مقالات

خلیفه راشد اسدالله الغالب علی ابن ابیطالب رضی الله عنه

پایگاه خبری اولکامیز – احمد مرادپور ، دین پژوه : بعد از شهادت خلیفه مظلوم عثمان ابن عفان ، باغیان بر او ، که می گویند مردانی از اجتماع کوفیان و مصریان  و بصریان بودند  به مکافات خویش انچنان که می بایست نرسیدند.

این خلیفه کشی اما  آغاز شورشی رسمی را علیه امیر مومنان در قامت حکمران سیاسی سبب گردید و چنانکه انتظار می رفت با  قتل خلیفه راشد  قبح   بغی  و باغی نیز فرو ریخت و  این یورش یه دارالخلافه  ، گر چه  فتنه اول نام گرفت اما آغاز راهی شوم را بنا نهاد که علی  مرتضی میراث دار ان گردید .

خون ریخته خلیفه شهید  بر مصحف شرف آغاز صحابه کُشی میان اعراب را سبب گردید انچنانکه اصحاب بدر ، شجره مبشره نیز  در مقتل های پی در پی بر یکدگر  تیغ کشیدند و چندانکه  علی مرتضی نیز بدان گرفتار آمد.

شورش  بر خلیفه  مسلمین یا همان  فتنه اول  آغاز ایستایی و توقف در روند کشور گشایی و گسترش اسلام  را سبب گردید با شهادت خلیفه سوم ، نور چشمان  پیامبر اسلام ، لشگر اعراب از  پیشروی خویش در خاک خراسان و سیستان در ایران  بازماندند و سپاه شام نیز در قسطنطنیه زمینگیر شد  و بیزانس  را نیز  مجالی برای باز احیاء خویش فراهم آمد.

باغیان بر خلیفه چنین بر استدلال بودند که راه امیر  المومنین عثمان  در حکمرانی بر خطاست  و بر او شوریدند  ، پاره ای بر این عقیده اند  که آتش فتنه را نخست عبدالله ابن سباء یهودی بر افروخت و به کناری نشست و حریق  مسلمانان را نگریست.

پس از خلیفه شهید علی ابن ابیطالب به عنوان خلیفه چهارم بر مسند خلافت  امپراطوری نوپای اعراب تکیه زد لیکن فتنه آغاز گردیده بود و حجاز ناارام بود.

چهار ماه نگذشته بود که اصحاب رسول تیغ بر یکدیگر کشیدند و جنگ جمل نام گرفت و سپس فرمانروای شام معاویه ابن ابو سفیان  در صفین به رویارویی برخاست و دیپلماسی عمرو عاص  بر میدان چیره گردید.

حکمیت بیش از انی که علی مرتضی گمان می نمود خیمه و خرگاه هواداران را بر باد داد و ناراضیان گفتگو  در قامت خروج بر امدند و به سال ۳۸ در نهروان لا حکم الا الله گویان  گرد آمدند.

اگرچه امیر المومنین علی بر باب مدارا بود و  و پرچم عفو بدست ابو ایوب انصاری سپرد گرچه بسیاری  نیز بر او گردآمدند لیکن بنا بر کین بود و بازماندگان را مقاتله تنها فرجام پیش روی بود..و چنان جویی از خون بر نهروان روان گشت که بیش از ده تن از خارجیان باقی نماندند.

اما اینان را شجره و خویش و خویشانی بود و  عرب به قبیله زنده بود ، پس  حجاز را  مه اختلاف  در بر گرفته بود و امویان  نیز در شام  بر عده و عده بودند.

انان که عثمان و بانوی او  نائله بنت فرافصه را بخون آلوده بودند تنها راه نجات جامعه العرب را از پیش برداشتن سه تن دیگر  می دانستند  پس قرعه  خون علی مرتضی بر عبدالرحمن ابن ملجم مرادی  افتاد  همو که در جمل در رکاب  امیر بود و در بیعت با علی سه بار در تکرار بیعت امده بود.

در ۱۹ رمضان ۴۰ هجری تیغ کین بر فرق امیر المومنین فرو  آمد و ماتمی ابدی و داغی بی نهایت بر جان عاشقان و عارفان فتاد.

در عصبیت قبایل عربی  که هر یک خویشتن و نیاکان و بتان خویش را بر دیگری فزونتر می یافت و ابد الاباد بر توسن تفاخر بودند پیامبر عظیم الشان اسلام  به مجاهدتی سخت انان را گرد هم اورده و انما المسلمون اخوه  اموخته بود لیکن  این عصبیت  ۳۵ سال بیش دوام نیاورد و خیمه اسلام با فتنه نخست در خویش لرزید و فتنه های بعدی به مقاتلی بهت انگیز روان گشت که در  شرحی کوتاه آوردیم.

www.ulkamiz.ir

 


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا