صلاح الدین ایوبی سردار ترکمن بود

پایگاه خبری اولکامیز – به نقل از مجله ترکمن دیار شماره سی و سوم، بهمن ۱۴۰۴ :
درتاریخ هر ملت وقومی شخصیت هایی بوده و هستند که هر انسانی به وجود آنها نهایت احترام قلبی را داشته و دارد. در تاریخ مسلمانان هم چنین شخصیت هایی بوده و هستند. شخصیت هایی که تمام وجودشان را برای عزت و عظمت دین اسلام داده اند و می دهند.
یکی از این شخصیت های بسیار معروف که هر انسان آزاده ای با شنیدن نامش به احترام او ذکرها، دعاها و… بعمل می آورد صلاح الدین ایوبی است. سردار معروف مسلمانی که رومیان این غارتگران تمدن اسلامی را در جنگ های متعددی شکست داده و سرزمین های اسلامی را از وجود ناپاکشان پاک نموده است.
گرچه در تاریخ بخصوص تاریخ ایرانیان او را سردار کورد تباری معرفی کرده اند. اما ما دراین مقاله سعی نموده ایم شخصیت واقعی او را به شما بزرگواران معرفی نمائیم.
البته ما از هر طایفه قوم و نژادی هم که باشد ذره ای نسبت به شخصیت و احترام او بی احترامی نداشته و نخواهیم داشت و همچنان با تمام وجودمان قدردان زحمات آن سردار شجاع بوده و هستیم. اما باز جهت روشن شدن حقیقت وجود این سردار شجاع در بعضی منابع دست به بررسی و تحقیق زده ایم که در اینجا آنها را بیان می داریم.
صلاح الدین ایوبی از نظر جسم ظاهری چنین بوده:
چشمان کشیده، گونه برجسته، چهره کاملا ترکمانی و.. کاملا به نژاد ترک آسیایی می خورد. گرچه بیشتر منابع اشاره به آن دارند که وی تبار قریشی دارد اما برخی او را از تبار ترکی می دانند. اما بر اثر تحریفات تبلیغی صورتگرفته او را کورد معرفی کرده اند.
صلاح الدین سرداری که در دربار نورالدین زنگی افشار و اتابکان موصل بزرگ شده. مادر و زن او از ترکان خوارزمشاهی می باشد. مادرش خاتون شجر الدر خوارزمی تورکمان که در ابتدا زن عزالدین آبیک تورکمانی بنیانگذار سلسله پادشاهی مملوکی درمصر بوده است. بعد از قتل عزالدین آبیک با نجم الدین ایوبی پدر صلاح الدین ازدواج می کند. ( منابع: عصر سلاطین الممالک و السلوک لمعرفه دول الملوک)
همچنین زن صلاح الدین عصمت الدین خاتون مملوکی دختر معین الدین انر تورکمانی حاکم وقت دمشق بوده است. ( منابع: المذیل فی تاریخ دمشق و سیره الظاهر بیبریس ).
با اینکه اکثریت مستندات نشان می دهد که صلاح الدین ایوبی از طرف مادری و پدری رگه های ترکمن داشته. حتی چهره ترکمانی بسان برخی ازشاهان ساسانی که مادران ترک داشته اند داشته است.
فرهنگ ترکمانی آنچنان بر آنها غالب بوده که نام دو تن از برادرانش توغ تکین و توران تکین نام های ترکی و ترکمنی بوده است اما علاوه بر موارد ذکر شده. دلایلی که ما ادعا داریم که صلاح الدین ترکمن بوده چنین است:
یکم. شعری در مدح صلاح الدین بزبان عربی وجود دارد که گویای ترک بودن اوست. از کتاب عقد الجمان فی تاریخ أهل الزمان از قرن نهم و نظمت شعراء کثیرون فی فتح السلطان هذه القلاع فمن ذالک ما نظمه شهاب الدین محمود بیتی از آن اشعار ( مابین مضطرم النار و مضطرب جیش من الترک ترک الحرب عندهم)
دوم. نوه صلاح الدین ایوبی یک کتاب به زبان عربی نوشته که در آن رگ و ریشه صلاح الدین ایوبی معلوم شده است که صلاح الدین ایوبی از تبار ترک است.
کتاب النوادر السلطانیه والمحاسن الیوسفیه (سیره صلاح الدین الایوبی). المؤلف یوسف بن رافع بن تمیم بن عتبه الأسدی الموصلی ابن شداد المتوفی۶۳۲ هجری)
در لغت نامه دهخدا کلمه قراقوش یا قراغوش به معنای پرنده سیاه می باشد. در این کتاب فوق گفته شده که صلاح الدین ایوبی ازطایفه تورک قراقوش یا پرنده سیاه بوده. نام برادر و جانشین او توران شاه می باشد. البته او یک برادر دیگر بنام توغ بیک داشته است.
سوم. کتاب الکامل فی التاریخ نویسنده اش أبوالحسن علی بن أبی الکرم محمد بن محمدبن عبدالکریم بن عبدالواحد الشیبانی الجرزی عز الدین ابن الأثیر المتوفی ۶۳۰ هجری که صلاح الدین را ترک معرفی میکند.
چهارم. کتاب مجموع الفتاوی نویسنده اش تقی الدین أبوالعیاس أحمدبن عبدالحلیم بن تیمی الحرانی المتوفی ۷۲۸ هجری هم صلاح الدین را ترک معرفی کرده است.
پنجم. نام های بستگان صلاح الدین ایوبی خود گویای ترک تبار بودن اوست.
زندگینامه صلاح الدین ایوبی:
در مقاله فوق ما براساس زندگینامه صلاح الدین ایوبی قهرمان حطین می خوانیم.
نجم الدین حاکم قلعه تکریت متوجه شد که بهروز حاکم بغداد او را ازحکومت عزل کرده است. بسیار از این جریان ناراحت گشت تا اینکه غلامش نزد او آمد و تولد فرزندش را خبر داد. در چنین وضعیتی ناچارا در شب بدون سر و صدا ازقلعه با بستگانش بیرون آمده در مسیر نامعلومی حرکت کرد.
فرزندش صلاح الدین درمسیر شیون ها می نمود و نجم الدین ازاین بابت خیلی ناراحت گشته و بر نوزاد خشم می کرد. غلام به نجم الدین گفت او نوزادی بیش نیست در حق او رحم کنید چون آینده درخشانی خواهد داشت.
نجم الدین میگفت چه آینده درخشانی که در شب نحس به دنیا آمد؟ در مسیر حرکت یادش آمد که نزد عمادالدین زنگی برود. سریع بطرف موصل حرکت کرد. وقتی به آنجا رسیدند خود و برادرش اسدالله به سپاه موصل پیوستند.
در جنگی سپاه موصل درسال۵۳۴ هجری قمری پیروز گشت. توسط عمادالدین حاکمیت آنجا را به نجم الدین داد. صلاح الدین در آن موقعیت خاص علم ها آموخت از پدر و عمویش.
روزی نورالدین پسر عمادالدین جهت حمله به مصر اسدالله را فرمانده سپاه کرد اسدالله به صلاح الدین گفت آماده شو که حرکت کنیم. صلاح الدین درجنگی توانست وزیرمکار مصر را بکشد مردم مصر ازکشته شدن وزیر خیانتکار خودشان خوشحال شدند.
پس ازفوت اسدالله برادرزاده اش صلاح الدین حاکم قاهره گردید. بعد وزیرخلیفه در مصرگردید. روزی جوهر خائن مصرکه ۵۰ هزار جنگجو داشت با نوشتن نامه به رومی ها قصدخیانت به مسلمانان را داشت که مأموران اورا گرفتند و صلاح الدین او را بخاطر خیانت کشت.
درحمله آموری پادشاه بیت المقدس صلاح الدین اورا شکست داد وبعد کشتی جنگی ساخت.پس ازچند مدت پدرش و اهل خانواده اش به مصر با اجازه نورالدین برگشتند بعد دولت فاطمی را شکست داد و گنج های زیادی بدست آمد بعنوان نمونه قصرفاطمی ۴۰۰۰ اتاق داشت درها ازطلا. تالار از زمرد، اموال را به نورالدین فرستاد وسهم خودش را درمدت ده سال فروخت ودربیت المال قرار داد.
درسال ۵۶۸ هجری پدرصلاح الدین فوت کرد. تورانشاه پادشاه یمن بودکه خیلی ها برعلیه صلاح الدین توطئه کردند اما توطئه توسط زین الدین بن نجا خنثی گردید دراسکندریه بررومی ها پیروز گشت.
نورالدین زنگی وارثی بنام ملک صالح اسماعیل داشت همه حاکمان شهرها برعلیه او توطئه کردند. اما صلاح الدین اورا حمایت کرد. درسال ۵۷۰ هجری به دمشق رسید سبکتکین اسماعیل را برعلیه صلاح الدین تحریک کرد وقتی به حلب رسید حامیان اسماعیل اجازه ورود به صلاح الدین ندادند.
اسماعیل به تحریک سبکتکین با حالت فریب گریه وزاری کرد و مردم را برعلیه صلاح الدین به شورش دعوت کرد. سبکتکین با دادن پول بعضی ها را مامورترور صلاح الدین کرد تا اینکه یکی نزد او رفت وقصد جانشان را کرد اما سپاهیان اورا گرفتند و کشتند وبقیه هم شناسایی شدند و به قتل رسیدند.
امیرموصل با تحریک حاکمان برعلیه صلاح الدین قصد نابودی وی را داشت. اما صلاح الدین با حمله به سپاه حاکم موصل اورا شکست داد. دراین اوضاع واحوال حشاشین نام فرقه ای که به صلاح الدین بخاطراینکه اورا عامل نابودی فاطمیان می دانستند کینه داشتند.
روزی یکی ازحشاشین وارد اتاق خواب صلاح الدین شده وبا خنجری به همراه نامه اش که نوشته من قصد کشتن تورا ندارم ولی مواظب باش و..
صلاح الدین ایوبی بخاطر همین به قلعه حشاشین حمله کرد ولی دخالت دایی او شهاب الدین حارمی مانع کشتارآنها گردید. اوبعدا به دمشق که زیر قیمومت برادرش توران شاه بود رفت با خاتون عصمه الدین مادر اسماعیل و زن نورالدین ازدواج کرد. درشهرقاهره مشغول ساخت وسازبود که به او خبردادند که رومیان پیمان شکنی کرده به شهربعلبک حمله کرده اند.
درسال ۵۷۳ هجری قمری صلاح الدین با گماردن برادرش درقاهره. به دمشق رفت. با تقسیم سپاه به چنددسته هریک به شهری حمله ورشدند ورومیان را شکست دادند. بعد قصد حمله به محکم ترین قلعه رومیان درعکا را داشت اما وقتی نزدیک عکارسید پادشاه رومیان قصد صلح بمدت دو سال کرد وصلح برقرار گردید.
جنگ حطین:
بقول مورخان صلاح الدین همیشه چهره ای بشاش وخطوطی ملایم، قدی متوسط، محاسن کوتاه، جامه ای با آستین بلند، عمامه ای برسر ، خنجری مرصع به جواهر، ورزیده، چابکسواری با هوش و با مروت، نیک و…بود.
در حمله به محاصره کرک جهت نجات حجاج زائران خانه خدا بود که زن رنیو و شاتیون که مشغول برگزاری عروسی پسرش بود. از صلاح الدین خواست که بخاطر عروسی پسرش حمله نکند او نیز موافقت کرد. اما شوهرش ازاین فرصت سوء استفاده کرده واز امیر بیت المقدس کمک خواست تا با صلاح الدین بجنگد اما بیمارشد وجنگ یکسال بعد شروع شد.
دراین جنگ اعراب ازهمه جا به او کمک کردند ناوگان ها مصری به فرماندهی لؤلؤ به مقر رومیان حرکت کردند.
پنج شنبه ۲۵ ژوئن ۱۱۷۸ میلادی در بیابان اردن سپاه۱۲ هزارنفری اسب سوارو ۱۳ هزارنفری پیاده درمقابل سپاه ۲۲ هزارنفری سواره و۶۰ هزار داوطلب جنگی رومیان رخ داد. دراین جنگ سپاه مسلمین با تمام وجود و با اخلاص شجاعت ها ازخود نشان دادند و بر رومیان درنهایت پیروز شدند. آن هم در وضعیتی که غیر نظامیان ازهر نظرحتی درانجام امورات مذهبی و… درآسایش بودند وچون مسلمانان درهمه شهرها زندگی راحتی داشتند.
روزی یک دختر رومی به صلاح الدین تهمت ها زد و گفت شما جلاد .قاتل.پدرم را کشتی.برادرم را اسیر کردی من الآن کسی را ندارم که مرا سرپرستی کند. صلاح الدین بدون ذره ای بی احترامی به دختر مسیحی گفت پدرت خود قاتل خود شد. اما برادرت را الآن من آزاد می کنم تا تو را سرپرستی کنند.
دختر رومی وقتی گذشت و محبت صلاح الدین را دید با چشمان اشک بار گفت: مرا ببخشید. چون ما درکشورمان دررابطه با سنگدلی، ظلم و…حکایت ها شنیده ایم. ولی الان متوجه حقایق شدم که همه حرف های آنها دروغ بوده است لعنت خدا برکسی باد که به ما دروغ ها گفته است.
بعد گفت: ای سردارمن فرزندم راگم کردم صلاح الدین فورا دستور داد که فرزند اورا پیدا کنند چون فرزندش پیدا شد. صلاح الدین گفت: طفلت را با تحریک برعلیه ما تربیت نکن چون ما ازسرزمین و حقوق خودمان دفاع می کنیم.
جنگ بین مسلمانان و رومیان چندین سال طول کشید ورومیان با توجه به صداقت وپاکی صلاح الدین ازنیرنگ های زیادی استفاده کردند. ازجمله وقتی رومیان تصرف شهر یافا وقدس راغیرممکن دیدند پیشنهاد صلح کرده حتی پادشاه رومیان خواهرش رابه عقد برادر صلاح الدین درآورد.
بعداز چند مدتی دوباره جنگ درگرفت.دراین جنگ پادشاه رومیان اسبش را ازدست داد ودرمحاصره سپاه مسلمین قرار گرفت. در چنین وضعیتی صلاح الدین دستورداد محاصره را بشکنند واسبی دراختیار پادشاه رومیان قرار دهند تا بی اسب نجنگد. بعد ها ریکادوس نابکار با ترفند دیگری خواست به سپاه مسلمین ضربه بزند. لذا جهت فراهم کردن زمینه جنگ صلح بمدت ۳ سال و۳ ماه میان طرفین برقرار گردید بعدازچند مدت سومین جنگ میان مسلمانان ومسیحیان رخ داد.
مسیحیان ازکشورهای آلمان.فرانسه انگلیس کشته ها دادند. درسال۱۱۹۲ میلادی ریکادوس به همراه ۲۰ پادشاه از دوستانش ازمنطقه جنگی به اروپا برگشت ودرآنجا بیمار گشت. صلاح الدین طبیب مخصوص خودش را نزد او فرستاد وخود با پایان جنگ به دمشق برگشت.
روزچهارشنبه۲۶ شوال مردم دردمشق ازاو استقبال باشکوهی انجام دادند وچهار ماه بخاطر ورودش پایکوبی ها کردند.
بالاخره در۱۶ صفر شب شنبه بهنگام استقبال از حجاج احساس تب و درد شدیدی کرد. شب تبش شدید گشت. پزشک حجامت کرد اما فایده ای نداشت. آب ولرم خواست آب داغ دادند ناراحت شد. بعد مجددا آب خواست. آب سرد دادند ناراحت شد وبا تبسم حاکی ازخوشحالی گفت: سبحان الله.کسی پیدا نمی شود آب نیمهگرم به من بدهد! در۱۲ ربیع الاول بعدازسه روزبیهوشی دارفانی راوداع گفت وبه دیدار پروردگارجلیل شتافت صدای گریه وزاری ازهر کوی وبرزن برخاست.
شاعر عماد اصفهانی شعری بدین مضمون در رثای او سروده است:
کجاست آنی که طاعتش بر ما و بر همه کس واجب است
فکر نکنید یک فرد مرده که جهانی مرده است
اگر این مرگ در زمان پیامبر(ص) بوده باشد بلا شک آیه ای نازل می شد.
بزرگترین نیروی نهفته در وجود صلاح الدین دوری از مزخرفات دنیوی بود. بعد ازفوت از خانه اش جز یک دینار و۳۸ درهم چیزدیگری نیافتند.
حکومت صلاح الدین ۲۴ سال دوام داشت که ۱۶ سال آنرا در نبرد گذراند و در خیمه زندگی کرد. این بود داستان زندگی سردار بزرگ اسلام که تاابد یاد وخاطره اش جاویدان خواهد بود.
منابع:
مقالات دکتر ارازمحمد سارلی در سفر به عراق
متون و منابع عربی شیرنظر شانلی بینوا
قهرمانحطین ( مؤلف: ناجحون لبنان.ترجمه: سیف الله رحیمی مزرعه شیخ )
تهیه و تنظیم: آنه محمد مارامایی ، فرهنگی بازنشسته
www.ulkamiz.ir





