به قول معروف “وقت سر خاروندنم نبود” دقیق نمی دانم خیلی سال گذشته بود.

بعد او شما را شناخت و یا به قول معروف “تحویلت گرفت” ؟
اول نشناخت‌ بعد که خودم را معرفی کردم و دوتار را نشانش دادم شناخت،گفت از دستم بکش تا بتونم بنشینم منم اینکار را کردم گفت با اون دوتار برایم آهنگ بخوان من هم دو تا آهنگ از مختومقلی را برایش اجرا کردم.

یادته چه آیدئمی خواندی؟می تونی اشاره ای بهش بکنی؟
آره ” ای یارانلر آدمزاد معنی بیلمز یاشندا /  پیغمبرینگ امتی هیچ بولمز یوز یاشندا ”

چرا آهنگی از یاس خوندی؟ اگر از امید می خوندی بهتر نبود؟
آره اون هم متاثر شد و گفت پس من رفتنی هستم بعدش دو باره اینو خواندم و گفتم:” پیغمبرنگ امتی ایمان بولسین باشندا  ” و او خندید.

حالا دوباره برگردیم به اول بعد از گرفتن دوتار از چه کسی آموزش گرفتی؟ چون دوتار زدن هم بلد بودی احتمالا آغوش ها برایت باز بوده است؟
خیر نزد استاد نظرلی محجوبی رفتم او تستم کرد وسری به علامت نا رضایتی تکان داد البته چند بار دیگر نزدش رفتم و آمدم و آموزش گرفتم ولی چون نتها را قاطی می کردم عذرم را خواست. و گفت برو هروقت بهتر شدی برگرد، بقیه هم از من دور بودند و نمی شد پیششان بروم.

عجب! اگر نزد استاد نرفتی پس چطور تونستی ساز بزنی ؟بدون آموزش و با تمرین خشک خالی هم که نمیشه باخشی شد؟
جوان اگر بگویم باورت نمیشه من دوسال تمام پای رادیو عشق آباد نشستم و هنگامی که ساز خالی و یا آیدمی پخش می کرد به دقت گوش می دادم و بعد شروع به تمرین می کردم این گونه شد که تقریبا دست به دوتارم خیلی بهترشد.

حالا بعدش چطور شد من نپرسم دیگر خودت توضیح بده؟
دو باره نزد استاد نظرلی محجوبی برگشتم او این دفعه کار مرا پسندید ومرا به شاگردی قبول کرد و ۷ سال تمام در خدمت استاد نظرلی محجوبی بودم.

کی به درجه استادی رسیدی دوست دارم جریان « پاتا » ؛ یا همان اجازه و رخصت کار حرفه ایت را بدانم هر چند که حدسش سخت نیست « پاتا » را به احتمال زیاد از استاد نظرلی محجوبی باید گرفته باشی ؟
بله بعد از ۷ سال همکاری با استاد که هم کمک نوازنده بودم و هم گاهی بخشی گری می کردم به یک عروسی در روستای امان قرجه رفته بودیم و آنجا گویا اجرای فوق العاده ای داشتم طوری که صاحب عروسی مبلغ ۲۰ تومان آن زمان به من انعام داد و من نیز آنرا همانجا درجیب استاد گذاشتم واستاد در همان مجلس به من پاتا داد و اینگونه شد که من به دنبال اجرای مستقل رفتم.

ادامه دارد

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا