ادبیات
بوی مرغ

پایگاه خبری اولکامیز –
بوی مرغ و مرغدان آید همی
به گمان از تخمدان آید همی
هر که استشمام کرد این بوی را
همچو منگ و لولیان آید همی
ز بی برقی زنیم از خانه بیرون
تو می گویی خوابمان آید همی
شهر ما خو کرده با این مشکلات
مشکلات چون پهلوان آید همی
آن یکی مسؤل گفتش حل کنیم
این یکی چون با امان آید همی
تا که شد چوپان مشکلها زیاد
مستمندان را فغان آید همی
بوی اشغال و زباله کم نبود
بوی مرغ از آشیان آید همی
آن یکی مالش فزون زین ماجرا
شاید او از شهر جان آید همی
سهم ایشان را کباب و بوی جوج
بوی ما از ماکیان آید همی
آفتاب است و لگن هفتاد دست
بی نهار و شام خوان آید همی
شهر ما نامش ز قلعه شد سفید
این سیاهی ها گران آید همی
شعز از: محمدصفا سیدی
WWW.ULKAMIZ.IR
لینک کوتاه خبر : https://www.ulkamiz.ir/?p=47703


