یادداشت

با پدیده ی طلاق چه کنیم؟

پایگاه خبری اولکامیز- امان محمد خوجملی : بعد از اینکه مقاله طلاق ارزش یا ضد ارش را نوشتم بعضی از خوانندگان تقاضای راه حل برای حل این مشکل کردند. این مقاله در پاسخ به درخواست آن دوستان نوشته شد.

طلاق و جدایی در همه ی کشورها وجود دارد نمی شود آنرا به صفر رساند. حد متعارف آن در حد یکی دو درصد می باشد. اگر یک سوم ازدواجها مانند ایران به طلاق منجر شود نشانه ی بحران و وخامت اوضاع اجتماعی است که باید چاره اندیشی شود.

راه حل دادن به پدیده ی طلاق و حل مشکل آن مانند انتقاد کردن از آن آسان نیست. البته در سایر زمینه ها هم اینطوری است. یعنی انسان می تواند عیب و ایراد ها را به راحتی ببیند و پته ی آنرا به آب اندازد. ولی چگونگی برطرف کردن آنها مانند دیدن خودِ عیب آسان نیست.

می توانیم ضررهای تورم و گرانی را برشماریم اما این تورم چگونه باید مهار شود هزار نکته باریکتر از مو دارد که تشخیصش مشکل است. می گویند کارل مارکس در دیدن عیبهای جامعه سرمایه داری چیره دست و استاد بوده است. اما دارویی که برای دردهای سرمایه داری تجویز کرده مناسب نبوده است. پس تشخیص عیب شرط لازم است اما شرط کافی نیست. یعنی تشخیص مساوی با درمان نیست.

کسی می تواند با طلاق مبارزه کند که اول باید قبول کند طلاق و جدایی یک امر مذموم و بد است. کسی که این شرط اول را نپذیرد نمی تواند وارد مبارزه با طلاق شود.

پسر دختری که با یکدگر ازدواج می کنند قصد اولیه شان جدایی نیست. بلکه تشکیل خانواده و کامرانی و لذت جویی از یکدیگر است. اما این کامرانی و لذتجویی بدون هزینه نیست. این هزینه همان کار و زحمت و تلاش روزانه است. اگر با این هزینه ها مواجهه ی عقلانی و منطقی نشود کار را خراب می کند و کامجویی به تلخی می گراید. به قول حافظ شیراز «عشق اول آسان می نمود بعد افتاد مشکلها». اما این مشکلها که انواع و اقسام دارد که متخصصان جامعه شناسی و روانشناسی می توانند برای جوانان قبل از ازدواج تبیین و تشریح نمایند که با این مشکلات چگونه مواجه شوند.

بعد از وقوع طلاق و جدایی زن و شوهر از یکدیگر اولین ضربه روحی و روانی و عاطفی به فرزندان خردسال وارد می شود که بسیار نگران کننده است. ترمیم این مشکل سالها طول می کشد.

گفته می شود در کشورهای پیشرفته صنعتی برای حل این مشکل تمهیداتی برای نگه داری کودکان دریک مکان مناسب با حضور مددجویان در صورت نیاز اندیشیده شده است. جای آن در ایران خالی است. اگر هم باشد تعداد آنها بسیار محدود می باشد که باید هر چه زودتر جبران شود.

به نظرم اولین کار، اجتماعی و جامعه پذیر و مسئولیت پذیر کردن جوانان است که مستلزم کارهای عمیق فرهنگی درازمدت و مداوم است. این کار زمان بر است. نباید فکر کنیم امروز کاشتیم فردا درو کنیم. باید قبول کنیم حل مشکلات اجتماعی که در طی سالیان دراز بر اثر بی توجهی و بی مبالاتی درخصوص تربیت علمی و فرهنگی جوانان بوجود آمده است در کوتاه مدت حل و فصل نخواهد شد.

دومین کار مهم مبارزه با انقطاع فرهنگی است. انقطاع بدین معنا که ما هنوز نتوانسته ایم ارزشهای مهم فرهنگی خودمان مانند صداقت و راستگویی و کمک به همنوع و پرهیز از دروغگویی و عدم خیانت در امانت و پرهیز از کجروی و انواع اعتیاد و سایر ارزشهای خوب را به فرزندانمان منتقل بکنیم.

این ارزشها علاوه بر انتقال باید در وجودشان نهادینه شود. آنها را از این رو به آن رو بکند. همیشه در رفتار و کردارشان متجلی شود. روح انسان را از سیرت جوانان سیراب کند.

سومین کار مهم کسب علم و دانش است. هنوز در میان جوانان ما ارزش مطالعه و فراگیری علم جدی گرفته نمی شود. همه فکر می کنند بهترین ارزش زندگی فقط پول است آنهم از هر راه ممکن. علم از هر نوع آن دروازه ی ورود به حل مشکلات است هنوز ارزش آن در میان جوانان درک نشده اشت.

متاسفانه ما در این زمینه ها بسیار فقیر هستیم. این فقر و نداری در تمام زمینه ها احساس می شود. این به نظر من غیر طبیعی می باشد. یعنی ذات و سرشت مردم ما چنین نیست. موانع بیرونی و سیاست گذاریهای ناکارآمد مسبب آن می باشد که باید اصلاح شود.

چهارمین کار مهم آموزش کسب روزی حلال و پاکدستی برای جوانان است. جوانان نباید فکر کنند ثروت فقط پول است. در صورتیکه داشتن تن سالم، پدر و مادر خوب، برادر و خواهر خوب، همسایه ی خوب و…. همه سرمایه هستند.

به جوانان باید آموخت دید وسیعتری نسبت به زندگی داشته باشند و در افق آن شرح صدر بیشتری برای حل مشکلات زندگی خود به دست آورند. درست است فضای سیاسی و اقتصادی کشور و انواع دزدیها و اختلاسها و بی عدالتیها و حق کشی ها در طی سالهای اخیر فرهنگ عمومی کشور را خراب کرده است.

چشم انداز و امید و اعتماد به آینده در اثر تورم افسار گسیخته روزبروز کاهش پیدا می کند. اما بازهم در چنین فضایی می شود امیدوارانه کارهای فرهنگی و اعتماد سازی را ادامه داد و مایوس نشد. یاس و ناامیدی بزرگترین دشمن انسان است که هرگز نباید به آن تن داد. من آنچه به ذهنم رسید را با دوستان درمیان گذاشتم. امیدوارم سایر دوستان نیز در زمینه مشکلات جوانان اعم از طلاق و بیکاری و اعتیاد و خودکشی و امثال آن نظرات خود را بنویسند بلکه از راه تضارب آرا و اندیشه فرجی برای حل مشکلات جوانان حاصل شود. دهم مرداد ۱۴۰۰ / کانال تلگرامی فردای آزاد

www.ulkamiz.ir


نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

یک دیدگاه

  1. ✴ تامًلی بر ” آسیب های اجتماعی ”

    ✒ عظیم قرنجیک

    با سلام و عرض ادب ، و سپاس از جناب آقای خوجم لی عزیز ، که فتح بابی کرده اند؛ در خصوص یکی از آسیب های اجتماعی ( مسئله طلاق ) ، امید که پرداختن و توجه به شناخت آسیب های اجتماعی و یافتن راهبردها و راهکارهای علمی و عملی، در جهت پیشگیری و درمان آسیب ها و انواع جرایم اجتماعی ، به عنوان یکی از دغدعه های محققان ، متخصصان و مسئولان علمی – اجرایی جامعه تلقی گردد .

    👈 یکی از اشتغالات ذهنی اکثریت مردم جامعه ما ، نگرانی از گسترش آسیب های اجتماعی نظیر طلاق ، اعتیاد به مواد مخدر ، پرخاشگری و جنایت ، خودسوزی و خودکشی ، کودک ربایی و قتل و سرقت و انواع دیگر از آسیب های اجتماعی است، که بشدت شادابی و طراوت حیات اجتماعی ما راتهدید می کند که نیاز به برخورد واقع بینانه همه مسئولان ، کارشناسان نهادهای دولتی و غیردولتی را جهت شناخت علمی و طرح صحیح این آسیب ها و ریشه یابی و تحلیل علل وعوامل موثر بر پیدایش و گسترش و بالاخره ارائه راهبردهای مناسب مبتنی بر یافته های علمی برای اصلاح بینش ها و نگرش های موجود، در جهت مواجهه خردمندانه و اقدامات همه جانبه و هماهنگی همدلانه در راستای درمان و پیشگیری آنها را می طلبد.
    آسیب های اجتماعی با وجود تنوع و تعدد آنها، متاسفانه پدیده هایی واقعی هستند، و جهل نسبت به آنها، نافی آن ها نیست ، البته علیرغم تنوع آنها قابل درمان و پیشگیری هم هستند، که آن هم در هر جامعه ای، موکول به شناخت علمی ویژگی ها و قانونمندی های حاکم بر تحول هر یک از آسیب ها در آن جامعه و بکارگیری یافته های علمی در فرآیند برنامه ریزی های اجتماعی است که این امر خود یکی از چالش های اساسی اغلب دولت ها بوده است و میزان موفقیت هر جامعه ای معرف کارایی نظام مدیریتی غالب بر آن جامعه است.
    تشدید و گسترش آسیب های اجتماعی نشان از بحران نظام اجتماعی دارد، و در واقع ، آسیب های اجتماعی انرژی هرز رفته ای است که نظام اجتماعی بحران زا و ناکارآمد بر مردم جامعه خود تحمیل می کند، و باعث و بانی هزینه هایی است که مردم آن جامعه ، برای آن نظام اجتماعی که از ساماندهی نظم و مدیریت تضادهای درونی خود عاجز ودرمانده اند، می پردازند.
    متاسفانه در جامعه ما بنا به ملاحظاتی ، برخی از آسیب های اجتماعی با مسائلی چون کتمان و کوچک نمایی یا برخی هم با مبالغه و بزرگ نمایی روبروی هستند، و این هم شاید به خاطر ضعف حوزه عمومی باشد ، حوزه ای که بتواند رابطه افراد را با بخش دولتی و بخش غیررسمی جامعه تعدیل و تنظیم نماید ، بطوری که کارشناسان و متخصصان مرتبط با هریک از آسیب های اجتماعی، بتوانند به دور از برخوردهای سیاسی و ایدئولوژیک به این مسائل ورود پیدا کرده ، آزادانه وخردمندانه، به طرح صحیح مسائل و آسیب های اجتماعی بپردازند، و راهکارهای علمی و عملی برون رفت از این معضلات اجتماعی را ارائه نمایند

    علی ایحال ، برای شناخت و پیشگیری از آسیب های اجتماعی، عجالتاً نیازمند آنیم که درصدد یافتن پاسخ های علمی به این پرسش های زیر باشیم :

    * اینکه ما در جامعه با چه گونه آسیب های اجتماعی مواجه هستیم؟
    * هریک از این آسیب های اجتماعی دارای چه ویژگی هایی است؟
    * شرایط و عوامل خاص پیدایش و تحول و گسترش هر یک از آسیبهای اجتماعی کدامند ؟
    * برای مقابله صحیح با آسیب های اجتماعی و پیشگیری از گسترش آنها چه می توان کرد، و چه راهکارهایی می توان ارائه نمود ؟

    البته پرداختن به امر مهم مسئله آسیب ها و جرائم اجتماعی ، نیاز به فراهم نمودن زمینه های تعامل و گفت و گوی آزاد و خردمندانه متخصصان امر و مسئولان اجرایی و مردم برای ایجاد حرکتی ملی، و همچنین تقویت وفاق ملی برای مواجهه با آسیب های اجتماعی و برنامه ریزی همه جانبه و مستمر، در جهت پیشگیری و درمان آنها می باشد . برگزاری همایش ها ، میزگردها ، کارگاهها ، و همسویی و همکاری بین بخش های علمی و اجرایی و برنامه ریزی کشور، فراهم نمودن زمینه های لازم برای انجام تحقیقات موثر – از جمله داشتن یک نظام آماری جامع و دقیق از انواع آسیب ها و جرائم اجتماعی بمنظور احصاء آسیب ها و به منظور فراهم نمودن زمینه لازم در جهت انجام تحقیقات علمی – و نقد دانش های موجود وحمایت از تولید دانش های جدید ، و.،.. می تواند حداقلی از گام و قدم هایی موثر و مفید، در جهت شناخت مسئله بوده ، و نشان از اراده و انگیزه مسئولان امر، و یافتن سمت و سویی برای زدودن انواع آسیب های اجتماعی از دامان جامعه باشد .
    برای تقویت و تداوم حرکت های آسیب زدایانه ، از یک سو ، نیاز به تعامل و همفکری محققان و متخصصان و تحصیل کرده ها ، بالاخص در حوزه های جامعه شناسی ، روان شناسی و مددکاری های اجتماعی و نیز حمایت خیرین و مسئولان امر ، بویژه همسویی بخش های علمی ، اجرایی و تحقیقاتی با نهادهای رسمی و غیررسمی داشته ، و از سویی دیگر ،آموزش و ترویج یافته ها و نتایج علمی در میان افراد گروه های ذیربط و فرهنگ سازی مداوم می تواند در ارائه راهکارها و راهبردهای عملی و علمی برای درمان و پیشگیری هر یک از آسیب های اجتماعی موثر و مفید باشد . پرداختن در حوزه های عمومی و بیان آزادانه دیدگاههای علمی و اجرایی متخصصان و محققان در رسانه های گروهی بالاخص در سایت ها و فضاهای مجازی و مطبوعات و… می تواند راهگشای شناخت و رفع موانع آسیب های اجتماعی قلمداد شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا