گزارش

در یکصد و یکمین نشست انجمن جیحون چه گذشت؟ + تصاویر

یاز اوغول / دردی یاز / درمانی یاز

پایگاه خبری اولکامیز- یکصد و یکمین نشست انجمن ادبی جیحون، همزمان با سالروز تولد لطیف ایزدی عضو هیئت مؤسس جیحون برگزار شد. وی در چنین روزی سال ۱۳۵۳ چشم به جهان گشود. اگر چه سه تن از اعضای جیحون متولد اردیبهشت ماه بودند ولی بر حسب اتفاق این برنامه سومین روز ماه دوم بهار رقم خورد. نورنیار آق قصه گو و شاعر کودکان در اولین روز، لطیف ایزدی روزنامه نگار و فعال فرهنگ و ادبیات سومین روز و بای محمد چندری خواننده موسیقی سنتی ترکمنی و شاعر پنجمین روز اردیبهشت به این سرای خاکی قدم گذاشتند.

در عصر چنین روزی از ساعت ۴ تا ۷ شب شاعران و نویسندگان و اعضای انجمن جیحون و علاقمندان به ادبیات در دفتر بنیاد مختومقلی نزدیک بزرگترین برج آجری جهان کنار هم گرد هم آمدند و لحظاتی خوش پربار را به دور از عم دنیا گذراندند.

با نشریه صحرا به مطبوعات پیوستم

لطیف ایزدی گفت: امروز روز تولدم است و برای اولین بار نشست انجمن جیحون مصادف با روز تولدم برگزار می شود این اتفاق جالب و مبارکی است. بنده در چنین روزی سوم اردیبهشت سال ۱۳۵۳ در روستایی نزدیک به آق قلا به نام دوگونچی متولد شدم. در خانواده فرهنگی بزرگ شدم. از طایفه دوگونچی هستم. مدارس ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهم و سال اول دبیرستان را در آق قلا خواندم. سال ۱۳۶۹ وارد دانشسرای سرخنکلاته گرگان شدم. خرداد ماه سال ۱۳۷۳ دیپلم گرفتم. یک سال پشت کنکور ماندم و سال ۱۳۷۴ در رشته ادبیات فارسی تربیت معلم بابل قبول شدم. مهر سال ۱۳۷۶ در روستاهای کلاله به معلمی پرداختم و بعدها در شهرستان های گنبد، کوموش تپه و مراوه تپه تدریس کردم. کارشناسی ادبیات فارسی را از دانشگاه آزاد علی آباد و کارشناسی ارشد ادبیات را از دانشگاه آزاد گرگان گرفتم. در مهر ماه ۱۴۰۰ از آموزش و پرورش بازنشسته شدم.

وی افزود: فعالیت رسانه ای ام را سال ۱۳۷۸ با نشریه صحرا آغاز کردم و سالها خبرنگار رسمی آن نشریه مردمی بودم. با نشریات دیگر همزیستی و اقتصاد گلستان مدتی همکاری کردم. به عنوان سردبیر ضمیمه استانی روزنامه ابتکار فعالیت کردم. همچنین چند صباحی دبیر بخش ترکمنها در روزنامه گلشن مهر زیر نظر احسان مکتبی فعالیت داشتم.

تاسیس اولکامیزدر دهه ۸۰

ایزدی اعلام کرد: در دهه ۸۰ ابتدا با سایت دانشجویان ترکمن همکاری می کردم سپس سال ۱۳۸۵ سایت اولکامیز را راه اندازی کردم که تاکنون نیز ادامه دارد. سال ۱۴۰۰ ماهنامه ترکمن دیار  منتشر کردم که تاکنون  ۳۳ شماره چاپ کردیم. در سال ۱۴۰۳ موسسه مطبوعاتی ترکمن دیار را تاسیس کردم و تاکنون کلاسهای خبرنگاری، مراسم ها و نشست های متعدد فرهنگی ادبی اجتماعی را در ترکمن صحرا برگزار کردیم. از دهه هشتاد عضو انجمن ادبی میراث هستم و بعدها در دهه نود به همراه دوستان اهل فرهنگ انجمن جیحون را تشکیل دادیم.

حضرت قلی سرمایه فرهنگی مدیریتی استان بود

بخش دوم سخنان لطیف ایزدی در مورد فرماندار فقید مراوه تپه بود. وی مهندس حاجیلی دوجی را از سرمایه های فرهنگی مدیریتی ترکمن صحرا دانست که در ۵۰ سالگی در آخرین روزهای فروردین امسال درگذشت.  چهار سال ریاست آموزش و پرورش و نزدیک به دو  سال فرماندار شهرستان مراوه تپه را بر عهده داشت. به مقوله فرهنگ و ادبیات دلبستگی داشت. ایشان پس از فرمانداری اهالی فرهنگ و ادبیات و رسانه را به مراوه تپه دعوت کرد و نشست فرهنگی هنری مهمی برگزار کرد. او کارشناسی فیزیک از دانشگاه قزوین، مهندسی عمران از دانشگاه آزادشهر و ارشد ادبیات از دانشگاه گلستان اخذ نمود.

شعری در رثای حضرت

ایزدی در پایان سخنانش شعر ی سوزناک از قمرالدین سیدی در سوگ مهندس دوجی با عنوان ( سن حضرت قلی ) قرائت کرد:

دوغونگ دا دوغوپ دئنگ سن بیر دوغوم لی

خایئپ ایردن گیتدینگ سن حضرت غولی

اولی دئنگ اولالدئنگ عالئم لاریالی

نادانا بؤوِتدینگ سن حضرت غولی

ماراوا دان دوغان ماروانگ ایلی

بوگۆن سن سیز آغلاپ بۆکۆلدی بیلی

سن ایل گۆنه چئندان گرک دینگ هألی

گؤزلر غاما چاتدئنگ سن حضرت غولی

پالیزان پایئنگا پۆرکۆپ آغلادی

اترک آینئپ بوگۆن سنی یوقلا دی

سونگی داغ یوق لئغنگا یاغئب چئغلادی

واخ هنیز ایر ، گیتدینگ سن حضرت غولی

سن باشدئنگ سن باشلاق لارا باش بولدئنگ

هریتیمه سن گؤز بولدونگ قاش بولدونگ

پنا سئزا پنا بولدونگ خوش بولدونگ

واخ اؤتمه سیز واغئت اؤتدینگ سن حضرت غولی

گۆلر یۆزلی دینگ سن یۆزینگ ده گۆلکی

گؤرن لر صئفاتئنگ تانادی ایلکی

خالق سنی سئلادی، سئلادئنگ خالقی

گلمزیولا أتدینگ سن حضرت غولی

گؤزلریم دولی یاش یۆرک دولی غام

یارادان غام لارما تاپسانا بیر چِم

پیرلر اؤولیالار  ابرایئم ادهم

شولاری یار توتدینگ سن حضرت غولی

ایل اوغلی دئنگ ام سیز کسل ساتاشدی

آغلاماقدان سیل لر سیله غاتئشدی

گؤزلر یاشدان یۆرک دولی آتئش دی

نردینگ واخ ایر چؤکدینگ سن حضرت غولی

یازساما یازدئم من آغئر بو غوشغی

کیم دیکر یۆرک ده یئقئلان کؤشکی

واخ گۆلۆپ بیر گزگ گلسه دینگ کأشکی

گلمز یولا گیتدینگ سن حضرت غولی

 

آیا  شعر قابل ترجمه است؟

دکتراحمد مرادپور صاحب نظر مسائل فرهنگی اجتماعی منطقه یکی از سخنرانان نشست جیحون بود. وی گفت: حسرت انتقال مفاهیم ادبی ملل دیگر خصوصا انتقال مفاهیم شعری حسرتی کهن است ، زبان سیستم عامل انتقال مفاهیم است اماهر حوزه زیستی زبان انحصاری خویش را دارد لذا  علاقمندان فهم هنر، خاصه فهم شعر  با این مشکل ( حسرت فهمیدن ) روبرو بوده اند. می توان ادعا کرد تنها راه دستیابی به آناتومی شعری ذهن جوامع یادگیری زبان انان است ، اما این امر نیز سهل و آسان نیست لذا در این مقطع موضوع ضرورت ترجمه اشعار پیش می اید. ترجمه و برگرداندن شعر از زبان مبداء به زبان مقصد  پیشینه کهنی دارد. لیکن بشر همیشه میان پارادوکس وفاداری به متن شعر و روح شعر سرگردان بوده است. از رابرت فراست ادیب امریکایی جمله معروفی  قریب به این مضمون   روایت شده است. او می گوید : شعر همان چیزی است که نمیتوان ان را ترجمه کرد.

این حقوقدان اهل فرهنگ اظهار داشت: نگاهی به کارهای ترجمه مختومقلی فراغی در دوران کنونی شاهد مثال این ادعاست، به جرات می توان گفت دوستان همت گماشته و متن اصلی را به سخره و تمسخر گرفته اند البته با نیتی نیکو ووفاداری  قلبی،  اما انچه شاهد ان می باشیم نابودی ان است . دلیل ان نیز واضح است شعر حاوی صورت های خیالی است که توسط زبان به بند کشده می شود در ترجمه ، بدون دستیابی به روح ، زبان به بند کشیده شده را عینا منتقل می نمایند. اینجا شاهد دو ایراد هستیم:

الف) ترجمه صورت گرفته فاقد روح است  پس اساسا دیگر شعر نیست

ب) خود زبان نیز  دارای محتوی و مفاهیم چند لایه است، در اینجا میزان تسلط و ادراک معنایی مترجم ،  سطح  و زیبایی اثر  را تعیین می کند  و انچه ما تاکنون شاهد بودیم فقدان  ادراک مترجمان به لایه های گوناگون  می باشد و صرفا ابتدایی ترین معنا برداشت و منتقل شده است.

وی افزود: اثر ابداعی فیتز جرالد تحت عنوان ترجمه اشعار عمر خیام یک رنسانس ادبی بود او با کالبد شکافی اشعارموفق به تسخیر روح ان گشته و ان روح را در کالبد انگلیسی معرفی کرد، او با فهم معانی اقدام به باز سرایی اشعار نمود ، به نظر می رسد این روش مفهومی ترین و منطقی ترین روش در ترجمه می باشد ولو انکه با معنای کلاسیک ترجمه چونانکه در نثر می شناسیم فاصله داشته باشد

ترجمه یک فن است

آنادردی کریمی عضو ارشد جیحون در باره سه موضوع سخن گفت. وی ایتدا در باره ترجمه اظهار داشت: ترجمه یک فن است و دیدگاه‌های مختلفی در این باره مطرح شده است. برخی بر این باور هستند که ترجمه شعر دشوار است و زیبایی‌های شعر در ترجمه در مواردی حفظ نمی‌شود. برای نمونه یک شعر در زبان فارسی بخاطر صنایع ادبی مثل جناس، واج‌آرایی و… زیباست، ولی در ترجمه آن زیبایی منتقل نمی‌شود. برای نمونه در شعر زیر واج‌آرایی به زیبایی تمام آمده است اما در ترجمه به زبان‌های دیگر این زیبایی حفظ نشده است.                                                                                   « شبست و شاهد و شمع و شراب و شیرینی / غنیمتست چنین شب که دوستان بینی »

با این وجود برخی از اشعار را می‌توان ترجمه کرد، چون به اصطلاح تن به ترجمه می‌دهند. برخی خوانندگان ترجمه‌های احمد پوری را می‌پسندند. مثل ترجمه گزیده اشعار ناظم حکمت.

وی پیشنهاد کرد که یک جلسه در ارتباط با ترجمه در انجمن ادبی جیحون برگزار شود که مورد موافقت هیئت مدیره انجمن قرار گرفت.

زندگی نامه خودمان را بنویسیم  

موضوع دوم این نویسنده و محقق ترکمن، زندگی نامه نویسی بود. وی پیشنهاد مهمی ارائه داد و به ضرورت نگارش زندگینامه  نویسی تاکید کرد و گفت: در میان ترکمنان ساکن ایران توجه خاص و جدی به زندگینامه‌نویسی نشده است. جز سه یا چهار اثر در این ارتباط نگاشته نشده است که آن‌ها هم در مجموع کامل نیستند. پس بسیار ضرورت دارد که ترکمنان ایران به این مهم با جدیت بیشتر بپردازند. اینجانب به افراد مختلف پیشنهاد نگارش زندگینامه خودشان را کرده‌ام، ولی معمولا این سؤال را مطرح می‌نمایند که من چه اهمیت و جایگاهی دارم که زندگینامه‌ام را مردم بخوانند. مگر من سیاستمدار، هنرپیشه، ورزشکار معروف و…هستم که زندگی من برای آنان جذاب باشد؟ هر چند در وهله اول این مطلب درست بنظر می‌رسد، اما می‌تواند درست هم نباشد، چون هرکس برای خودش فرد مهمی است. زندگی، تجربیات، محیط زیست و…او با دیگران تفاوت‌های فراوان دارد. انتقال این موارد به دیگران بسیار مهم خواهد بود

عضو ارشد انجمن جیحون در فراز دیگر سخنانش بر اهمیت نگارش یادداشت‌های روزانه تأکید نمودند که می‌تواند در نگارش زندگینامه و خاطرات کمک بزرگی نماید. اینجانب از دوران دبیرستان به این مورد پرداخته‌ام، ولی افسوس که مستمر نبوده است. اما بطور جدی از آغاز سال ۱۴۰۳ تقریبا بیش از  ۹۵ درصد هر روز نوشته‌ام و از این جهت بسیار خوشحال هستم. با مطالعه برخی از یادداشت‌های دوران گذشته به خودشناسی می‌رسیم. بسیاری از حوادث و… که در طول زمان فراموش‌ شده‌اند را در یادداشت‌های خودم مشاهده می‌کنم.

کریمی اعلام آمادگی کرد که در صورت صلاحدید مسئولان انجمن جیحون در حد وسع و توان علمی خودش می‌تواند یک جلسه در باره اهمیت و نتایج و اثرات مهم نگارش زندگینامه و خاطرات و برخی از روش‌های زندگینامه‌نویسی، سخنرانی نماید. در ضمن ایشان به برخی از یادداشت‌های گذشته خودشان اشاره کردند.

خوانش شعر به زبان های ترکمنی ، ترکی و فارسی

در این نشست احمد عطا شعری که خطی زیبا دارد از بردی کوسه به نام ( دلبر سنی ) قرائت کرد. وی به درخواست مجری ای نشست آقای پورمحمدی در باره بردی کوسه صحبت کرد و گفت: بردی کوسه از شعرای جرگلان است در زندگی سخنی بسیار کشید. نام شعری اش آرام است.

حکیم بهرامی شاعر و هنرمند گنبدی که اولین استند آپ خود به زبان ترکمنی را در انجمن جیحون اجرا کرده بود روز پرفروغی داشت. وی با لحن و بیان جذاب به سه زبان ترکمنی، ترکی و فارسی اشعاری قرائت کرد که مورد توجه حاضرین قرار گرفت.

اولین شعرش ترکمنی بود به نام  ( یآش یازئجئلار اوچین” ) :

یاز اوغئل

یاز

“یازئلمالی اینهه شولار” دییأن لرینگی

عاقلئنگدان گچیانلاری

یوره گینگی یاقیانلاری

دویغولارنگی تولقوندوریان

یأ ده حزیل بریان

قانات بولوپ آسمان لارا اوچئریان

یأده یاش بولوپ گؤزلرینگدن آقیانلاری

گلدی گچدی دیمأنی

یاز گولوم

یاز!

* * *

دردی یاز

درمانی یاز

یاددان چئقان دستانی یاز

سویجینی هم آجینی یاز

دوغرینی یاز، اگرینی یاز

سؤیگی اوجاغی انه نی یاز

یول گؤرکزیان آتانی یاز

یوردونگی گؤر، واطانی یاز

واطاننی پولا ساتانی یاز

أویلر یئقان یالانی یاز

أولجک کیشی نگ سونگ دمینده

گوزلرینده یایناپ قالان آرمانی یاز

اوتور توماشاسئنا یاشایئشئنگ

سوراغلار سورا تأ بیلیانچأنگ

هر یاغدایدأکی اِنسانی یاز …

شعر دوم وی فارسی بود:

در کجا بنشسته ایم؟

شکوه از بی مهری آسان است

سهم ما در انتشار مهر چیست ؟

. . . عشق چیست؟

عشق هنر زخم مرهم است …

عشق را باید دید

عشق را باید کاشت

شعر سوم بهرامی به زبان ترکی استانبولی بود.

دکتر ابراهیم کلته از مهندس حضرت دوجی خاطره ای بیان کرد که شنیدنی بود. وی همچنین از وجود ۷۵ پیر در بین ترکمنها خبر داد که جالب توجه بود.

نورجان نجاری پیشکسوت عرصه هنر از کم رونق بودن  ادبیات در جامعه انتقاد کرد.

خدر حاسمی در سخنانی کوتاه به امر مطالعه تاکید کرد.

چرکز اونق مؤلف ترکمن به اصحاب قلم تاکید کرد که آثار خود را در زمانی که در دنیا هستند چاپ کنند.                              حاجی محمد خرمالی کارشناس امور بانکی نیز دقایقی در خصوص اهمیت اقتصاد در پیشبرد فرهنگ سخن گفت.

نورنیاز آق با تخلص قره جه اوغلان  ، حکیم بهرامی ،  تاج بردی آق (حمزه ) شاعر روستای آق ، پولاد صوفی زاده شاعر اهل عرب سورنگ ، بای محمد چندری شاعر باخشی از محله قدیمی بابل بهلکه گنبد ، ارسلان  کر شاعر و مولف جوان گنبدی دانشجوی حقوق اشعاری چند قرائت کردند.

نازمحمد یگن محمدی نویسنده و عضو جیحون هم دقایقی سخن گفت.

ارسلان کر عضو جوان انجمن جیحون را می توان پدیده فرهنگ و ادبیات ترکمنی نامید. وی دانشجوی حقوق و متولد ۱۳۸۴ است که تاکنون ۹ کتاب در عرصه فرهنگ و ادبیات به چاپ رسانده است.

فرهاد قاضی مدیر اجرایی انجمن جیحون که مدیریت این نشست را همچون جلسات و نشست های گذشته بر عهده داشت آخرین چهره ای بود که به صحنه دعوت شد. وی از حضور گرم و همراهی صمیمانه شاعران و نویسندگان و علاقمندان در اردوی فرهنگی ادبی جیحون که به مناسبت نشست یکصدم جیحون و هفته قبل در مراتع سرسبز شمال گنبد برگزار شده بود تشکر و قدردانی کرد.

مجری و گوینده این نشست پربار که حدود سه ساعت طول کشید کریم پورمحمدی بود که در فواصل برنامه اشعاری زیبا می خواند و محفل را گرم می کرد.

گفتنی است ریاست هیئت مدیره انجمن جیحون را امانقلیچ شادمهر نویسنده و نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی بر عهده دارد.

گزارش و عکس از : عبداللطیف ایزدی

www.ulkamiz.ir

 

 


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا